
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:@جوکستان وتصاویر روز@ در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
::
ایران پاتوق ، فتو گالری
::
کتابخانه الکترونیکی ایران
::
cd و dvd آموزشی
::
دانلود فيلم عكس و كليپ ايراني
::
zanrooz.com
::
بی کلک دات کام
::
دانلود اهنگهای ایرانی وخارجی
::
محل اجتماع بيكاران
::
نبوغ | پورتال سرگرمي و تفریحی
::
مجله اينترنتي بانوان
::
سایت آموزش پارسیان
::
کتابخانه الکترونیکی دانلود کتب فارسی رایگان
::
شعر، اس ام اس و عکس برتر
::
ادامه - آرشیو لینکدونی ...

نحوه کاهش حجم تصاوير در فتوشاپ
احتمالا براي شما هم پيش آمده كه بخواهيد عكسي را كه اسكن كرده ايد يا با دوربين هاي ديجيتال گرفته ايد، روي فلاپي ديسك كپي كنيد يا از طريق اي ميل براي آشنايان ارسال كنيد. در اين مواقع يكي از مشكلاتي كه اغلب به آن بر مي خوريم، حجم بالاي عكسها است. در اين جا ميخواهيم روش كم كردن حجم عكسها را بررسي كنيم. به صورتي كه حجم آنها به حد اقل برسد و از كيفيت آنها نيز حتي الامكان كاسته نشود. براي مثال ما عكسي با فرمت Tif داريم كه با دقت 300 نقطه در اينچ اسكن شده است. اولين نكته اي كه در حجم تصاوير اهميت زيادي دارد ، فرمت آنهاست، براي مثال فرمت ها Tiff و Psd حجم بسيار بالائي دارند ولي فرمت هائي مثل Gif و Jpg كمترين حجم را دارند.پس مهم ترين كار تغير فرمت تصاوير است. نكته دوم، دقت تصوير مي باشد.براي اين كه كيفيت عكس هنگام چاپ مناسب باشد، دقت آن حد اقل بايد برابر 300 نقطه در اينچ باشد، ولي براي مشاهده تصوير روي مانيتور دقت 72 نقطه در اينچ كافي است . تصوير را در فتوشاپ باز مي كنيم. اولين كار اين است كه دقت تصوير را پائين بياوريد. براي اين كار از منوي Image ...
متن کامل ادامه مطلب...
با چه زنان و مردانی نمیتوان ازدواج کرد
ازدواج نهادي مدني در حقوق ايران است كه علاوه بر اين كه واجد آثار حقوقي و مدني زيادي مي باشد از نظر ديني هم امري بسيار پسنديده بوده و داراي آثار معنوي و اخروي نيز هست . لذا مجرد ماندن و ترك اين شيوه ي حسنه مذمت ( سرزنش ) شده است و چنانچه فردي به خاطرازدواج نكردن مرتكب گناه شود تجرد وي ، حرام خواهد بود . به همين دليل آشنا بودن با قواعد حاكم بر اين نهاد، امري لازم است . يكي از اين قاعده ها موضوع ممنوعيت نكاح با بعضي افراد است . لذا بايد با كسي ازدواج كرد كه از نظر شرعي و قانوني براي آن مانعي وجود نداشته باشد. در اين بحث ذيلاً به بررسي موضوع ممنوع بودن ازدواج با گروهي از زنان و مردان مي پردازيم كه درقانون مدني ايران آن را جزء " موانع نكاح " شمرده اند.
1) ناشي ازخويشاوندي نسبي
2) ناشي از خويشاوندي سببي
3) ناشي از خويشاوندي رضاعي
4) موارد متفرقه
5) رعايت مصالح كشور
1) ازدواج با پدر و اجداد پدري و با مادر و جده ها ي مادري.
2) ازدواج با فرزندان و نوه ها و نتيجه ها ، هرچه قدر كه پايين تر برود.
3) ازدواج با برادرو خواهر و اولا د و نوه ها و نتيجه هاي آنان.
4) ازدواج با عمه ، خاله ، عمه و دايي هايي خود و عمه و خاله و عموها و دايي ها ي پدر و مادر و اجداد .
1) مرد نمي تواند با مادر و نيز جده هاي زن خود و نيز مادر و جده هاي رضاعي زن خود ازدواج كند و اين حرمت، ابدي است . يعني اگر مردي فقط برا ي چند دقيقه با زني حتي ازدواج موقت نمايد و حتي آنها همديگر را هم نبينند اين محرميت حاصل شده و آن مرد با مادر و جده هاي نسبي يا رضاعي همسر فعلي يا سابق خود براي هميشه محرم است .
2) زن نيز نمي تواند با پدر و اجداد نسبي يا رضاعي شوهر خود ازدواج كند و تفصيل آن نيز مانند مورد بالا درباره زن نيز صادق خواهد بود.
3) زن پدر يا اجداد نسبي يا رضاعي انسان براي هميشه بر وي حرامند . لذا اگرزني ولو چند دقيقه نيز به عقد مردي درآيد و بعد هم جدا شود براي هميشه به پسر و نوه و نتيجه هاي آن مرد حرام خواهد بود.
4) عروس نيز براي هميشه به پدر شوهر و اجداد شوهرش حرام است.
تذكر : محرميت حاصله از ازدواج هاي ياد شده هم خاص ازدواج دائم است و هم شامل ازدواج موقت مي شود . وجود رابطه زناشويي لازم نيست و صرف جاري شدن صيغه نكاح ، كافي براي اين محرميت خواهد بود.
5) اگر مردي با زني ازدواج كند وآن زن ، دختر يا دختراني از شوهر قبلي اش داشته باشد ، تا زماني كه اين زن در عقد مرد است اين دختران نيز با پدر خوانده شان محرم هستند واگربين زن وشوهر مزبور، رابطه زناشويي واقع نشده باشد پس از جدا شدن ، مجدداً اين دختر بر پدرخوانده سابقش نامحرم خواهد بود و مي تواند با وي ازدواج كند اما اگر بين زن و شوهر مزبور رابطه زناشويي رخ داده باشد دختر زن به پدر خوانده يا همان شوهر مادرش براي هميشه محرم است و جدايي مادر نيز نقشي دراين ميان نخواهد داشت.
6) كسي نمي تواند همزمان با دو يا چند خواهر ازدواج كند. لذا اگر مردي با زني ازدواج نمايد ، تا زماني كه از وي جدا نشده نمي تواند با خواهرش ازدواج كند كه البته دراين مورد خواهر زن ، محرم شرعي كه ملزم به رعايت حجاب نيست نخواهد بود بلكه از اين جهت نامحرم است.
تذكر : اگر مردي زنش را طلاق رجعي ( طلاقي كه مرد مي تواند باز زن را به ازدواج خود در آورد ) دهد، چون در اين نوع طلاق در عِدّه قانوني ( مدتي كه زن پس از طلاق يا فوت شوهر نبايد ازدواج كند ) ، زن همانند زوجه مرد فرض مي شود ، تا پايان عده ، حق ازدواج با خواهر زن وجود ندارد ولي در سايرطلاق ها يا عدّه ي عقد موقت، مي توان در ايام عِدّه با خواهر زن ازدواج نمود.
7) ازدواج با برادرزاده يا خواهرزاده زوجه، بدون اذن وي ممنوع است . لذا اگر مردي بدون كسب اجازه همسرش با برادرزاده يا خواهرزاده او ازدواج كند اين عقد جايز و صحيح نخواهد بود ولي اگربعداً بتواند رضايت همسرش را كسب كند ازدواج قبلي نافذ مي گردد و نياز به عقد مجدد نمي باشد. اما اگرهمسرش از موضوع عقد با خبر شود و آن را تنفيذ ( تأييد ) نكندعقد باطل مي شود.
تذكر : اگر مردي با زني ازدواج كند مي تواند بعداً با خاله يا عمه وي ازدواج نمايد و نيازي به اعلام موضوع به زن خود ندارد.
8) اگر مردي سه بار متوالي همسر خود را طلاق دهد ، پس از وقوع طلاق سوم ( سه طلاقه ) اين زوجه مطلقه ، بر مرد حرام مي شود خواه با وي رابطه ي زناشويي داشته يا نداشته باشد .
اگر مرد بخواهد دوباره با وي ازدواج كند بايد اين زن با مرد ديگري ازدواج دائم نموده و با وي رابطه زناشويي نيز داشته باشد و سپس ازوي جدا شود و زن پس از تمام شدن ايام عده مي تواند به عقد شوهراول درآيد . اصطلاحاً به شوهر دوم مُحلّل ( حلال گرداننده ) گفته مي شود زيرا باعث از بين رفتن حرمت ازدواج بين شوهر اول و همسرش مي گردد.
تذكر : موضوع ياد شده خاص طلاق و ازدواج دائم است. لذا اگر مردي پس از عقد موقت از همسرش جدا شود يا بر اثر فسخ بين زوجين ، جدايي واقع گردد مشمول قاعده مزبور نخواهد بود.
1) اگر مردي همسرش را نـُه بار طلاق دهد به صورتي كه شش بار آن طلاق رجعي باشد اين زن براي هميشه براين مرد حرام مي شود كه اصطلاحاً به وي ( نه طلاقه ) گفته مي شود و محلل نيز در اين مورد كارسازنخواهد بود.
يكي از اقسام خويشاوندي ، قرابت ناشي از شيرخوارگي (رضاع) است.
بدين ترتيب كه اگر زني با شرايط ذيل به كودكي شير دهد بين آن كودك و زن نسبت مادر و فرزندي رضاعي پيش مي آيد و فرزندان آن زن نيز با شيرخواره ، خواهر و برادر رضاعي مي شوند و شوهر آن زن هم ، پدر رضاعي مي شود و شوهر آن زن هم ، پدر رضاعي وي محسوب مي شود و خلاصه برادر و خواهر آن زن هم دايي و خاله او به شمار مي روند و همين طور الي آخر.
1) شير زن ناشي از حمل مشروع باشد.
2) شير، مستقيماً مكيده شود. لذا اگر شير در قاشق يا سرشيشه ريخته شود و به كودك داده شود فايده اي ندارد.
3) كودك لااقل 15 دفعه متوالي و يا در يك شبانه روز از شيربخورد. ضمناً نبايد دربين دفعات شير خوردن ، از غذا يا شير زن ديگري مصرف كند.
4) شيرخوردن كودك ، قبل از تمام شدن دو سالگي او باشد.
5) مقدار شيري كه خورده از يك زن و شوهر حاصل شده باشد.
بدين ترتيب خويشاوندي رضاعي ازحيث محرميت و ماهيت نكاح همانند قرابت نسبي است . لذا همان گونه كه خواهر و برادر يا مادر و مادربزرگ نسبي محرم است ، رضاعي آن نيز محرم مي باشد ولي رابطه توارث بين آنان ايجاد نمي شود.
تذكر: اگر مادر بزرگي به نوه دختري خودش با شرايط مزبور شير دهد، مادر آن كودك بر شوهرش حرام مي گردد زيرا اين مادر بزرگ با اين كارش ، دخترش را به خواهر رضاعي نوه اش تبديل نموده و چون ازدواج با خواهر فرزند جايز نيست اين زن بر شوهرش حرام مي شود.
1) گر مردي با علم به اين كه زني شوهر دارد يا درعِدّه طلاق يا وفات به سر مي برد وي را به عقد خود درآورد ، هم عقد باطل است و هم آن زن براي ابد به او حرام مي شود.
اما اگر مرد به موارد مزبور جاهل با شد يعني نداند زن ، شوهر دارد يا عِدّه اش تمام نشده و زن را به عقد خود در آورد عقد باطل است ؛ اما مي تواند پس از اتمام عِدّه ، زن را به عقد خود در آورد ولي اگربين آنها رابطه زناشويي نيز برقرار شده باشد، زن بر وي حرام هميشگي خواهد شد.
2) اگر مردي همسر دائمي اش را كه مسلمان و عفيفه است لِعان كند يعني به وي نسبت زنا دهد يا فرزندش را از خود نفي كند و اين كار را با شرايطي نزد قاضي انجام دهد بين اين زوجين براي هميشه جدايي واقع مي شود و بر هم حرام ابدي مي شوند.
3) اگر مرد يا زني در حال احرام ( حج) با فردي ازدواج كند و به حرمت اين كار هم آگاه باشد بين آن دو حرمت ابدي حاصل مي شود.
4) اگر مردي با زن شوهر دار يا زني كه در عِدّه طلاق رجعي است زنا كند آن زن براي هميشه به وي حرام مي شود.
تذكر: بعضي از فقها اين كار را موجب حرمت ابدي نمي دانند.
5) اگر مرد بالغ با پسري لواط كند مادرو خواهر و دختر آن پسر بروي حرام ابدي مي شوند ؛ ولي مفعول مي تواند با مادر وخواهر ودختر آن مرد ازدواج نمايد.
6) ازدواج زن مسلمان با مرد غيرمسلمان باطل و حرام است و با علم به حرمت ، زنا محسوب مي شود ولي مرد مسلمان مي تواند با زنان كافر اهل كتاب ( مسيحي، يهودي و زرتشتي) ازدواج موقت نمايد و بعضي از فقها، ازدواج دائم را هم جايز مي دانند ولي ازدواج با زنان غير اهل كتاب ، جايز نيست .
تذكر: بعضي از فقها گفته اند چنانچه مرد مسلماني داراي زن مسلمان باشد بدون اذن همسر مزبور حق ندارد زن اهل كتاب را به ازدواج خود در آورد.
7) ازدواج بين پيروان مذاهب اسلامي مثل شيعه و سني اشكالي ندارد ولي جهت رعايت كفويت ، بهتر است هر دو از يك فرقه باشند.
1) ازدواج مرد ايراني با زن غير ايراني بلا مانع است ولي اگر زن ايراني بخواهد با مسلمان غير ايراني ازدواج كند شرعاً اشكالي ندارد ولي براي ثبت آن و رسميت داشتن بايد از دولت كسب مجوز كند و گرنه از نظر دولت اين ازدواج رسميت نخواهد داشت.
2) ازدواج ايرانيان عضو وزارت امور خارجه يا نيروهاي مسلح با غير ايراني ها ممنوع است و بايد قبلاً مجوز آن از دولت اخذ شود و گرنه هم موجب تعقيب اداري و هم عدم به رسميت شناختن آن خواهد شد ؛ اگر چه شرعاً صحيح است.
تذكر : مطالبي كه گفته شد بيشتر در مورد ايرانيان شيعه حاكم است و چون موضوع ازدواج از احوال شخصي محسوب مي شود در مورد اهل سنت و نيز اهل كتاب ، احكام شرعي مذهب خودشان رعايت خواهد شد ، مگر اين كه آنان شخصاً رضايت خود را بر اِعمال قوانين مدني ايران بر روابط شخصي شان اعلام نمايند.
انزال زود رس چیست؟
انـزال زود رس بـه انـزالی غیر قابل کنترل گفته می شود که
قـبـل از نـزدیـکـی و انـجـام رابطه ی جنسی و یا مدت زمان
بسـیـار کـمـی پـس از آن بـا میزان تحریک کم و خلاف میل
فـرد انـجـام گیـرد. ایـن مسئـلـه مـی تـواند بـاعث نارضایتی
جـنسـی در هـر دو طــرف شـده و اضـطـراب نـاشـی از ایـن
مشـکـل را بیشـتـر کنـد. انـزال زود رس یکی از متداول ترین
نـارسایی های جنسی در مردان می باشد و ممکن است
برای هر مردی در بعضی مراحل زندگی رخ دهد.
عوامل
اکثر موارد انزال زود رس فاقد عامل یا دلیل خاص است. با بالاتر رفتن تجربه ی جنسی و سن، مردها یاد می گیرند که ارگاسم خود را به تاخیر بیندازند. انزال زود رس ممکن است با یک شریک جنسی جدید و در موقعیت های خاص اتفاق بیفتد، یا اینکه مدت زمانی طولانی باشد که فرد ارگاسم نشده باشد. عوامل روانی مثل اضطراب، احساس گناه، یا افسردگی نیز ممکن است منجر به انزال زودرس شوند. از آنجا که مصرف مشروبات الکلی، ارگاسم را به تاخیر میندازد، قطع مصرف این نوشیدنی ها قبل از برقراری رابطه ی جنسی نقش مهمی در این مشکل خواهد داشت. در برخی موارد، انزال زودرس ممکن است به خاطر عوامل پزشکی مثل مشکلات هورمونی، آسیب های جسمی و یا عوارض جانبی بعضی داروها باشد.
علائم
نشانه ی اصلی انزال زودرس، انزالی غیر قابل کنترل است که قبل از نزدیکی و انجام رابطه ی جنسی و یا مدت زمان بسیار کمی پس از آن اتفاق بیفتد. این انزال با میزان تحریک کم و خلاف میل فرد انجام گیرد.
روش تشخیص
متخصص و پزشک مربوطه سابقه ی جنسی و پزشکی شما را بررسی خواهد کرد و آزمایشات کلی را انجام خواهد داد. ممکن است پزشک بخواهد با همسر شما نیز صحبت کند، چون انزال زود رس ممکن است دلایل بسیاری داشته باشد. پزشک مربوطه آزمایشات لازم را انجام می دهد تا مشکلات پزشکی فرد را بررسی کند.
روش درمان
در بسیاری موارد، هیچ درمانی برای انزال زود رس وجود ندارد و خود به خود درمان میشود. انجام تمرینات ریلکسیشن و استفاده از متدهای منحرف کردن حواس میتواند به به تاخیر انداختن انزال کمک کند. در بعضی مردها قطع استفاده از تنباکو، مشروبات الکلی و مواد مخدر در این زمینه بسیار کمک کننده خواهد بود.
متخصص مربوطه از شما و همسرتان می خواهد که روی متدهایی برای به تاخیر انداختن انزال کار کنید. این تکنیک ها تشخیص و کنترل احساساتی است که باعث انزال زود رس می شود. در سایر موارد می توان برای کاهش ایجاد احساسات در آلت جنسی، استفاده از کاندوم توصیه می شود. مشاوره ها و رفتار درمانی می تواند اضطراب ناشی از این مسئله را در شما کاهش دهد.
داروهای بازدارنده ی SSRI مثل فلوکستین (پروزاک)، پاروکستین (پاکسیل)، و سرترالین (زولوف) گاهي برای این افراد تجویز می شود. این داروها به این دلیل استفاده میشوند چون یکی از عوارض جانبی SSRI، جلوگیری کردن از ارگاسم است که باعث به تاخیر انداختن انزال می شود.
توصیه های FDA: FDA به بیماران، خانواده ها و همه ی افراد توصیه می کند تا به دقت علائم خودکشی را در بزرگسالان و کودکانی که داروهای ضد افسردگی مصرف میکنند کنترل کنند. این مسئله به خصوص از ابتدای درمان و با تغییر دوز داروها اهمیت بیشتری دارد.
همچنین توصیه می کند که میزان اضطراب، وحشت، آشفتگی، زودرنجی، بی خوابی، تکانشگری، خصومت و دیوانگی بیماران به دقت کنترل شود. این مسئله برای کودکان که توانایی کمتری برای کنترل این احساسات در خود دارند اهمیت بیشتری دارد. FDA نمی گوید که مصرف داروهای ضد افسردگی قطع شود، اما توصیه او به کنترل این افراد و در صورت لزوم مراجعه به متخصصین مربوطه است .
انزال زود رس چیست؟
انـزال زود رس بـه انـزالی غیر قابل کنترل گفته می شود که
قـبـل از نـزدیـکـی و انـجـام رابطه ی جنسی و یا مدت زمان
بسـیـار کـمـی پـس از آن بـا میزان تحریک کم و خلاف میل
فـرد انـجـام گیـرد. ایـن مسئـلـه مـی تـواند بـاعث نارضایتی
جـنسـی در هـر دو طــرف شـده و اضـطـراب نـاشـی از ایـن
مشـکـل را بیشـتـر کنـد. انـزال زود رس یکی از متداول ترین
نـارسایی های جنسی در مردان می باشد و ممکن است
برای هر مردی در بعضی مراحل زندگی رخ دهد.
عوامل
اکثر موارد انزال زود رس فاقد عامل یا دلیل خاص است. با بالاتر رفتن تجربه ی جنسی و سن، مردها یاد می گیرند که ارگاسم خود را به تاخیر بیندازند. انزال زود رس ممکن است با یک شریک جنسی جدید و در موقعیت های خاص اتفاق بیفتد، یا اینکه مدت زمانی طولانی باشد که فرد ارگاسم نشده باشد. عوامل روانی مثل اضطراب، احساس گناه، یا افسردگی نیز ممکن است منجر به انزال زودرس شوند. از آنجا که مصرف مشروبات الکلی، ارگاسم را به تاخیر میندازد، قطع مصرف این نوشیدنی ها قبل از برقراری رابطه ی جنسی نقش مهمی در این مشکل خواهد داشت. در برخی موارد، انزال زودرس ممکن است به خاطر عوامل پزشکی مثل مشکلات هورمونی، آسیب های جسمی و یا عوارض جانبی بعضی داروها باشد.
علائم
نشانه ی اصلی انزال زودرس، انزالی غیر قابل کنترل است که قبل از نزدیکی و انجام رابطه ی جنسی و یا مدت زمان بسیار کمی پس از آن اتفاق بیفتد. این انزال با میزان تحریک کم و خلاف میل فرد انجام گیرد.
روش تشخیص
متخصص و پزشک مربوطه سابقه ی جنسی و پزشکی شما را بررسی خواهد کرد و آزمایشات کلی را انجام خواهد داد. ممکن است پزشک بخواهد با همسر شما نیز صحبت کند، چون انزال زود رس ممکن است دلایل بسیاری داشته باشد. پزشک مربوطه آزمایشات لازم را انجام می دهد تا مشکلات پزشکی فرد را بررسی کند.
روش درمان
در بسیاری موارد، هیچ درمانی برای انزال زود رس وجود ندارد و خود به خود درمان میشود. انجام تمرینات ریلکسیشن و استفاده از متدهای منحرف کردن حواس میتواند به به تاخیر انداختن انزال کمک کند. در بعضی مردها قطع استفاده از تنباکو، مشروبات الکلی و مواد مخدر در این زمینه بسیار کمک کننده خواهد بود.
متخصص مربوطه از شما و همسرتان می خواهد که روی متدهایی برای به تاخیر انداختن انزال کار کنید. این تکنیک ها تشخیص و کنترل احساساتی است که باعث انزال زود رس می شود. در سایر موارد می توان برای کاهش ایجاد احساسات در آلت جنسی، استفاده از کاندوم توصیه می شود. مشاوره ها و رفتار درمانی می تواند اضطراب ناشی از این مسئله را در شما کاهش دهد.
داروهای بازدارنده ی SSRI مثل فلوکستین (پروزاک)، پاروکستین (پاکسیل)، و سرترالین (زولوف) گاهي برای این افراد تجویز می شود. این داروها به این دلیل استفاده میشوند چون یکی از عوارض جانبی SSRI، جلوگیری کردن از ارگاسم است که باعث به تاخیر انداختن انزال می شود.
توصیه های FDA: FDA به بیماران، خانواده ها و همه ی افراد توصیه می کند تا به دقت علائم خودکشی را در بزرگسالان و کودکانی که داروهای ضد افسردگی مصرف میکنند کنترل کنند. این مسئله به خصوص از ابتدای درمان و با تغییر دوز داروها اهمیت بیشتری دارد.
همچنین توصیه می کند که میزان اضطراب، وحشت، آشفتگی، زودرنجی، بی خوابی، تکانشگری، خصومت و دیوانگی بیماران به دقت کنترل شود. این مسئله برای کودکان که توانایی کمتری برای کنترل این احساسات در خود دارند اهمیت بیشتری دارد. FDA نمی گوید که مصرف داروهای ضد افسردگی قطع شود، اما توصیه او به کنترل این افراد و در صورت لزوم مراجعه به متخصصین مربوطه است .
ادامه مطلب


جام جم آنلاين: نولا اوچز در 95 سالگی دانشجوی دانشگاه ایالتی فورت هیس ، امریکا است و روز 12 می که فارغ التحصیل می شود مسن ترین فردی خواهد بود که مدرکی از یک کالج می گیرد.
به گزارش آسوشیتدپرس ، خود او قصد رکوردشکنی نداشت. او همواره عاشق یادگرفتن بود: در نوجوانی در مزرعه ای در هوچ کانتی، بعدها به عنوان آموزگاری در مدرسه ای یک اتاقه پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان و سپس به عنوان زنی کشاورز و یک مادر او گفت: این اشتیاق برای یادگیری هنوز در من هست. برای انجام کاری غیرعادی به اینجا نیامدم. این کاری بود که می خواستم انجام دهم. این کار به من احساس رضایت می دهد. دوست دارم مطالعه کنم و یاد بگیرم.
مسن ترین فردی که پیش از او چز مدرک دانشگاهی گرفت موزله ریچاردسون بود که در 90 سالگی در 2004 از دانشگاه اوکلاهاما مدرک روزنامه نگاری گرفت.
یک مقام دانشگاهی در واشنگتن گفت: کاش همه ما اینقدر خوش شانس بودیم و چنین کارهای حیرت انگیزی می کردیم.
موفقیت او می تواند انگیزه ای برای همه ما باشد تا برای هدف ها و رویاهای خود تلاش کنیم.
|
خوش آمدید! |
![]() فال گرفتن از دیوان حافظ حال و شرایط خاصی دارد که معمولاً هنگامی که افراد دور یکدیگر جمع شده اند به گرفتن فال می پردازند. در موارد دیگر انسان باید شرایط روانی خاصی که مقتضای حال باشد داشته باشد. فال خوانی کار هر کسی نیست. در اغلب موارد فردی که ریش سفید مجلس و مورد احترام دیگران است و از صدایی دلنشین و سواد کافی برخوردار می باشد، برای فال گرفتن و فال خوانی انتخاب می شود. شیوه ی انتخاب غزل و فال خوانی نیز دارای آداب و شرایطی است. گرفتن بیش از سه فال برای یک نفر نشانه ی بی احترامی به حافظ قلمداد می شود. در این سایت برای مشاهده فال خود، ابتدا نیت کرده سپس بر روی دکمه ی نمایش فال کلیک نمایید. غزل، تعبیر و امکاناتی دیگر در اختیار شما قرار خواهد گرفت.(در آینده ای نزدیک، به کمک یکی از اساتید، تعبیر دوم انحصاری مخصوص سایت، به تعابیر افزوده خواهد شد.) نیت کننده معمولاً در هنگام تفأل از دیوان حافظ، او را به عزیزترین کسانش یعنی به خداوند و معشوقه اش (شاخ نبات) قسم می دهد. این قسم معمولاً به این شکل ادا می شود: ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی! تو را به خدا و به شاخ نباتت قسم می دهم که هر چه صلاح و مصلحت می بینی برایم آشکار و آرزوی مرا براورده سازی. ضمن اینکه شاید بهتر باشد برای شادی روح حافظ، صلوات یا فاتحه ای نثار نماییم! تشخیص و پذیرفتن خوب و بد از محتوای غزل، بستگی به وضعیت روحی، عاطفی و باور صاحب فال دارد. در هر صورت در هر غزل حافظ بیتی وجود دارد که صاحب فال آن را مناسب آرزو و نیت خود می یابد و همان را به عنوان وصف الحال و جواب حافظ می پذیرد و به آرامش خاطر دست می یابد. |
..........................................................
پر فروش ترین های فروشگاه
..........................................................
برای دیدن عکس ها به اندازه واقعی باید بر روی هر عکس کلیک کنید
نوشته شده توسط محمد در فروردین ۱۳۸7 و ساعت 09:47
عاشقانه دوستت دارم
محبوبم :
این روزها عطر حضورت آسمان مرا آبی کرده است .
این روز هاآسمان قلبم راپرنده های خنده هایت رنگین كرده اند.
این آسمان خود تو هستي .
" دلم میخواهد ابری باشم ،در آغوش همیشه مهربانت "
كوتاه ترين و بهترين جمله اي كه برايت مي نويسم :
دوستت دارم باتمام محبت وجودم، با تمام احساسم
دوستت دارم بيش تر از آن چه تصور مي كني!
فقط دوست دارم با معني بيشتراز دوست داشتن
دلبندم ،
تو روياي مني ، بزرگترين آرزوي مني ، عشق پاك مني ، همدم جان مني و نيمه ديگر زيبايي ام .
هنگامي كه به دلم قدم گذاشتي ، محبت و دوست داشتن را چه زيبا و با شكوه ديدم . به راستي كه با تو تحمل رنج و سختي ، چقدر راحت مي شود .
مهربانم ، من که نمي دانم تو كيستي !
برای مشاهده ی کامل عکسها بر روی خود عکس کلیک کنید
|
|
![]() |
|
|
عید غدیر در سیره اهلبیت(ع)
غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى» ، بلكه به عنوان یك«عید اسلامى» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهاى خاصىرا مىطلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آنرا بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.
مدل لباس های جديد مهمانی و مجلس ويژه بانوان![]()

ادامه تصاویر دیدنی است![]()
ازدواج در ضرب المثل های جهان
ازدواج در ضرب المثل های جهان .ezdevaj
١-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت. (ضرب المثل آلمانی)
٢ - مردی كه به خاطر”پول” زن می گيرد، به نوكری می رود. (ضرب المثل فرانسوی)
۳- لياقت داماد، به قدرت بازوی اوست. (ضرب المثل چينی)
۴- زنی سعادتمند است كه مطيع ”شوهر” باشد. (ضرب المثل يونانی)
٥- زن عاقل با داماد ”بی پول” خوب می سازد. (ضرب المثل انگليسی)
٦- زن مطيع فرمانروای قلب شوهر است. (ضرب المثل انگليسی)
٧- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. (ضرب المثل آلمانی)
٨ - داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بی لياقت. (ضرب المثل لهستانی)
٩- دختر عاقل، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح می دهد. (ضرب المثل ايتاليايی)
١٠ -داماد كه نشدی از يك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای.(ضرب المثل فرانسوی)
١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكی ثروتمند می شوی و با ديگری فقير. (ضرب المثل ايتاليايی)
١٢- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن. (ضرب المثل آذربايجانی)
١٣- برا ی يافتن زن می ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كنی. (ضرب المثل چينی)
١٤- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن. (ضرب المثل چينی)
١٥- اگر خواستی اختيار شوهرت را در دست بگيری اختيار شكمش را در دست بگير. (ضرب المثل اسپانيايی)
١٦- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار. (ضرب المثل تركی)
١٧- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)
١٨- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسيار بد. (ضرب المثل اسپانيايی)
١٩- ازدواج، زودش اشتباهی بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتری است. (ضرب المثل فرانسوی)
٢٠- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيمانی است. (سقراط)
٢١- ازدواج مثل اجرای يك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. (بورنز)
٢٢- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گيرد، برای پول هم از بين می رود. (رولاند)
٢٣- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است. (ناپلئون)
٢٤- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است. (محمد حجازی)
٢٥- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست، ولی می توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم. (خانم پرل باك)
٢٦- با زنی ازدواج كنيد كه اگر ”مرد” بود، بهترين دوست شما می شد. (بردون)
٢٧- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانيد. (سونی اسمارت)
٢٨- برای يك زندگی سعادتمندانه، مرد بايد ”كر” باشد و زن ”لال”. (سروانتس)
٢٩- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ”شجاعت”می خواهد. (كريستين)
٣٠- تا يك سال بعد از ازدواج، مرد و زن زشتی های يكديگر را نمی بينند. (اسمايلز)
٣١- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذاريد. (فرانكلين)
٣٢- خانه بدون زن، گورستان است. (بالزاك)
٣٣- تنها علاج عشق، ازدواج است. (آرت بوخوالد)
٣٤- ازدواج پيوندی است كه از درختی به درخت ديگر بزنند، اگر خوب گرفت هر دو ”زنده” می شوند و اگر ”بد” شد هر دو می ميرند. (سعيد نفيسی)
٣۵- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايی، سه ماه عاشقی، سه سال جنگ و سی سال تحمل! (تن)
٣٦- شوهر ”مغز” خانه است و زن ”قلب” آن. (سيريوس)
٣٧- عشق، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق. (بالزاك)
٣٨- قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هيچ نظريه ای نيستم. (لرد لوچستر)
٣٩- مردانی كه می كوشند زن ها را درك كنند، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج كنند. (بن بيكر)
٤٠- با ازدواج، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آينده اش. (سينكالويس)
٤١- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آيد. (پاستور)
٤٢- ازدواج كنيد، به هر وسيله ای كه می توانيد. زيرا اگر زن خوبی گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگی می شويد. (سقراط)
٤٣- قبل از رفتن به جنگ يكی دو بار و پيش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن. (يكی از دانشمندان لهستانی)
٤٤- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. (كارول بيكر)
٤٥- من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، برای او عزيزتر باشم. (آگاتا كريستی)
٤٦- هر چه متأهلان بيشتر شوند، جنايت ها كمتر خواهد شد. (ولتر)
٤٧- هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون هميشه آن را مربوط به خودش می داند. (جانسون)
٤٨- زن ترجيح می دهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد، اما نمی تواند مردی را كه شنونده خوبی نيست، تحمل كند. (كينهابارد)
٤٩- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا می كنند. (شاو)
٥٠- وقتی برای عروسی ات خيلی هزينه كنی، مهمان هايت را يك شب خوشحال می كنی و خودت را عمری ناراحت ! (روزنامه نگار ايرلندی)
٥١ – هيچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی كند. (ضرب المثل اسكاتلندی)
٥٢ – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی كن. (ضرب المثل آلمانی)
٥٣ – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر كنی. (شارل بودلر)
٥٤ – دوام ازدواج يك قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا. (ضرب المثل اسكاتلندی)
٥٥ – ازدواج پديده ای است برای تكامل مرد. (مثل سانسكريت)
٥٦ – زناشويی غصه های خيالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل می كند. (ضرب المثل آلمانی)
٥٧ – ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه در همه دنيا اعتبار دارد. (مارك تواين)
٥٨ – ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شيرينی و بی مزگی. (ولتر)
٥٩ – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر كنی. (شارل بودلر)
* عدم کاهش سرعت سیستم
* آپدیت های ساعتی
* توانایی شناسایی ویروسهای جدید و ناشناخته
* دارای بالاترین شناسه از ویروس ها بین سایر آنتی ویروس ها به طوری که بعد از اسکن با این برنامه تعداد زیادی ویروس که برنامه های دیگر توانایی شناسایی آن ها را ندارد روی سیستم شما پیدا می شود.
* پشتیبانی از تمامی نسخه های ویندوز ویستا
* سازگار با پردازشگر های 64-بیتی برای افزایش سرعت اسکن و سیستم
برای دریافت User و Password در ادامه مطلب
升级ID 正在加载,请稍等 ……
Upgrades password is loading,please wait
روشهای ابراز علاقه به همسر بدون رابطه جنسی
به او بگوييد که دوستش داريد
بغل کردن يا بغل شدن
اطمينان پيدا کردن از اين موضوع که به اندازه کافي براي او احترام و ارزش قائليد
بوسيدن هنگاميکه ديگران در حال نگاه کردن به شما هستند
بوسيدن زمانيکه مردم شما را نگاه نمي کنند
به او بگوييد که برايش ارزش قائل هستيد
دست هاي يکديگر را بگيريد
رفتن به يک دوچرخه سواري طولاني مدت
تهيه يک هديه ويژه
هر زمان که نياز به يک دوست خوب داشت، شما در دسترس باشيد
وقت گذراندن در کنار يکديگر
رفتن به سينما
قدم زدن در جنگل، شانه به شانه هم
ضبط کردن يک نوار پر از آهنگ هاي عاشقانه
صحبت کردن در مورد احساساتتان
روياهايتان را با يکديگر در ميان بگذاريد
يکديگر را با تمام وجود در آغوش بگيريد
با هم روي نيمکت پارک بنشينيد
با هم قدم بزنيد
براي صرف غذا بيرون برويد
پيک نيک برويد
با هم فريزبي بازي کنيد
از هم تعريف کنيد
با هم داخل جکوزي ريلکس شويد
استخر برويد
با هم به خريد وسايل خانه برويد
فقط نزديک هم باشيد
با کمک هم غذا درست کنيد
يکديگر را با عشق و علاقه لمس کنيد
تکاليفتان را با هم انجام دهيد
براي يک سفر تفريحي برنامه ريزي کنيد
با هم به مهماني برويد
کيک بپزيد
به کتابخانه برويد
داخل موزه بچرخيد
فقط در کنار او باشيد
ببينيد چه چيز براي دیگری جالب است - و آنرا انجام دهید
با هم ورزش کنید
به یکدیگر خیره شوید
اتومبیل های یکدیگر را بشویید ( یا دوچرخه!)
با هم به ماهیگیری بروید
با هم صحبت کنید
به نگرانی های یکدیگر گوش دهید
ناخن انگشت پای یکدیگر را بگیرید
آهنگ مورد علاقه او را انتخاب کنید
به شادی های هم گوش دهید
یکدیگر را در نزدیکی خود نگه دارید
با چشم های او صحبت کنید
برای هم نامه بنویسید
تماس تلفنی داشته باشید
به هم اعتماد کنید
به او یک حلقه، کادو بدهید
خانواده های یکدیگر ملاقات کنید
با هم به کوهپیمایی بروید
در حق هم از خودگذشتگی نشان دهید
برای هم شکلات بفرستید
به هم احترام بگذارید
زیر نور ماه قدم بزنید
یادداشت عاشقانه ای بنویسید و آنرا را در جایی پنهان کنید که او پیدا کند
نگاه های تحریک کننده به هم کنید
شعر بنویسید
گل بفرستید
شام را در روشنایی شمع صرف کنید
کنسرت بروید
طلوع خورشید را با هم نگاه کنید
سالگرد ها را فراموش نكنید
روی یکدیگر اسم های مستعار بگذارید
به دیدن مناظر زیبا بروید
یک فیلم اجاره کنید و با هم به تماشای آن بنشینید
بدون سؤال برای هم کاری انجام دهید
برنامه ازدواج بریزید
یک جمله زیبا در گوش دیگری زمزمه کنید
دوستان خوبی برای هم باشید
با هم خوش بگذرانید
برقصید
موزیک گوش کنید
با هم شوخي كنيد
با هم به یک چیز بامزه بخندید
نسبت به هم با وفا باشید
همدیگر را تحت تاثیر قرار دهید
لیستی از چیزهایی که در مورد یکدیگر دوست دارید، تهیه کنید
کتاب بخوانید و در مورد آن با هم بحث کنید
دوستان یکدیگر را ملاقات کنید
اسب دوانی کنید
غذای مورد علاقه دیگری را برای او درست کنید
ببنید چه چیزی او را خوشحال می کند
برای هم هدیه درست کنید
موهای او را بشویید
غروب خورشید را تماشا کنید
با اتوبوس به سفر بروید
درخواست کنید تا آهنگ مورد علاقه او را از رادیو برایش پخش کنند
یک کارت جالب و بامزه برایش بفرستید
رویاهای آینده را با او در میان بگذارید
با هم بازی کنید
برای هم جوک تعریف کنید
به هم فکر کنید
ببینید چه چیز اورا عصبانی می کند
با هم اسکیت کنید
حلقه رد و بدل کنید
با هم از یک بستنی بخورید
عکس دو نفری بیندازید
وفاداري در ازدواج
يكي از مهمترين عواملي كه در تحكيم روابط زناشويي و بهبود آن نقش بسزايي دارد حفظ وفاداري و پاكدامني زن و مرد ميباشد . وفاداري داراي دو جنبه عاطفي، عشقي و جسمي ، جنسي ميباشد. ديده شده افرادي از نظر جنسي هرگز خيانت نكرده اند ولي از نظر عاطفي و روحي وفادار نبوده اند و هر چند در كنار همسر خود بوده اند ولي فكر و روح و قلبشان در جاي ديگري اسير بوده است. كه اين نيز خيانت و بي وفايي محسوب ميشود. وفاداري و حفظ تعهد يك خصيصه انساني است كه در كليه روابط انساني (مثل روابط دوستانه يا روابط كاري و غيره) و مهمتر از همه روابط زناشويي بايد به آن توجه شود . پرورش يك چنين خصلت انساني بستگي به شخصيت و تربيت فرد دارد و چيزي نيست كه بتوان آنرا به كسي در چند جمله آموزش داد. بلكه بايد در سير پرورش شخصيت هر انساني به تكامل برسد. ولي در چند سطر ميتوان گفت: وقتي فردي خود را در چهارچوب ازدواج و خانواده قرار ميدهد بايد پايبند يك سري تعهدات اخلاقي گردد و خود را ملزم به رعايت تعهدات خاصي نمايد و در اين راه بايد بسياري از رفتارها و حتي چشم ، گوش و قلب خود را مهار زند تا مبادا دچار لغزش شود و بايد در اين راه خود را تربيت كند و در اصل وقتي به آن نوع از تربيت رسيد بايد اقدام به ازدواج نمايد .زيرا كوچكترين لغزش و خطايي مي تواند بي وفايي محسوب گردد كه در قاموس زناشويي اين گناهي است نابخشودني كه پايه و اساس زندگي را ويران ميكند. گاهي ديده شده كوچكترين لغزش و بي وفايي منجر به جدايي و حتي گاهي باعث قتل و جنايت شده است. و در مواردي هم افراد بنا به شرايطي خاص مثل وجود فرزندان از لغزش همسر خود چشم پوشي كرده و فقط به ظاهر به زندگي زناشويي ادامه داده ولي هرگز زخمي را كه در اين راه برداشته اند التيام نبخشيده و اين زخم كهنه باقي مانده است و از عشق محبت واقعي چيزي يافت نميشود. اگر كسي بي وفايي ببيند سوء ظن و بد گماني براي هميشه در وجودش رخنه ميكند و جبران خيانت و بي وفايي كاري بسيار دشوار و در مواقعي ناممكن است. پس سعي كنيد هرگز دچار چنين لغزش و اشتباهي نشويد و فضائل اخلاقي و انساني را در خود پرورش دهيد تا مرتكب خيانت نشويد زيرا بسياري از اين خطاها در اثر هوسبازي و لذات زودگذر ميباشد. البته خيانت در هر زمينه يا رابطه اي امري است ناپسند به خصوص در امور زناشويي. كسي كه داراي فضائل اخلاقي باشد در تمام امور زندگي پاي بند به تعهدات اجتماعي و اخلاقي ميباشد پس در زندگي خانوادگي هم متعهد خواهد بود. همانطور كه بارها عنوان شده است براي داشتن يك زندگي خوب بايد تلاش كرد. يكي از راههايي كه مي تواند جلوي بسياري از بي وفايي ها را بگيرد اين است كه به نيازهاي روحي، عاطفي،عشقي و جسمي همسر خود از هر نظر توجه نماييد و در رفع آن تلاش كنيد. زيرا اگر زن يا مردي نيازهاي خود را در كنار همسرش برآورده نكند ممكن است براي رفع آن به سمت افراد ديگر گرايش روحي يا جسمي پيدا كند. لذا توجه به خواسته هاي يكديگر از مهمترين عواملي است كه مي تواند از بسياري لغزشها جلوگيري نمايد. بسياري از افراد دليل خيانت خود را عدم تفاهم با همسر ذكر مي كنند كه به نظر من خيانت كردن چه پنهاني چه آشكار هيچ توجيهي ندارد و همانطور كه بارها عنوان كرده ام زن و مرد بايد صراحتا" نيازهاي خود را به زبان بياورند و در رفع آن نيازها بكوشند و در صورت عنوان شدن نيازها و خواسته ها اگر باز هم از همسر خود بي توجهي ديدند ادعا كنند از جانب همسر درك نمي شوند. از طرفي هم سعي شود نيازها بر اساس توانائيها و شرايط خانوادگي و زندگي باشد و از بلند پروازي و خواسته هاي نامعقول پرهيز شود و بايد شرايط را براي برآورده شدن خواسته ها مهيا نمود. در نهايت اگر تفاهم و درك متقابل حاصل نشد مي توان از نظر قانوني تعهد خود را تحت عنوان طلاق ملغي نمود و بعد از جدايي به مسائل و نيازهاي شخصي پرداخت. زيرا در شرايطي كه با شخص ديگري از لحاظ قانوني و شرعي و عرفي و اخلاقي تعهدي بنام ازدواج وجود دارد حق نداريم تحت هيچ شرايطي مرتكب خيانت شويم. اگر كسي همسر خود را مناسب نمي بيند بايد ابتدا جدا شوند و بعد از اتمام تعهدات خود به سراغ ديگري برود. هر چند طلاق، نيز امري است ناپسند ولي خيانت كردن بسيار زشت تر و قبيح تر ميباشد. زيرا هيچ زن يا مردي دوست ندارد در چهارچوب قوانين و تعهدات خانواده خود به صورت آشكار يا پنهان ديگري را حتي براي لحظه اي وارد سازد. پس بايد به چهارچوب خانواده احترام گذاشت و قداست و پاكي آنرا حفظ نمود . بايد دانست وفاداري و پاكدامني امري است انساني و دو طرفه ،.هميشه سعي كنيد اين حسن وفاداري را در همه شرايط و از هر راهي كه شده به همسر خود نشان دهيد و وفاداري خود را به اثبات برسانيد. و اين امر هميشگي است و مقطعي نميباشد لذا در تمام طول زندگي بايد در اين راه بكوشيد و مطمئن باشيد در ايجاد عشق و علاقه بيشتر نقش بسزايي دارد و هر چه در اثبات وفاداري و پاكدامني خود موفق تر باشيد كاميابي و سعادت بيشتري را حس خواهيد نمود .
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید
بیوگرافی بهنوش بختياري:
بهنوش بختياري بازيگري كه در اكثر ساختههاي مهران مديري حضور داشته و با نقشهاي متفاوت بر محبوبيت خود در بين سريالهاي تلويزيون افزوده است.
بهنوش بختياري متولد 29/2/1354 در بيمارستان اقبال تهران و ساكن شهرك ژاندارمري است.
پدرش بختياري و مادرش تهراني است. بهنوش عضو آخر يك خانواده 6 نفري است. يك خواهر و دو برادر بزرگتر از خود دارد كه هر سه متاهلند.
در رشته مترجمي زبان ليسانس گرفته و با توجه به علاقه فراواني كه به اين رشته دارد به محض اينكه فرصتي پيدا كند، به سراغ اين رشته و ترجمه متون ميرود.
با توجه به شايعات فراواني كه در مورد ازدواج او بر سر زبانهاست هنوز مجرد است و به قول خودش شايد اصلا ازدواج نكند.
با مجموعه هواي تازه ساخته محمد رحمانيان پا به عرصه بازيگري گذاشت و بعد از آن در مجموعههاي وكيل محله، خانه قديمي، سايهها و معجزه وكيل هم بازي كرد.
قبل از بازيگري به عنوان منشي صحنه فعاليت ميكرد كه اين كار او را بسيار مسئوليتپذير و منظم بار آورد كه پايهگذار موفقيتهاي او در بازيگري بود.
سال 75 به مدت يك سال زيرنظر خانم مهتاب نصيرپور در مدرسه رسام هنر دوره يك ساله تئاتر را گذراند كه به واسطه آن با ادبيات بازيگري آشنا شد.
به موسيقي علاقه فراواني دارد، پدرش هم در اين وادي كار ميكند و يكي از دو برادرش هم در زمينه موسيقي فعال است.
در مجموعه زير آسمان شهر(3) و ورود ممنوع ممنوع به عنوان دستيار كارگردان در كنار مهران غفوريان حضور داشت.
علاقه زيادي به فوتبال ندارد اما فوتبالهاي ملي رادنبال ميكند در صورتي كه فرصت پيدا كند به ورزش بدنسازي ميپردازد.
علاقهاي به بيزينس ندارد. به قول خودش هر كسي جلوي او از پول و حساب و كتاب حرف بزند احساس ميكند او سرگرم صحبت به زبان اسپانيايي است.
عاشق خطاطي است و خيلي دلش ميخواهد اين هنر را به صورت حرفهاي دنبال كند.
با توجه به مشغله كاري فراوان زياد به كارهاي خانهداري و آشپزي نميرسد اما بسيار منظم و خوشسليقه است. چلوكباب از غذاهاي مورد علاقه اوست.
عاشق لهجه بختياري پدرش است اما خودش به لهجه بختياري صحبت نميكند.
علاقه فراواني به مسافرت دارد. آخرين مسافرتش به شهر مقدس مشهد بود و سرعين اردبيل به يادماندنيترين نقطهاي بود كه به مسافرت رفته است.
علاقه فراواني به مطالعه دارد و تا فرصتي به دست آورد به مطالعه ميپردازد. او عاشق مطالعه كتابهاي روانشناسي و رمان است. آخرين كتابي كه مطالعه كرده سلاخ خانه شماره 5 بود.
در دوران كودكي برخلاف بسياري از بچهها كه خيلي شلوغ و شر هستند دختر آرام و دوستداشتني بوده.
به موسيقي كلاسيك علاقه فراواني دارد و از بين خوانندگان پاپ به صداي رضا صادقي، مرحوم ناصر عبداللهي و مازيار علاقه فراواني دارد.
در صورتي كه وقت كند به سينما ميرود. او سعي ميكند همه فيلمهاي روز را ببيند. آخرين فيلمي كه در سينما ديده «وقتي همه خواب بودن» است.
علاقه فراواني به مهمانداري هواپيما دارد. او پذيرايي در اوج آسمان را عاشقانه دوستدارد.
از خواندن شعر لذت ميبرد، اما اصلا نميتواند شعر بگويد و يا شعر حفظ كند ولي بسيار روحيه رمانتيكي دارد.
آخرين كارهايش مستند ايرانگردي و كار 90 دقيقهاي «يك روزي زنجيرش رو پاره ميكنم» ساخته آقاي عباسي است كه هنوز پخش نشده.
به بازي خانمها ثريا قاسمي، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، ليلا حاتمي، سحر ولدبيگي و شقايق دهقان علاقه فراواني دارد.
تا به حال در اكثر كارهاي مهران مديري به ايفاي نقش پرداخته و در اكثر نقشهايش موفق ظاهر شده است، به هيچ عنوان از بازي كسي ايراد نميگيرد و اهل بدگويي نيست.
براي بازي چندين پيشنهاد دارد كه به خاطر بازي در مجموعه باغ مظفر به پيشنهادهايش جواب نه داده. او شرط بازي در كارهاي روتين را متن و كارگردان و عوامل خوب عنوان ميكند
ادامه مطلب کلیک کنید...
طبق آخرین اطلاعیه ی دادگستری خل بودن جرم نیست ........ آزادانه به کار خود ادامه دهید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انالله و انا الیه راجعون
فرستنده این پیام از دوریتان جان داد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدور هر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یارو میره مسجد وقتی میاد بیرون می بینه کفشش نیست. می گه چهار تا حالت داره:
نیومدم
بدون کفش اومدم
اومدم و رفتم
بعدا میام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در نگاه کساني که پرواز را نمي فهمند هرچه بيشتر اوج بگيري کوچکتر خواهي شد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سه تا ترک ميرن دزدي صابخونه بيدار ميشه و دزدا ميرن هر کدوم تو يه گوني قايم ميشن! صابخونه مياد و به گوني اول لگد ميزنه..صداي نون خشک در مياره! به دومي لگد ميزنه .. صداي گردو در مياره! به گوني سوم لگد ميزنه ... هيچ صدايي در نمياد..دوياره محکمتر لگد ميزنه... باز صدا نميده!؟ دفعه سوم که لگد ميزنه ترکه با عصبانيت مياد بيرون ميگه بابا ..آرده ، آرد ..آرد صدا نداره ميفهمي
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو را گم مي كنم هر روز و پيدا مي كنم هر شب .. بدين سان خواب ها را با تو زيبا مي كنم هر شب
تبي اين كاه را چون كوه سنگين مي كند آنگاه ...چه آتش ها كه در اين كوه برپا مي كنم هر شب
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگه بنزين كوپني شده زياد ناراحت نيستم چون از اين به بعد قدر تو را بيشتر ميدونم و حد اقل براي رفتن به مزرعه سوار تو ميشم الاغ جونم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگر عاشق شدي در شهر غربت سوار خر بشو برگرد ولايت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم ، که در همسايهی صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عيش و نوش ميديدم ، نخستين نعرهی مستانه را خاموش آندم بر لب پيمانه ميکردم
گپی با یک دختر ایدزی در تهران
پژوي سفيد رنگ 206 ناگهان ترمز كرد. خط ترمز چند متري وصداي ترمز باعث شد جمعيت به ماشين نگاه كنند.
جوان بيستودوسالهيي از ماشين پياده شده و به طرف صندوق عقب ماشين رفت،در صندوق عقب را باز كرد، نگاهي به داخل صندوقعقب انداخت و سپس اطراف را نگاه كرد.
جوان سوار ماشين شد و حركت كرد. سر تقاطع دور زد و برگشت. چند متر مانده به محلي كه قبلا ترمز كرده بود دختر جواني ايستاده بود، سرعت ماشين را آهسته كرد. شيشه ماشين را پايين كشيد. دختر جواني كه كنار خيابان ايستاده بود اطراف را نگاهي كرد. سپس در ماشين را باز كرده و سوار ماشين شد.
عينك آفتابي را از صورتش برداشت و گفت: هوا چقدر خوب است! يك نخ سيگار از داخل كيفش بيرون آورد و كنار دهانش گذاشت سيگارش را كه روشن كرد نگاهي به راننده جوان انداخت، لبخندي زد و گفت: كجا قرار است برويم، اول بايد بگويي چقدرمي خواهي پول بدهي؟!
جوان راننده خنديد و گفت: با هم كنار مي آييم و ماشين حركت كرد. روز بعد وقتي از همان محل رد ميشدم، همان دختر جوان را ديدم كه در محل ديروزي ايستاده و گويي منتظر ماشين ديگري است...
اين بار يك زانتياي نقرهيي رنگ كنار خيابان برايش مي ايستد. دختر جوان به مرد راننده ميگويد چقدر پول همراهت داري؟ راننده با بيتفاوتي گفت: فقط ميخواستم يه دوري بزنم. سپس در يك چشم به هم زدن زانتياي نقرهيي خودش را به ترافيك شهر سپرد.
دختر جوان نااميد روي صندلي ايستگاه اتوبوس نشست. موبايلش را از داخل كيفش درآورد و شمارهيي گرفت. آرامآرام به او نزديك شدم و روي صندلي كنارش نشستم. موبايلش را قطع كرده و داخل كيفش گذاشت.با تندي و خشم نگاهم كرد. آرام آرام از او پرسيدم: چطور شد كه توي اين كار وارد شدي؟
دختر جوان خودش را جمعوجور كرد،نگاهي عميق به من كرد وگفت: خانم، حوصله داريها! مرا ياد آرزوهاي ازدست رفتهام نينداز،اصلا شما كي هستيد و زندگي من به شما چه ربطي دارد؟
گفتم: من خبرنگارم و مي خواهم داستان زندگيت را در روزنامه بنويسم.
خنديد و گفت: اينجا روي صندلي ايستگاه اتوبوس؟! بيا برويم داخل اين پارك بنشينيم مي خواهم از روز اول بدبختيام برايت تعريف كنم. اندكي مكث كرد و ادامه داد:راستي خاطره هاي تلخ گذشتهام، كمكم داشت فراموشم ميشد. آنقدر در دنياي آلودهام گم شدم كه وقت ندارم به گذشتهها فكر كنم. سپس به پارك... رفتيم و روي نيمكتي در يك جاي خلوت نشستيم. چند لحظهيي به فكر فرو رفت. گويي ميخواست همهچيز را در ذهنش يكبار بطور كامل مرور كند و بالاخره گفت:هيچ آدمي دلش
نمي خواهد توي كار خلاف باشد، ولي يكسري حوادث و وقايعي برايش پيش ميآيد كه خواسته يا ناخواسته وارد آن مسير ميشود كه نبايد. بعد از يك مدت ميبيند كه كاملا آلوده شده و ديگر راه بازگشتي ندارد. حتي اگر بخواهد برگردد و گذشته خود را فراموش كند اين جامعه و خانواده است كه ديگر پذيراي او نيست و چنين افرادي وقتي تمام راهها را به روي خود بسته ميبينند سعي ميكنند به نحوي از كساني كه آنها را در اين منجلاب گرفتار كردهاند انتقام بگيرند. فكر ميكنيد من دوست ندارم سالم زندگي كنم، درس بخوانم و براي خودم كارهيي شوم؟ باور كنيد من هم از گناه كردن نفرت دارم. ولي نبايد مردم و جامعه از امثال ما بيزار باشند. ما خود قرباني هستيم.
اولين زنگ خطر
با شهرام،اتفاقي و تلفني دوست شدم يك روز ظهر وقتي تلفن زنگ زد، رفتم گوشي تلفن را برداشتم. شهرام بود. خيلي باادب گفت: منزل آقاي شفيعي؟ گفتم: نخير آقا، اشتباه گرفتهايد. معذرتخواهي كرد. من هم گوشي را گذاشتم. به طرف اتاق رفتم كه تلفن دوباره زنگ زد. باز شهرام بود. گفت: منزل آقاي شفيعي؟ گفتم: نخير اشتباه گرفتهايد. اينبار گفت: مثل اينكه خطها اشكال دارد. اگه زحمت نيست وقتي گوشي را گذاشتم،شما چند لحظه گوشي را نگهداريد تا من شمارهام را مجدد بگيرم. من هم قبول كردم.
به مرور به تلفنهاي اين مزاحم تلفني عادت كردم و بعد از چندي قرار گذاشتيم و توي خيابان با هم آشنا شديم.
جوان بدي به نظر نمي رسيد، با او دوست شدم. كمكم رابطهمان صميميتر شد. از طرفي هم پدرم آدم مستبدي است و مرا اذيت ميكرد.
وقتي فهميد با شهرام رابطه دوستي دارم با كمربند به جانم افتاد و 10 روز مرا در زيرزمين خانه زنداني كرد. من شهرام را دوست داشتم و نميتوانستم بدون او زندگي كنم. وقتي از آن تاريكخانه بيرون آمدم به خانه شهرام رفتم و گريهكنان از او خواستم كه به خواستگاريام بيايد. شهرام به من گفت كه مدتي در خانه او بمانم و بعد با خانوادهاش كه در شهر سمنان بودند صحبت ميكند و به خواستگاريام ميآيد. شهرام در تهران به تنهايي زندگي ميكرد. من هم قبول كردم وبراي اينكه از دست اذيتهاي پدرم در امان باشم، پيش شهرام ماندم.
غفلت مرگ
اين اشتباه من تا آنجا پيش رفت كه يك روز شهرام از غفلت من سوءاستفاده كرد و من هم كه ديگر رويي براي بازگشت به خانه نداشتم پيش او ماندم.اوايل برخوردش با من خوب بود ولي بعد از مدتي متوجه شدم كه شهرام با دخترهاي زيادي رابطه دارد. از طرفي هرچه به او فشار ميآوردم كه مرا به عقد خودش در آورد بيفايده بود. او از غفلتم استفاده كرده وفريبم دادهبود.
يك روز همه پول و اشياي قيمتي شهرام را برداشتم و از خانهاش بيرون آمدم. اوايل فكر ميكردم ميتوانم با پولها و وسايلي كه از خانه شهرام برداشتهبودم زندگي راحتي داشته باشم ولي آن پولها خيلي زود تمام شد. من ماندم و انبوهي از مشكلات، فقروفلاكت. نه شغلي داشتم ونه سواد درست و حسابي و نه روي بازگشت به خانه.
وقتي غذايي براي خوردن نباشد ، وقتي سرپناهي براي آدم نباشد و ... چه ميتوان كرد؟ من قرباني شدهبودم و در چاهي افتاده بودم كه نمي توانستم خودم را بالا بكشم.
وقتي فشار مشكلات زندگي به اوج رسيد، آمدم كنار خيابان ايستادم . اوايل از خودم خيلي بدم ميآمد. از نگاه حريا مردها متنفر بودم. دوست داشتم بميرم. چند بار هم اقدام به خودكشي كردم ،اما خدا، بنده گناهكارش را دوست ندارد.
يك شب اينجا، يكروز آنجا، يكماه خانه اين يكي،يك روزسوار ماشين آنيكي... تقريبا عادت كردم.
يك روز متوجه شدم آلوده شده ام. آلوده به همان بيماري لعنتي. من توسط يكي از همين آدمهاي حريا آلوده به ايدز شده بودم.
ميدانم چه آيندهيي در انتظارم است و ميدانم كه چه وضعيتي دارم. احساس نفرت وترس از مرگ مرا بر آن داشت كه از همه آنهايي كه مرا به اين منجلاب كشيدهاند انتقام بگيرم. نخستينكاري كه كردم رفتم سراغ شهرام همان پسري كه عاشقش بودم و بخاطر او پدر و مادرم را رها كردم.اما او جواب مرا با سنگدلي و بيمحبتي داد. شهرام با ديدن من تعجب كرد. چند روز در خانهاش بودم در آخرين روز به او گفتم كه آلوده شدهام و قبل از اينكه بخواهد كاري كند از خانهاش زدم بيرون...
از روي حسرت آهي كشيد و بار ديگر سيگاري از كيفش در آورد. صحبتهاي او ترسآور و هولانگيز بود.
گفتم: چرا خودت را به يك بيمارستان يا درمانگاه معرفي نميكني؟
گفت: كار از اين حرفها گذشته. مرگ من حتمي است. چه لزومي دارد بروم خودم را درگير دواودرمان كنم؟
سيگارش را كه تمام شده زير پايش له مي كند.از جايش بلند ميشود و ميگويد: خداحافظ. در يك چشمبه هم زدن توي كوچه و پسكوچههاي شهر گم ميشود. (اعتماد)
ایدز بیماری قرن و معضل اجتماعی
ایدز یا ویروس "اچ ای وی"(HIV) بیماری است که باعث تخریب سیستم دفاعی بدن انسان می شود. این ویروس بطرق مختلف همانند: داشتن روابط جنسی با فرد یا افراد مسلول به این بیماری، استفاده از سرنگ و فراورده های خونی آلوده، دریافت و انتقال خون آلوده و همچنین از طریق مادر آلوده به این ویروس درهنگام تولد به نوزاد سرایت می کند
ویروس "اچ ای وی" و "اچ ای وی" مثبت چیست؟
ویروس اچ ای وی نام ویروسی است که نزد همگان به بیماری ایدز معروف می باشد که باعث از بین رفتن سیستم دفاعی بدن می گردد. قابل ذکر است که داشتن ویروس "اچ ای وی" بمنزله دارا بودن بیماری ایدز (که نوع حاد و پیشرفته این ویروس می باشد) نمی باشد. بلکه چنانچه فرد حامل، ویروس اچ ای وی مثبت باشد ناقل این ویروس است که قابلیت انتقال آنرا بدیگران از طریق برقراری ارتباط جنسی، استفاده از فراورده های خونی که دیگران نیز از آن استفاده میکنند دارا می باشد ایدز بعنوان بیماری قرن شنلخته شده که متاسفانه تا کنون علم پزشکی نتوانسته جواب قطعی برای درمان آن ارائه دهد. در همین زمینه آمارهای سازمان ملل متحد نشان می دهد که در طول سال 2003 ميلادی تعداد افراد آلوده به "اچ آی وی" يا ويروس بيماری ايدز به حدود پنج ميليون نفر خواهد بود. در ايران نيز آمارهای نگران کننده ای از افزايش مبتلايان به ايدز به گوش می رسد، به طوری که گفته شده که در سالهای اخير تعداد مبتلايان به ويروس اچ آی وی، چندين برابر شده است. اين آمارها نشان می دهد که ايران با يک اپيدمی جدی ايدز روبروست. مقامات ايران تاکيد می کنند که عامل اصلی گسترش ايدز در بين مردان از طریق تزريق با سرنگ مشترک در ميان معتادان است، ولی علاوه برآن می بایست بر مسئله آمیزش جنسی اذعان داشت که سهم عمده ای را بخود اختصاص می دهد که مسئله نگران کننده ای است.
ویروس "اچ ای وی" چگونه سیستم دفاعی بدن را مختل میکند؟
این ویروس با وارد شدن به گروهی خاص از سلولهای بدن و حرکت از آن به سائر سلولها باعث میگردد تا سیستم دفاعی بدن بخاطر تکثیر بیش از حد این ویروس نتواند در برابر آن استقامت نماید در نتیجه سیستم دفاعی قادر به انجام وظیفه خود که محافظت بدن میباشد نخواهد بود. سلول های سفید یکی از مراکزی است که اغلب مورد هجوم این ویروس قرار میگیرند و توانایی دفاعی آنها پس از مدتی از بین رفته و دیگر قادر به کنترل و محافطت از سیستم بدن نمی باشند. همچنین این ویروس به قسمتهای مهم بدن همانند سیستم مغز، عصب و غدد انفاوی حمله کرده و آنها را تحت تاثیر خود قرار می دهد که در نتیجه باعث ضعف وناتوانی و بیماری فرد می گردد.
نشانه ها وعلائم این ویروس در بدن
تب شبانه همراه با عرق کردن زیاد، عطسه های خشک، تنگی نفس بدون سابقه و یکباره یا گرفتگی عضلات قفسه سینه، از دست دادن وزن زیاد، تغییر در بینایی و دید، ورم کردن غدد فوق کلیوی، از دست دادن اشتها برای خوردن غذا، ناراحتی های پوستی که ایجاد تورم، درد و گره های پوستی میکند، نارحتی های مزمن در قسمت لگن خاصره برای خانمها
آیا این ویروس منجر به مرگ و ازبین رفتن فرد هم می گردد؟
متاسفانه باید گفت بله، بر حسب آمار آژانس مسئول مبارزه با بيماری ايدز وابسته به سازمان ملل متحد پيش بينی می شود که بيش از سه ميليون نفر طی سال 2003 ميلادی در اثر بيماری ايدز جان خود را از دست میدهند، که با اين تعداد شمار قربانيان ایدز در20 سال گذشته به 24 میلیون نفر می رسد
زنان خیابانی، ایدز را تجارت می کنند!
روسپیگری که هم اکنون به یک تجارت پرسود در دنیا تبدیل شده در واقع تهدیدی برای شیوع اپیدمی ایدز در کشورهای درحال توسعه ای است که فقر عامل اصلی تن فروشی در این کشورها بشمار می آید.
بررسی محققان نشان می دهد پدیده "تن فروشی" که هر روز تعداد بیشتری را به جمع قربانیان ویروس ایدز می افزاید یکی از عوامل اصلی شیوع این اپیدمی در در دو دهه گذشته محسوب می شود.
آمار ابتلای زنان در کشورهایی که روسپیگری در آنجا شیوع بیشتری دارد بسیار بالا است؛ به طور مثال کشور روسیه بزرگترین همه گیری را در منطقه خاورمیانه دارد و نسبت زنان دارای ویروس ایدز این کشور در سال 2003 به 38 درصد افزایش یافته است.
کارشناسان معتقدند فقر به عنوان مهترین عامل ایجاد این تجارت در دنیا است و آمارها نشان می دهد که بیش از 70 درصد افراد فقیر در دنیا را دختران و زنان تشکیل می دهند که عمده آنان درکشورهای درحال توسعه زندگی می کنند.
به طور نمونه گزارشی از کشور یمن نشان می دهد که 7 درصد افراد تن فروش آلوده به ایدز هستند، اما مطالعات دقیق تری نیاز است تا واقعیت ها درباره افراد خود فروش به ویژه موارد خیابانی و سهم بالقوه آنان در گسترش ایدز ابتدا بین خودشان و مشتریان آنها و سپس به همسران و کودکان مشتریان آنها ارزیابی شود ولی شکی وجود ندارد که زنان روسپی بزودی فاجعه ای بزرگ را به لحاظ مرگ و میر مبتلایان به ایدز به وجود خواهند آورد.
وضعیت فقر و نابرابری اقتصادی موجبات گسترش و اشاعه ایدز را فراهم می آورد و مناطق فقیر عمدتا متحمل خسارات این اپیدمی می شوند.
ازسال 2000 قریب به 95 درصد موارد ایدز درکشورهای درحال توسعه به وقوع پیوسته است و مهاجرت زنان جوان کشورهای درحال توسعه به منظور یافتن کار آنان را در معرض استثمار جنسی قرار می دهد و باعث عدم توازن بین تعداد زنان و مردان می شود و راه امکان انتقال ایدز از طریق افراد خود فروش را افزایش می دهد.
ایران نیز باوجود این که بنا بر آمار بدست آمده از مبتلایان به ایدز ، انتقال از طریق اعتیاد تزریقی درصدر قرار دارد اما برخی کارشناسان معتقدند ارتباط جنسی مهمترین راه انتقال است، ولی به دلایلی از قبیل در دسترس نبودن زنان روسپی در ایران و نگرش های مذهبی و فرهنگی شناسایی این افراد ممکن نبوده است.
کارشناسان شیوع پدیده تن فروشی را در ایران زاییده اقتصاد بیمار می دانند و معتقدند خطرجدی برای گسترش اپیدمی ایدز به شمار می رود.
با وجودی که بارها لزوم رسیدگی به وضعیت زنان خیابانی درکشور مورد تاکید قرارگرفته و جامعه شناسان بر اجرای روش علمی در کاهش این آسیب اجتماعی تاکیدداشته اند اما همچنان شاهد برخوردهای قهری با این زنان هستیم که نه تنها موجب از بین رفتن این پدیده نشده است بلکه پدیده روسپی را به یک تجارت پنهان تبدیل کرده که به مراتب موجب دشوارتر شدن وضعیت شناسایی و رفع معضل خواهد شد.
پدیده خودفروشی در ایران به دلایل گرایشات مذهبی و تعصبات متفاوت از تمام دنیا در ایران وجود دارد و تابو بودن پدیده موجب شده است تا هیچ آماری از تعداد این زن ها و یا وضعیت بهداشتی آنها به ویژه به لحاظ آلودگی به ویروس ایدز در دسترس نباشد.
بازهم بنابه این دلایل عموما این زنان روسپی از خدمات درمانی دور مانده و از مراجعه به مراکز بیماریهای رفتاری پرهیز جدی می کنند.
کارشناسان معتقدند ترس زنان خیابانی از برخوردهای قانونی موجب شده حتی درصورت احتمال وجود ویروس ایدز برای تشخیص و مشاوره مراجعه نکنند و عموما این زنان از دسترس سیستم درمانی خارج هستند.
به گفته این کارشناسان اغلب مشتریان زنان روسپی تمایلی به استفاده از ابزارهای پیشگیری ندارند و این تهدید دیگری برای افزایش شیوع ویروس ایدز خواهد بود.
معاون سلامت وزیربهداشت، درمان و آموزش پزشکی در این زمینه می گوید: ایران به لحاط همسایگی باکشورهای جنوب خلیج فارس دروازه بازی برای ورود این بیماری محسوب می شود به ویژه این که کشورهای فوق دارای سیستم مراقبتی مناسبی نیستند.
"محمد اسماعیل اکبری"می افزاید: این بیماری حرکت هندسی دارد و اگر علمی به تغییر رفتار مردم کشور توجه نشود ، دچار شیوع اپیدمی ایدز در حد وسیع خواهیم شد.
به گفته معاون وزیر بهداشت ، کشورهای حوزه خلیج فارس به دلیل رواج تجارت سکس خطری جدی برای ایران محسوب می شوند و این تجارت بین المللی مراقبت از بیماری در داخل کشور را دچار مشکل کرده است.
وی ورود غیر قانونی و یا حتی قانونی روسپی ها به ایران را تهدید جدی دانست.
دکتر اکبری اظهارداشت:به استناد اطلاعات منتشر شده شیوع ایدز در کشورهای شمالی ایران نیر به دلیل پدیده روسپیگری بسیار بالاست و در مواردی به 700 درصد نیز می رسد.
وی تاکیدکرد:مراقبتی که در کشور ما وجود دارد در آن کشورها نیست و رفتارهای اجتماعی در این کشورها گونه خاصی دارد.
معاون وزیر بهداشت با بیان این که ارتباطات جنسی نامشروع در کشور رو به افزایش است،ادامه داد:به دلیل وضعیت خاص زنان خیابانی در ایران عدد و رقم خاصی از تعداد این زنان در دست نیست.
دکتر اکبری تصریح کرد:مثلا در کشور اوکراین زن خیابانی ثبت می شود ولی در کشور ما هیچ سیستم ثبتی برای زنان خیابانی و تحت پوشش قرار دادن آنها وجود ندارد.
وی با بیان این که بهترین راه حل مشکل فوق ازدواج مشروع است،افزود: درموارد ارتباطات جنسی نامشروع نیز برای جلوگیری از بروز مشکلات بهداشتی باید از وسایل پیشگیری استفاده کرد.
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران دراین زمینه می گوید:دربسیاری از موارد زنان ناخواسته به تجارتی مجبور می شوند و با وجود این که از خطرات آن آگاهند ولی چاره ای جز ادامه آن نمی بینند.
"مصطفی اقلیما"می افزاید:عمده این افراد حتی با وجود این که می دانند یکی از راه های اصلی ابتلا به ایدز ارتباط جنسی با فرد آلوده است انکار می کنند که مستعد ابتلا به ویروس ایدز هستند.
به گفته وی،این افراد حتی زمانی نیز که در مشاوره های مددکاری اقرار به تن فروشی می کنند انتقال بیماری از طریق خود را به شدت انکار می کنند.
دکتراقلیما تاکید می کند:وضعیت روحی و روانی این زنان تن فروش که خود را عموما طرد شده اجتماع تصور می کنند،به گونه ای است که نگران آلودگی خود و به ویژه مشتریانشان به این بیماری نیستند.
وی تصریح می کند:زمانی که فردی تنها برای یک مبلغ محدود به طور مثال چند هزار تومان مجبور به تن فروشی می شود چه انتظاری از استفاده از وسایل پیشگیری از سوی وی وجود دارد.
به گفته این جامعه شناس اغلب زنان روسپی عنوان می کنند مردانی که با این زنان ارتباط برقرار می کنند اغلب تمایل به استفاده از وسایل پیشگیری ندارند.
رییس انجمن مددکاری اجتماعی ایران ادامه می دهد:زنان روسپی متولد اقتصاد بیمار هستند ولی همین اقتصاد با شیوع بیماری ایدز توسط این زنان ضعیف تر شده و وضعیت بدتری را برای عموم اجتماع ایجاد خواهد کرد.
در رفتار های عادی و روزمره، همچون روبوسی ، دست دادن ، عطسه کردن ، صحبت کردن از نزدیک و از طریق تلفن عمومی ویروس انتقال پیدا نمی کند.
بوسیدن های عمیق و ایدز:
بوسیدنهای عمیق به علت انتقال آب دهان که حاوی مقدار کمی ویروس می باشد خطر ابتلاء به ایدز را افزایش می دهد. به این صورت که ویروس از طریق زخم های لثه و دهان منتقل می شود.همچنین ورود آب دهان خون آلود امکان انتقال ویروس را افزایش می دهد و شما باید تا قطع خونریزی از بوسیدن امتناع كنید.
تصاویری از همسران فوتبالیست های معروف جهان

هانری

رونی

فیگو

دل پیرو

همسر ترزگه

گناه کبیره
عدد گناهان كبيره
[1]امام صادق عليهالسلام كباير را پنج چيز نام برده است چنان كه مرحوم صدوق، در كتاب علل الشرايع، از عبيدبن زراره نقل نموده كه گويد: به امام صادق عليهالسلامگفتم: گناهان كبيره را براى من معرفى نماييد؟ امام صادق عليهالسلام فرمود: «گناهان كبيره پنج چيز است و آنها گناهانى است كه خداوند وعده عذاب و آتش براى آنها داده است:
[2][1-] خوردن مال يتيم كه خداوند در باره آن فرموده است: «إنّ الذين يأكلون
أموال اليتامى ظلما إنّما يأكلون فى بطونهم نارا و سيصلون سعيرا».
[3][2-] فرار از جنگ كه خداوند در قرآن مىفرمايد: «يا أيّها الذين آمنوا اذا لقيتم
الذين كفروا زحفا فلا تولّوهم الأدبار...».
[4]]3-] رباخوارى كه خداوند در باره رباخواران مىفرمايد: «يا أيّها الذين آمنوا
اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الربوا...».
[4-] قذف يعنى نسبت زنا دادن به زنهاى مؤمنه كه خداوند مىفرمايد: «الذين يرمون المحصنات المؤمنات... لعنوا فى الدنيا و الآخرة و لهم عذاب عظيم».
[5-] قتل نفس و آدم كشى كه خداوند در قرآن فرموده است: «و من يقتل مؤمنا
متعّمدا فجزاءه جهنّم...».
[5]امام صادق عليهالسلام فرمود: «ما در كتاب على عليهالسلام گناهان كبيره را پنج چيز يافتيم: شرك به خدا، عقوق والدين، رباخوارى بعد از اعلان حرمت، فرار از جنگ، تعرّب بعد از هجرت.»
[6]در كتاب عيون الاخبار صدوق، [ج 2/127] نيز از حضرت رضا عليهالسلام نقل شده كه آن حضرت در مورد شرايع و معارف دين و پرهيز از گناهان براى مأمون الرشيد مطالب بسيار زيبا و كاملى را مرقوم فرمود و گناهان كبيره را چنين شماره نمود:
[7]1- قتل نفس (آدم كشى)؛ 2- سرقت (دزدى)؛ 3- شرب الخمر (شرابخوارى)؛
4- عقوق الوالدين (آزار به پدر و مادر)؛ 5- الفرار من الزحف (فرار از جنگ)؛ 6- أكل مال اليتيم ظلما (خوردن مال يتيم از روى ظلم)؛ 7- أكل الميتة
(خوردن مردار)؛ 8- أكل الدم (خوردن خون)؛ 9- أكل لحم الخنزير (خوردن گوشت
خوك) 10- و ما أهلّ لغيراللّه من غير ضرورة (خوردن گوشت حيوانى كه [8]نام خدا بر آن برده نشده)؛ 11- أكل الربا (رباخوارى)؛ 12- السحت (خوردن مال حرام)؛
13- الميسر (قماربازى)؛ 14- البخس فى المكيال (كم فروشى)؛ 15- قذف
المحصنات (نسبت زنا به ديگران دادن)؛ 16- اللواط (همبسترى مرد با مرد)؛
17- شهادة الزور (گواهى دروغ و يا براى دروغ)؛ 18- اليأس من روح اللّه (نااميدى از
رحمت خدا)؛ 19- الأمن من مكراللّه) (ايمن شدن از عذاب و مكر الهى)؛
[9]20- معونة
الظالمين (كمك كردن به ستمكاران)؛ 21- الركون إلى الظلمة (اعتماد و مراجعه به
ستمكاران)؛ 22- اليمين الغموس (سوگند دروغ)؛ 23- حبس الحقوق من غير عسر
(نگاه داشتن مال مردم بدون عذر)؛ 24- الكذب (دروغ گفتن)؛ 25- الكبر (تكبر)؛
26- الإسراف (زياده روى در مصرف نعمتهاى خدا)؛ 27- التبذير (ضايع نمودن نعمتهاى خدا)؛ 28- الخيانة (خيانت به مال و حق و آبروى مردم)؛ 29- الإستخفاف
بالحّج (سبك شمردن حج)؛ 30- المحاربة لأولياء اللّه تعالى (جنگ با اولياى خداوند)؛ 31- الإشتغال بالملاهى (استفاده از اسباب غنا و موسيقى)؛ 32- الإصرار على الذنوب (اصرار بر گناهان). [بحار، 76/12[10]]
[11]
--------------------------------------------------------------------------------
[1]عدد الكبائر فى الروايات
فى العلل بسنده عن عبيدبن زرارة قال: قلت لأبيعبداللّه عليهالسلام: أخبرنى عن الكبائر، فقال: هنّ خمس و هنّ ما أوجب اللّه عليهنّ النّار، قال اللّه تعالى: «إنّ ألّذين يأكلون أموال اليتامى ظلما إنّما يأكلون فى بطونهم نارا و سيصلون سعيرا» و قال: «يا أيّها ألّذين آمنوا إذا لقيتم ألّذين كفروا زحفا فلا توّلوهم الأدبار» إلى آخر الآية و قوله عزّوجّل: «يا أيّها ألّذين آمنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبا» إلى آخرالأية و رمى المحصنات الغافلات المؤمنات، و قتل مؤمنٍ متعّمدا على دينه. المصدر ص 475
و فيه عن إبن أبى عمير عن بعض أصحابه عن أبى عبداللّه عليهالسلام قال: «وجدنا فى كتاب علىّ عليهالسلامالكبائر خمسة: الشرك، و عقوالوالدين، و أكل الرّبا بعدالبيّنة، و الفرار من الزحف، و التعرّب بعد الهجرة. (المصدر)
[2]الكافى عن الحلبى عن أبى عبداللّه صلىاللهعليهوآله فى قول اللّه عزّوجّل: «إن تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفّر عنكم سيّئاتكم و ندخلكم مدخلاً كريما النساء /31 قال: الكبائر، الّتى أوجب اللّه عزّوجلّ عليها النّار.
(تفسير نورالثقلين ج 1/473 الكافى ج 2/276)
[3]و فيه عن إبن محبوب قال: كتب معى بعض أصحابنا إلى أبى الحسن عليهالسلاميسأله عن الكبائر كم هى و ماهى؟ فكتب: الكبائر: من إجتنب ما وعداللّه عليه النّار كفّر عنه سيّئاته إذا كان مؤمنا و السبع الموجبات: قتل النفس الحرام و عقوق الوالدين و أكل الرّبا، والتعرُّب بعدالهجرة [التعرّب بعدالهجرة هو أن يعود إلى البادية و يقيم مع الاعراب بعد أن كان مهاجرا و كان من رجع بعد الهجرة إلى موضعه من غيرعذر يعدّونه كالمرتد. كذا قاله ابن الاثير فى نهايته ولايبعد تعميمه لكلّ من تعلّم آداب الشرع و سننه ثمّ تركها و أعرض عنها و لم يعمل بها و يؤّيده مارواه الصّدوق طاب ثراه فى معانى الاخبار باسناده إلى الصّادق عليهالسلام انّه قال:
المتعرّب بعد الهجرة: التارك لهذا الأمر بعد معرفته. و التعرّب إنّما نهى عنه لاستلزامه ترك الدين و البعد عن العلم و الآداب كما قال اللّه تعالى: «الأعراب أشدّ كفرا و نفاقا و أجدر أن لايعلموا حدود ما أنزل اللّه» و أمّا إذا كان بعد الفقه و العلم فلا يكون تعرّبا و لذا وردأنّ التعرّب هو ترك التعلّم أو ترك الدين و قال بعض أصحابنا: التعرّب بعد الهجرة فى زماننا هذا أن يشتغل الانسان بتحصيل العلم ثمّ يتركه و يصير منه غريبا. و قال العلاّمة قدس سره فى المنتهى: لمّا نزل قوله تعالى: «ألم تكن أرض اللّه واسعة فتهاجروا فيها» أوجب النبىّ صلىاللهعليهوآلهالمهاجرة على من يضعف عن إظهار شعائرالاسلام.
[4]و قذف المحصنات و قدف المحصنة بفتح الصاد: رمى العفيفة غيرالمشهورة بالزنا و ظاهر الخبر شموله لما إذا كان القاذف رجلا أو امرأة و إن كان ظاهر الايات التخصيص بالرجال لكن أجمعوا على أنّ حكم النساء حكم الرجال فى الحد و أكل مال اليتيم، و الفرار من الزَّحف [الزحف: المشى يقال: زحف إليه زحفا و زحوفا من باب منع أى مشى. و يطلق على الجيش الكبير تسمية بالمصدر. و الفرار من العدوّ بعدالالتقاء بشرط أن لايزيدوا على الضعف كبيرة إلاّ فى التحرّف لقتال أوالتحيّز إلى فئة و المراد بالتحرّف لقتال، الاستعداد له بأن يصلح آلات الحرب أويطلب الطعام و الماء لجوعه أو عطشه أو يجتنب عن مواجهة الشمس و الريح أو يطلب مكانا أحسن أو نحو ذلك آت]. (الكافى ج 2/276)
[5]و فيه عن محمّدبن مسلم، عن أبى عبداللّه عليهالسلام قال: سمعته يقول: الكبائر سبع: قتل المؤمن متعمّدا [قد وقع فى بعض الروايات أنّ المتعمّد هو أن يقتله لايمانه ليكون الخلود بمعناه آت. أرادبه قوله تعالى: «و من يقتل مؤمنا متعمّدا فجزاؤه جهنّم خالدا فيها» و القاعدة المسلّمة أنّ الخلود لمن كفر باللّه تعالى أو أشرك أو الحدفى دينه فقط و من قتل مؤمنا إن قتله لايمانه فهو كافر باللّه و إن قتله لغيرذلك فهو فسق جزاؤه دخول النّار لاالخلود].
و قذف المحصنة، و الفرار من الزَّحف، و التعرّب بعد الهجرة، و أكل مال اليتيم ظلما، و أكل الرّبا بعدالبيّنة [أى بعد أن تبيّن له تحريمه كما يستفاد من بعض الاخبار و لمّا كان ما سوى هذه الست من الكبائر ليس فى مرتبة هذه الست فى الكبر و لافى عدادها لم يعدّ معها مفصّلاً كأنّها بمجموعها كواحد مثلها.(فى)]. و كلّ ما أوجب اللّه عليه النّار. الكافى ج 2/277
[6]و فيه عن يونس، عن عبداللّه بن سنان قال: سمعت أباعبداللّه عليهالسلاميقول: إنّ من الكبائر عقوق الوالدين، و اليأس من روح اللّه، و الأمن لمكراللّه [«الأ من لمكراللّه» أى عذابه و إستدراجه و إمهاله عندالمعاصى آت]. و قد روى [أنَّ] أكبر الكبائر الشرك باللّه. المصدر ص 278
و فيه عن نعمان الرَّازى قال: سمعت أباعبداللّه عليهالسلاميقول: من زنى خرج من الايمان، و من شرب الخمر خرج من الايمان، و من أفطر يوما من شهر رمضان متعمّدا خرج من الإيمان. (المصدر)
[7]و فيه عن يونس، عن محمّدبن عبده قال: قلت لأبى عبداللّه عليهالسلام: لايزنى الزّانى و هو مؤمن؟ قال: لا، إذا كان على بطنها سُلب الإيمان فإذا قام رُدَّ إليه فاذا عاد سُلب قلت: فإنّه يريد أن يعود؟ فقال: ما أكثر من يريد أن يعود فلا يعود إليه أبدا. المصدر
[8]و فيه عن يونس، عن إسحاق بن عمّار، عن أبى عبداللّه عليهالسلام فى قول اللّه عزّوجّل: «ألّذين يجتنبون كبائر الإثم و الفواحش إلاّ اللّمم [اللمم: صغار الذنوب قال الراغب: اللمم: مقاربة المعصية و عبّربه عن الصغيرة. و يقال: فلان يفعل كذا لمما أى حينا بعد حين و ذلك قوله: «الذين يجتنبون كبائر الاثم و الفواحش إلاّ اللمم» و هو من قولك: ألممت بكذا إذا نزلت به و قاربته من غيرمواقعة.]
قال: الفواحش الزّنى و السرّقة، و اللّمم: الرجل يلمُّ بالذّنب فيستغفراللّه منه. قلت: بين الضّلال و الكفر منزلة؟ فقال: ما أكثر عرى الإيمان [أراد السائل هل يوجد ضال ليس بكافر أو كلّ من كان ضالاّ فهو كافر فأشار عليهالسلام فى جوابه باختيار الشقّ الأوّل و بيّن ذلك بانّ عرى الايمان كثيرة منها ماهو بحيث من يتركها لايصير كافرا بل يصير ضالاّ. فقد تحقق المنزلة بينهما بتحقّق بعض عرى الايمان دون بعض. و المراد بعرى الايمان مراتبه تشبيها بعروة الكوز فى الإحتياج إلى التمسّك بها. ]المصدر
[9]و فيه عن عبيدبن زرارة قال: سألت أباعبداللّه عليهالسلام عن الكبائر. فقال: هنَّ فى كتاب علىّ عليهالسلامسبع: الكفر باللّه، و قتل النّفس، و عقوق الوالدين، و أكل الرّبا بعد البيّنة و أكل مال اليتيم ظلما، و الفرار من الزَّحف، و التعرّب بعد الهجرة، قال: فقلت: فهذا أكبر المعاصى؟ قال: نعم قلت: فأكل درهم من مال اليتيم ظلما أكبر أم ترك الصلاة؟ قال: ترك الصلاة، قلت: فما عددت ترك الصلاة فى الكبائر؟ فقال: أىّ شىء أوّل ما قلت لك؟ قال قلت: الكفر، قال: فانّ تارك الصلاة كافر. [يعنى من غيرعلّة.] المصدر
[10]و فيه عن عبداللّه بن مسكان، عن أبى عبداللّه عليهالسلامقال: قال أميرالمؤمنين صلوات اللّه عليه: ما
من عبدإلاّ و عليه أربعون جنّة [الجنّة بالضمّ: السترة و الجمع جنن بضمّ الجيم و فتح النون. و كأنّ المراد بالجنن الطافه سبحانه التى تصير سببا لترك المعاصى و امتناعه، فبكلّ كبيرة - كانت من نوع واحد أو أنواع مختلفة - يستحقّ منع لطف من ألطافه أورحماته تعالى و عفوه و غفرانه فلايفضحه اللّه بها فاذا استحقّ غضب اللّه سلبت عنه لكن يرحمه سبحانه و يأمر الملائكة بستره و لكن ليس سترهم كستراللّه تعالى. أو المراد بالجنن ترك الكبائر فانّ تركها موجب لغفران الصغائر عنداللّه و سترها عن الناس فاذا عمل بكبيرة لم يتحتّم على اللّه مغفرة صغائره و شرع الناس فى تجسّس عيوبه و هكذا إلى أن يعمل جميع الكبائر و هى أربعون تقريبا فيفتضح عنداللّه و عندالناس بكبائره و صغائره.
أو أراد بالجنن الطاعات التى هى مكفرّة لذنوبه عنداللّه و ساترة لعيوبه عندالناس و يؤيّده ما ورد عن الصّادق عليهالسلام أنّ الصلاة سترة و كفّارة لما بينها من الذنوب فهذه ثلاثة وجوه خطر بالبال على سبيل الامكان و الاحتمال آت.
[11]و قال الفيض ره: كأنّ الجنن كناية عن نتائج أخلاقه الحسنة و ثمرات اعماله الصالحة التى تخلق منهاالملائكة. و أجنحة الملائكة كناية عن معارفه الحقه التى بهايرتقى فى الدرجات و ذلك لان العمل أسرع زوالا من
المعرفة و إنّما يأخذ فى بغض اهل البيت لانّهم الحائلون بينه و بين الذنوب التى صارت محبوبة له و معشوقة لنفسه الخبيثة بمواعظهم و وصاياهم عليهمالسلام انتهى.
حتّى يعمل أربعين كبيرة فإذا عمل أربعين كبيرة إنكشفت عنه الجنن فيوحى اللّه إليهم أن أستروا عبدى بأجنحتكم فتستره الملائكة بأجنحتها، قال: فما يدع شيئا من القبيح إلاّقارفه اقترف ]الذنب: أتاه و فعله. وقارفه: قاربه. وقوله: «حتى يمتدح» فى القاموس تمدح: تكلف أن يمدح و افتخر و تشبع بما ليس عنده و قال: مدحه كمنعه: أحسن الثناء عليه كمدحه و امتدحه و تمدحه. فالامتداح استعمل هنا بمعنى التمدّح و فى بعض النسخ [يتمدح ]و هو أظهر].
حتىّ يمتدح إلى النفس بفعله القبيح، فيقول الملائكة: يا ربّ هذا عبدك ما يدع شيئا إلاّركبه و إنّا لنستحيى ممّا يصنع، فيوحى اللّه عزّوجّل إليهم أن إرفعوا أجنحتكم عنه فإذا فعل ذلك أخذ فى بعضنا أهل البيت فعندذلك ينهتك ستره فى السماء و ستره فى الأرض، فيقول الملائكة: يا ربّ هذا عبدك قد بقى مهتوك الستر [لايقال: قول الملائكة هذا بناء على أنّهم يريدون ستره و هذا ينافى قولهم المذكور قبله لاشعاره بانهم يريدون هتك ستره، لأنّا نقول: دلالة قولهم الأوّل على ذلك ممنوع لاحتمال أن يكون طلبا لإصلاحه و توفيقه كما يؤمى إليه قوله تعالى: «لو كان للّه فيه حاجة» أى كان مستحقّا للطف و التوفيق (آت)]. فيوحى اللّه عزّوجّل إليهم: لو كانت للّه فيه حاجة ما أمركم أن ترفعوا أجنحتكم عنه. الكافى ج 1/279
---------------------------------------------------------------------------------------
38-4
): زندگي سه چيز است : اشكي كه خشك مي شود لبخندي كه محو مي شود يادي كه مي ماند و فراموش نمي شود): خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد
+
--------------------------------------------------------------------------------
): زندگي سه چيز است : اشكي كه خشك مي شود لبخندي كه محو مي شود يادي كه مي ماند و فراموش نمي شود
+
--------------------------------------------------------------------------------
): زندگي سه چيز است : اشكي كه خشك مي شود لبخندي كه محو مي شود يادي كه مي ماند و فراموش نمي شود
+
--------------------------------------------------------------------------------
دلتنگی من تمام نمیشود
همين که فکر کنم
من و تو
دو نفريم
دلتنگتر میشوم برای تو.
یا رب آن آهوی مشکین به ختن باز رسان وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان
دل آزرده ی ما را به نسیـــــمی بنــــــواز یعنی آن جان ز تن رفــــته به تن بازرسـان
ماه و خورشید به منزل چو به امر تو رسند یار مهــــروی مـرا نیز به من بازرســــــان
دیده ها در طلب لعــــل یــــــمانی خون شد یا رب آن کوکب رخشان به یـمن بازرسـان
برو ای طایر ِ میمون همــــایون آثــــــــــار پیش عنقا سخن زاغ و زغن بازرســـــــان
سخن اینست که ما بی تو نخواهیم حیات بشنو ای پیک ِ خبر گیر و سخن بازرســان
آنکه بودی وطـنـش دیده ی حافظ یا رب
به مرادش ز غریـبی به وطن بازرسان
"حافظ"
پ.ن۲:خدا انتقام نمی گیره ها!به نظر من که... انتقام... نمی گیره.
پ.ن۳:در مورد صدایی که دیشب برام گذاشتی... نمیدونی چقدر به دردم خورد.بعد از اون تلفن٬صدای بدون گریه ت رو شنیدن٬ مثل یه پارچه ی حریر بود که رو صورتم تکون میخورد. یه چیزی که نخوام چند دقیقه چیزای بد رو ببینم.در حقیقت همه چیز رو.
پ:ن۴:من داداشتم فسقلی.در مورد تمام اون حرفایی که برا دیشب بهم زدی٬ برا تمام اون کمکا٬ رو منم حساب کنم.هیچ وقت تنهات نمی ذارم فسقلی من.
پ.ن۵:حالا به خاطر من... بد نباش.سعی کن خوب شی.فکر شب باش که اس ام اس... اصلا هم گریه نکن گلم.ناراحت میشماااا
ای پای تا به سر ناز٬ مستم ز عطر گیسوت
گیسوی چون پرندت٬ رنگ شراب دارد
از بوسه های رنگین
بر عاج شانه هایت
صد ها نگین نشاندم
گویی که شانه ی تو
در زیر پوست هایش
صد ماهتاب دارد.
همسنگ سینه ی تو٬ اقلیم آسمان نیست
زیرا که آسمان را ــ
یک مهر هست ٬ اما ــ
اقلیم سینه ی تو٬ دو آفتاب دارد.
هر چال گونه هایت
جای نگین بوسه است
هنگام نوشخندت ــ
هر گونه ی تو٬
موجی چون موج آب دارد
عطر شکوفه خیزد از ساغر دهانت
لب های بوسه خیزت طعم شباب دارد
آتــــش فشـان دل را٬ تک بوسه چاره گر نیست
بعد از تلاش بوسه ــ
لبهای بوسه مستم ــ
بر بستر لبانت ــ
آهنگ خواب دارد...
بر بستر لبانت٬
آهنگ خواب دارد
سر چشمه ی بقا
دیده هر چند که از دیدن تو محروم است
پرتو حسن تو بر اهل نظر معلوم است
* * *
شعله ی عشق تو از چهره ی زردم پیداست
گرچه در پرده ی دل راز غمت مکتوم است
* * *
ای خوش آن دم که چو گل با لب خندان آئی
که دل منتظران بی تو بسی مغموم است
* * *
دل بشکسته به دست تو شود باز درست
ایکه در پنجه ی مهر تو دلم چون موم است
* * *
همچو کوری به خطرگاه جهان آمده ایم
هر کس از دامن تو دست کشد معدوم است
* * *
نظر لطف تو سرچشمه ی فیض است و بقا
هر که از چشم تو افتد به فنا محکوم است
* * *
ای هما، بر دل ویرانه ی ما سایه فکن
تا گریزد غم دنیا که چو جغدی شوم است
* * *
صبح امید توئی در شب ظلمانی ما
یاد تو مایه ی تسکین دل مظلوم است
* * *
ما مجازیم سرا پا و، حقیقت با توست
هر چه جز نقش تو آید بنظر، موهوم است
* * *
معتبر شد ز وجودت سند هستی ما
دفتر عمر به امضاء تو چون مختوم است
* * *
ما سوی جمله حروفند و تو چون جان کلام
بی تو انشاء جهان، جمله ی نا مفهوم است
* * *
از وجود تو بود عالم هستی بر پا
که تو قائم به خدائی و، خدا قیوم است
* * *
نرسیده است هر آنکس که به سرحد کمال
چشمش از دیدن دلدار، محروم است
تا نبینم رخ زیبای ترا مهدی جان
دلم آرام نگیرد بخدا مهدی جان
نیمه جانی که به دل مانده نثار تو کنم
گر ببینم گل رخسار ترا مهدی جان
نام دلجوی تو ای مظهراسماو صفات
همه جا وردزبان است مرا مهدی جان
چشم امید به تو دوخته و آمده است
به در خانه ی لطف تو گدا مهدی جان
همچو پروانه دلم پر زند وبیتاب است
گرد انوار تو ای شمع هدی مهدی جان
من نه آنم که کشم دست گدایی از تو
نکنم دامن لطف تو رها مهدی جان
تو نه آنی که کنی سائل خود را نومید
چون توئی معدن احسان و سخا مهدی جان
در جوانی شده ام از غم این دوران پیر
لیکن از عشق تو ای یار نمیگردم سیر
منم آن ذره، که بر دامن تو چنگ زدم
ای که شد پرتو مهر و کرمت عالمگیر
بهر تسخیر جهان،جنگ دگرلازم نیست
چونکه زیبایی تو،کرده جهان را تسخیر
نرود یاد تو، با مُردنم، از خاطر من
چون وجودم همه با مهر تو شد، نقش پذیر...
اگر روزي مردم ، تابوتم را سياه کنيد تا همه بدانند سياه بخت بودم
بر روي سينه ام تکه يخي بگذاريد تا به جاي معشوقم برايم گريه کند
چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم
و آخر اکاشکی پرنده پر نداشت
در سراشیبی تقدیر
نام مرا
با نام تو تشنه کرده اند
و رفتنت را
بر دلم داغ نهاده اند
دریغ
از دریایی که در چشمهایت نشسته است
بی آنکه بخواهد
آیینه ها را آبی ببیند
یادگار ردپای انتظارت آمدنت را دریاب
که تکرار آبی ترین زلال ها
در پیوسته ترین اشتیاق های رسیده ی ابدیت
تو را تداعی می کند
برو به فکر من نباش
برو به پای من نسوز
برو به فکر من نباش
من یه جوری سر میکنم
زندگی رو با سختیاش........ا
با که درددل کنم؟
با کسی که پرنده بود برام؟
با کسی که اشیانه بود
دلم به چه خوش بود
کاشکی پرنده پر نداشت
از پریدن خبر نداشت
درخت باغ آرزوش
دغدغه تبر نداشت
،تـنها عشق با روح انسان پـیـونـد می خورد،
،زنـدگـی بـدون عـشـق ،سـرد و مـرده اسـت،
،زنـدگـی تـوام عـشـق ،گرم و پـر خروش اسـت،
،هـر کـس کـه عشق را هـرگز نیافت زندگی هـم نکرد،
،و کسی هـم کـه عشق را یـافـت زنگی اش را ازدست داد،
،عشق شوری در نهاد ما نهاد***جان ما در بوته سودا نهاد،
،بـا عشق می توان دنیـا رو بـه انـدازه یک نفر کوچک کـرد،
،بـا عشق مـی تـوان یک نفر رو بـه اندازه دنیا بزرگ کرد،
،عشق با درد هـمـراه است، چون دگرگون می کند،
،عشق واقعی تنـهایی را به یگانگی مبدل میکند،
،عشق زیباست چون ،خدا،عشق را به ما
ای عشق واقعی چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است. چگونه ببوسمت
وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود. بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا طلسم کرده ای من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی تو
هوای دلم را با طراوت کردی زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم پس بدان
دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم
اولش فکر نمی کردم که دلم رو برده باشه
یا دلم گول چشای روشنش رو خورده باشه
اما نه گذشت دیدم دل من دیوونه تر شد
به تو گفتم دلت از قصه من با خبر شد
آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن
رفتن یه راه دشوار باسه هرگز نرسیدن
می دونم دوستم نداری مثه روزای گذشته
من خودم خوندم تو چشمات یه کسی اونو نوشته
می دونم فرقی نداره باست عاشق بودن من
می دونم باست یکی شد بودن و نبودن من
اما روح من یه دریاست پره از موج و تلاطم
ساحلش تویی و موجاش خنجرای حرف مردم
آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن
رفتن یه راه دشوار باسه هرگز نرسیدن
زندگی بی تو برام حرومه
به پات نشستم عمرم تمومه
یه عمریه که به پات نشستم
با قهر و نازت منو سوزوندی
آخر منو به دست غم سپردی
قلبمو با دست خود شکستم
دوست دارم دوست دارم
دوست دارم دوست دارم
عاشقم کردی قلبم شکستی
رفتی از پیشم عهدو شکستی
با مو زمونه نا مهربونه
دلم از دست تو دریای خونه
مثل یک قایقی رو آب میمونه
ای خدا ز عشقش دل شد دیوونه
زندگی بی تو برام حرومه
به پات نشستم عمرم تمومه
یه عمریه که به پات نشستم
با قهر و نازت منو سوزوندی
آخر منو بدست غم سپردی
حیف از اون عمری که پای تو نشستم
دوست دارم دوست دارم
دوست دارم دوست دارم
i LoVe YoU
بچه های مدیریت بفرمایین در خدمتیم
اگر اندکي به پيرامون خود نگاه کنيم، به سازمان ها، شرکت ها، بانک ها و انسان ها، صحنه ي درگيري را شاهد خواهيم بود که ريشه در دردي دارد که سال هاست گريبانگير انسان ها بوده است و تلاش متفکران، حکيمان، روانشناسان، فيلسوفان و ... هيچ علاجي را براي آن به ارمغان نياورده است. اين درد چيزي نيست مگر دشمني با طبيعت. گروه هاي بشري قرن هاست که براي سبقت گرفتن در راه بهره مندي از طبيعت خنجرهاي آهيخته خود را در شکم همديگر فرو مي برند. اگر اين کارزار در قرن هاي پيش بر سر چراگاه و قطعه اي زمين بود، اکنون منابع زيرزميني است که عرصه را بر همه تنگ کرده است. با اين همه جاي شکر باقي است که اندکاني پيدا شده اند که در اين راه موانعي را قرار دهند و سعي در تغيير انديشه بشر مخرب امروزي داشته باشند. اين متفکران که در حيطه هاي گوناگون به سخنراني پرداخته اند، حيطه مديريت را از افکار خود بي بهره نگذاشته اند. يکي از نظرياتي که امروزه براي خود جا بازکرده است، مسئوليت هاي اجتماعي در مديريت است. جهت اين نظريه به سمت و سويي است تا که شايد بتواند بشر امروزي را به دنبال خود بکشاند و او را با طبيعت به عنوان يک جزء و نه يک فرادست همگون کند و همچنين به شيوه اي عادلانه فوايد حاصل از تعامل با طبيعت را بين آنها تقسيم کند. لذا در اين نوشته سعي بر آن است که با بررسي تمام جوانب مسئوليت اجتماعي در امتداد يک نمونه مطرح شده زواياي پنهان موضوع آشکار شود.بنابراين در ادامه با ارائه تعاريف و نظريات گوناگون در مورد مسئوليت اجتماعي، نمونه ياد شده مورد بررسي قرار مي گيرد.
مسئوليت اجتماعي
متفکران رشته مديريت از دهه 1950، توجه خود را به مسئوليت هاي اجتماعي معطوف کردند.تمام سازمان هايي که فقط سود و زيان خود را وزن مي کردند، تحت فشار مردم و سازمان هاي مشابه، ديد خود را اندکي به فراتر از سازمان اندوختند. ديگر بوضوح مشخص است که اعمال سازمان ها بر محيط بيروني تأثير بسزايي خواهد داشت و نمي توان سود و زيان ناشي از سازمان ها بر جامعه را ناديده گرفت. جهت مسئوليت اجتماعي به سمتي است که فوايد اجتماع در آن امتداد است. لذا تلاش بر اين بوده است که سود و زيان سازمان ها به گونه اي باشد که مردم هزينه اضافي متحمل نشوند. منظور از مسئوليت اجتماعي اين است که که سازمان ها تأثير عمده اي بر سيستم اجتماعي دارند و لذا چگونگي فعاليت هاي آنها بايد به گونه اي باشد که در اثر آن زياني به جامعه نرسد، و در صورت رسيدن زيان، سازمان هاي مربوط ملزم به جبران آن باشند. به عبارت ديگر، سازمان ها نبايد خود را مستقل از محيط بيروني خود و به اصطلاح «تافته جدا بافته» بدانند، بلکه بايد خود را جزئي از يک کل يعني محيط بيروني و اجتماع بدانند و بايد اهداف و فعاليت هاي آنها در راستاي آرمان هاي اجتماعي و رفاه و آسايش جامعه باشد. امروزه همه مديران بايد به کارهايي دست بزنند که مورد قبول جامعه و منطبق با ارزش هاي آن باشد. سازمان هايي که نمي توانند خود را با اين مهم تطبيق دهند، موفق نخواهند بود. پيتر دراکر يکي از برجسته ترين صاحبنظران مديريت در اين باره مي گويد که سازمان هاي خصوصي به منظور حفظ مشروعيت خود و بقا در محيط، بايد قبول کنند که نقش و وظيفه عمومي و اجتماعي نيز دارند. اين نقش اجتماعي از اين اصل پذيرفته شده نشأت مي گيرد که: «هر فردي مسئول رفتار خود است و چنانچه ازطرف وي، خواه به طور عمد و غير عمد، صدمه اي به ديگران وارد شود، بايد پاسخگو باشد.» سازمان ها نيز از اين مقوله مستثني نيستند و بايد پاسخگوي تأثيرات اجتماعي نامطلوب خود باشند.
مفهوم مسئوليت اجتماعي
مسئوليت اجتماعي به رفتارها و تصميمات مبتني بر ارزش هاي پذيرفته شده اجتماعي مربوط مي شود و در واقع تعهد تصميم گيران براي اقداماتي است که به طور کلي علاوه بر تأمين منافع خود، موجبات بهبود رفاه جامعه را نيز فراهم مي کند. در اين تعريف عناصر چندي وجود دارد:اولاً مسئوليت اجتماعي يک تعهد است که مؤسسات بايد در قبال آن پاسخگو باشند.ثانياً مؤسسات موظفند که که از آلوده کردن محيط زيست، اعمال تبعيض در امور استخدامي، بي توجهي به تأمين نيازهاي کارکنان خود، توليد کردن محصولات زيان آور و نظاير آن، که به سلامت جامعه لطمه مي زنند، بپرهيزند و سرانجام سازمان ها بايد با اختصاص منابع مالي، در بهبود رفاه اجنماعي مورد قبول اکثريت جامعه بکوشند. اين قبيل اقدامات عبارتند از: کمک به فرهنگ کشور و مؤسسات فرهنگي، و بهبود کيفيت زندگي.
مسئوليت اجتماعي ممکن است مربوط به چگونگي عمل سازمان در امور گوناگوني همانند آلودگي محيط زيست، تبعيض، فقر، بيکاري، تورم و مانند اينها اعمال شود. يکي از جوانب اصلي مسئوليت اجتماعي، مسئله محيط زيست است که محل جدل هاي کنوني ملل مختلف است. کشورهاي صنعتي نظير ايالات متحده آمريکا که منافع خود را در عدم پايندي به مسئوليت اجتماعي در زمينه محيط زيست مي بينند، هيچگاه حاضر نيستند از فعاليت هاي کارخانجات بزرگ خود که ويران کننده ي محيط زيست مي باشد دست بکشند. اگرچه کشورهاي مختلف تلاش هاي عمده اي در راستاي احياي طبيعت انجام داده اند و سعي در پايبندي به معاهدات و پيمان هايي مانند معاهده کيوتو مبني بر جلوگيري از گسترش گازهاي گلخانه اي داشته اند ولي هنگامي که کشور بزرگي همچون آمريکا حاضر به امضاي اين پيمان نامه نيست، آيا باز هم مي توان گفت که اينگونه کشورها به دنبال استقرار سازمان هايي هستند که به اجتماع پاسخگو باشند.
مسئله محيط زيست را از نظرگاه ديگري نيز مي توان مورد بررسي قرار داد. اين جنبه، مربوط به ريشه هاي مذهبي تعامل با محيط زيست است. اديان گوناگون بر اين امر تأکيد دارند که فقط از طريق زندگي هماهنگ با محيط طبيعي در يک رابطه مبادله اين امکان براي انسان وجود دارد که زندگيش را به نحو خلاقي گسترش دهد. بر اساس چنين رويکردي، آيين بودا تعليم مي دهد که ارتباط بين انسان و طبيعت يک رابطه تضاد نيست بلکه وابستگي متقابل است. آيين شينتو در ژاپن نيز بر هماهنگي انسان با بيعت تأکيد داشت. حضرت عيسي نيز برنامه ريزي اقتصادي، تراکم سرمايه، تکنولوژي، و به طور کلي تجليل از اقدامات سودآور اقتصادي را که منجر به تخريب محيط زيست و ايجاد فاصله بين فرقه هاي مختلف مي شد، محکوم کرد. جالب اينجاست که آيين يهود مسير عکس را پيموده است. يکتاپرستي يهودي به اين مفهوم است که خداوند تمام آفرينش غير انساني را در دسترس مخلوق انساني خود قرار داده تا از آنها به هر طريقي که دلخواه اوست بهره برداري کند. دين اسلام نيز اگرچه براي انسان ها محدوديت هايي قرار داده است، اما با قلمداد کردن انسان به عنوان اشرف مخلوقات، مجوز دست يازيدن به طبيعت را صادر کرده است.
يکي از مؤسساتي که در زمينه مسئوليت اجتماعي اصولي را ارائه داده است، مؤسسه ISM مي باشد. اگرچه اين مؤسسه براي مديران زنجيره توليد اصولي را تدوين کرده است ولي قابل تعميم به سازمان هاي دولتي مي باشد. اين اصول عبارتند از:
1- جامعه: تلاش در راستاي ايجاد مزيت براي جامعه و همچنين تحريک و تشويق سازمان هاي مرتبط براي حرکت در راستاي منافع جامعه.
2- محيط: تشويق و تحريک سازمان براي ايجاد مکانيزم پاسخگويي به محيط خود به طوري که ابهام و نارضايتي محيط رفع شود و همچنين مواضع سازمان و اثرات سياست هاي سازمان بر روي نرخ هاي تورم، بيکاري، فقر روشن شود.
3- اخلاق: ايجاد منشور اخلاقي براي سازمان و کوشش در جهت عمل به اصول و مباني اخلاقي.
4- مسئوليت مالي: مسئوليت در برابر اموال افرادي که در سازمان سرمايه گذاري کرده اند و همچنين در سازمان هاي بزرگ دولتي، مسئوليت در برابر اموال مردم و ثروت ملي.
5- حقوق بشر: برخورد با افراد داخل و خارج از سازمان به طور محترمانه و با رعايت شأن افراد، احترام و پشتيباني از حقوق بين المللي تا جايي که در حيطه سازمان است، ايجاد تحرک در ديگر سازمان هاي مرتبط براي احترام گذاشتن به حقوق بشر
6-امنيت:ايجاد فضايي امن براي افراد درون سازمان و افراد بيروني که با سازمان در ارتباطند و عدم ايجاد ناامني براي ديگر افراد.
نمونه (Case)
دو گروه اول و دوم نظرات خود را در مورد نقش دولت و مسئوليت اجتماعي مطرح مي کنند. س÷س نظرات دو گروه تحليل مي شود.
گروه اول:
دولت بدون در نظر گرفتن محيط زيست، دائماٌ فعاليت هاي آلوده کننده ي محيط زيست و فرساينده ي خاک ها را گسترش مي دهد و صنايعي که در راستاي افزايش صادرات هستند، فقيرها را فقيرتر و ثروتمندان را فربه تر مي کند.دولت بايستي آلاينده ها را کم کرده و صنايع تخريب کننده محيط را کنار بگذارد.
گروه دوم
ما راه برگشت نداريم و مهمترين عامل ناکارآمدي دولت، ضعف مديريت است و با اصلاح آن به اهداف توسعه دست خواهيم يافت.
تحليل نظرات دو گروه
اگر مواضع گونه گون هر دو گروه را مورد بررسي قرار دهيم، مشاهده مي کنيم که هر دو گروه مواضعي را اتخاذ مي کنند که اگر چه در آنها نکات درستي وجود دارد، ولي برخي از مدعاهاي آنها نيز بسيار عاميانه مي باشد.
در مورد گروه اول نکاتي قابل بيان است که عبارتند از: اينکه سياست هاي مديريت دولتي ثمري جز هدر دادن منابع به بهاي آلوده کردن محيط زيست نداشته است، يک بيان بدون فکر است. زيرا اولاً رسالت مديريت دولتي چيزي جز ارائه بهترين خدمات به مردم مي باشد (وارد اين بحث نمي شويم که آيا منظور از مديريت دولتي، اداره امور سنتي دولتي است که هنوز درکشورهايي حکمفرماست يا مديريت دولتي نوين که نقشي متفاوت از اداره امور دولتي به خود گرفته است و يا اينکه قلمرو بحث ايران است يا جهان؟)و سياست هاي مديريت دولتي در اين امتداد قرار مي گيريد و اين به معني هدر دادن منابع نيست و بلکه تلاش در راستاي استفاده از منابع براي تحقق آرمان هايي چون عدالت، آزادي، محو فقر و ... است. نکته اي که در اينجا قابل بيان است اين است که خود سياست ها بد جلوه نمي کنند، بلکه عدم تعهد و عمل به اينهاست که عواقب بيشماري را به دنبال مي آورد. در ادامه به نکات خوبي اشاره شده است. آري درست است که بهره وري دولت اندک است، کيفيت آموزش نامطلوب است و کشاورزي و مراتع را فراموش کرده و منابع را پايان ناپذير مي پنداريم و مدام آنها را به هدر مي دهيم، ولي آيا راه حل همان است که گروه اول ارائه مي دهد؟ آيا بايد چند قرن به عقب برگرديم و کشاورزي و ماهيگيري را پيشه کنيم و شروع به از بين بردن شهرها و ساختن روستاها کنيم؟ شايد اين ابلهانه ترين راه حل باشد که به ذهن مي رسد. در اينجا گروه دوم به خوبي اين راه حل را رد مي کند و بازگشت به عصر حجر را ناممکن مي داند. اين موضع گروه دوم که سياست هاي مديريت دولتي باعث عدم بهره وري شده است باز هم قابل قبول نيست زيرا خود سياست ها نيستند که باعث اين امر شده اند بلکه همانطور که اشاره شد نداشتن ضمانت اجرايي و قرار نگرفتن فعاليت ها در راستاي سياست هاست که موجب عدم بهره وري مي شود. در ادامه گروه دوم بر اين عقيده است که ضعف مديريت مهم ترين مانع است. اين بيان جاي تأمل بسيار دارد و به راحتي نمي توان آن را به عنوان بزرگترين عامل قبول کرد. بهتر است که براي تفسير اين بيان و همچنين به عنوان يک خاتمه به تحليل ديگري دست بزنيم:
اگر دقت کنيم مشاهده مي کنيم که زمزمه مسئوليت اجتماعي درست در زماني آغاز شد که عدم کارايي الگوي رشد اقتصادي بر همگان آشکار شده بود. متفکران توسعه که تا قبل از اين بر اين اعتقاد بودند که توسعه چيزي جز رشد اقتصادي نيست، حال از عقايد خود برگشته بودند و بر ارزش هاي جديدي تأکيد داشتند که از جنس مسئوليت اجتماعي بود. سياست هاي مديريت دولتي که در راستاي الگوي رشد اقتصادي بود، هنوز در بسياري از کشورهاي در حال توسعه مورد قبول است. از جمله اين سياست ها عبارت است از: صنعتي شدن، توسعه شهري، افزايش توليد ناخالص ملي، نظام برنامه ريزي متمرکز، اتکا به خارج و تکنولوژي پيشرفته. اگرچه ناکارآمدي اين سياست ها در کشورهاي توسعه يافته به اثبات رسيده است ولي هنوز کشورهاي در حال توسعه نتوانسته اند از اين دام تحميلي (نمونه واضح اين موضوع تحميل تئوري ها، ارزش ها، اخلاقيات بخش دولتي به کشورهاي جنوب شرق آسيا از طرف کشورهاي استعماري بريتانيا، آمريکا، فرانسه و هلند در دوران استعمار و پس از ان است) رهايي يابند. اکنون راه حل براي برون رفت از بحران هايي که جهان صنعتي با خود به همراه داشته است شايد تکيه بر مباني نظريه ي جديد توسعه يعني الگوي نيازهاي اساسي باشد. اين الگو که با مسئوليت اجتماعي همراستا است، نه تنها رشد اقتصادي را در نظر مي گيرد بلکه معيارهاي توسعه يافتگي را که مفاهيمي جون فقرزدايي، توسعه اجتماعي، توسعه فرهنگي و ... است را هم مورد توجه قرار مي دهد. سياست هايي که در اين الگو قرار دارند عبارتند از: توسعه کشاورزي (مکانيزه با حداقل عواقب زيست محيطي)، توسعه روستايي (به سمت ايجاد روستا شهرها)، رفاه فردي، برنامه ريزي مشارکتي و غيرمتمرکز، اتکا به داخل، تکنولوژي مناسب(با توانمندي ها و پتانسيل ها و ساختارهاي فرهنگي، اجتماعي و ... داخلي). در انتها شايان ذکر است که اگر در مديريت دولتي، سياست ها در راستاي الگوي نيازهاي اساسي قرار گيرند و بر ارزش هاي مسئوليت اجتماعي و اخلاقي تأکيد شود، به مرور زمان دولت و سياست هاي آنها کارآمد خواهد شد و به سمت توسعه يافتگي پيش خواهيم رفت.
1-توينبي آرنولد، ايکدا دايساکو (گفتگوي دو فرزانه)؛ براي قرن بيست و يکم؛ مترجمان: پاشايي ع. [ ... و ديگران]؛ ويراستار مجيدي فريبرز؛ تهران؛ نشر ثالث؛ 1381.
2-نوري تاجر، مريم؛ مسئوليت هاي اخلاقي و اجتماعي در مديريت؛ مجله تدبير، شماره 115، شهريور 1380.
3- Institute for Supply Management; Principles of Social Responsibility; 2004.
4- Haque M.Shamsul; Reforming Public Administration in
به دلیل ماهیت عصری که در آن به سر میبریم تفاوت بسیاری میان سازمانهای امروزی و گذشته وجود دارد و در این ارتباط «چارلز هندی» از صاحبنظران رشته مدیریت میگوید: «مدیران امروز با سازمانهایی سر و کار دارند که شباهتی به سازمانهای گذشته ندارند.»
یکی از ویژگیهای اساسی سازمانهای جدید، شکلگیری آنها بر مبنای یادگیری است. بنابراین مدیران و کارکنان، همواره در حال یادگیری بوده و مهارتهای جدید کسب میکنند چرا که قدرت هر سازمان متناسب با میزان آموزش دائمی مدیران و کارکنان آن است. هدف این مقاله ایجاد آشنایی با ویژگیهای سازمانهای یادگیرنده است.
نظریه یادگیری سازمانی
نظریه یادگیری سازمانی از جمله رهیافتهای سیستمی و اقتضایی به مدیریت محسوب می گردد و سازمان را به مثابه یک "سیستم باز صاحب اندیشه و زنده" در نظر می گیرد. با تأکید بر این نکته که سازمانها نیز مانند ذهن انسانها برای تطبیق با شرایط محیطی متحول، متکی به دریافت بازخورند؛ سازمانها درست مانند حیوانات باهوش تر و انسانها از تجربه درس می گیرند و درگیر فراگردهای ذهنی پیچیده ای مانند "پیش بینی، شناسایی، تعریف، طراحی و حل مسأله" می شوند. دو نفر از نظریه پردازان سازمان بر این باورند که "در بسیاری از سازمانها، برخی از حالات یادگیری سازمانی، به طور منظم ایجاد می شوند"؛ نظیر سه فراگرد متداول یادگیری سازمانی که عبارتند از: فعالیتهای بهبود و توسعه منابع انسانی؛ فعالیتهای برنامه ریزی راهبردی؛ و به کارگیری و تسلط بر فن آوریهای جدید در سازمان. به هر حال، سازمانها معمولاً همه استعداد و توان یادگیری خود را به کار نمی گیرند. حاصل یادگیری سازمان، پیش از حاصل یادگیری انفرادی مجموعه اجزای آن است؛ یعنی حاصل یادگیری کل سازمان، از جمع یادگیریهای انفرادی و مجزای بخشهای تشکیل دهنده آن بیشتر است. یادگیریهای منفرد حاصل از آموزش و توسعه مهارتهای نیروی انسانی، فراهم آوردن پایگاههای علمی، و آشنایی با نظریه ها و چهرچوبهای جدید، فقط هنگامی به یادگیری سازمانی منجر می شود که بر اقدامهای مدیریتی، خط مشیها و راهبردهای طراحی سازمانی اثر بگذارد.
موضوع یادگیری سازمانی در حدود دهه 1970 میلادی مطرح شد. کتاب معروف پیتر سنج تحت عنوان اصل پنجم، موجب شهرت و توسعه تفکر سیستم باز و یادگیری سازمانی شد. سازمان یادگیرنده از نظر پیتر سنج، سازمانی است که با استفاده از افراد، ارزشها و سایر خرده سیستمها، و با تکیه بر درسها و تجربه هایی که به دست می آورد، به طور پیوسته عملکرد خود را تغییر می دهد و آن را بهبود می بخشد، به نظر وی اجزای اصلی هر سازمان یادگیرنده عبارتند از:
1. مدلهای ذهنی- در این سازمانهاف همه افراد شیوه های قدیمی اندیشیدن را کنار می گذارند؛
2. مهارت شخصی- در این سازمانها، افراد خودآگاه بوده، به طور باز با دیگران برخورد دارند؛
3. تفکر سیستمی- همه اعضای این سازمانها یاد می گیرند که کل سازمان چگونه کار می کند؛
4. بصیرت مشترک- همه اعضای این سازمانها به شناسایی و تعریف برنامه های عملی خود می پردازند و در مورد آنها توافق حاصل می کنند؛
5. یادگیری گروهی- همه اعضای این سازمانها برای به اجرا درآوردن برنامه های مورد توافق، همکاری می کنند؛
به نظر گاروین، "سازمان یادگیرنده سازمانی است که در ایجاد، کسب، انتقال دانش و اصلاح رفتار خود در واکنش به دانش و بصیرتهای جدید مهارت دارد". گاروین و برخی از صاحب نظران دیگر با تسری مصادیق مدل سیستم باز به سازمان و در نظر گرفتن قابلیتی نظیر قابلیت "مغز انسان" برای آن مدل، این نظریه را توسعه دادند. گاروین بر این باور است که یادگیری سازمانی درست مثل یادگیری انسانی، سه مرحله دارد: 1) شناخت (یادگیری مفاهیم جدید)؛ 2) رفتار (توسعه مهارتها و توانائیهای جدید)؛ و 3) عملکرد (انجام کار، به طور واقعی). تحقق هر سه مرحله فوق، مستلزم آن است که فاصله موجود میان نظریه و عمل حذف شود.
طبق نظر گاروین، سازمان برای استفاده از فکرهای جدید در بهبود عملکرد سازمانی و تبدیل آنها به برنامه های عملی، به پنج مهارت نیاز دارد: 1) حل مسأله؛ 2) کسب تجربه؛ 3) یادگیری از تجربه خود و تاریخ؛ 4) یادگیری از دیگران؛ 5) انتقال یا اجرا.
اگر سازمانهای امروزی در صدد پیشرفت باشند (به جای اینکه فقط در اندیشه حفظ و تداوم حیات خود باشند)، به همه مهارتهای فوق نیاز دارند.
سازمانهای یادگیرنده پدیدهای هستند که با شروع دهه 90 میلادی مطرح شدند. علت پدیدار شدن چنین سازمانهایی، شرایط، نظریهها و تغییر و تحول در محیطهای سازمانی قبل از دهه مذکور بوده است به گونهای که تمام سازمانها تلاش گستردهای را برای بقای خود آغاز کرده بودند و برای آنکه بتوانند خود را در محیط پرتلاطم اطراف خود حفظ کنند، میبایست از قالبهای غیرپویا خارج و به سمت سازمان یادگیرنده متحول شوند. یعنی در ساختار و اساس خود تغییرات عمیقی ایجاد کنند.
سازمانها قبلاً در محیطی پایدار به سر میبردند و وقایع آینده تقریباً قابل پیشبینی بودند، به طوری که مدیران میتوانستند در شرایط مطمئن برنامهریزی کنند. اما امروز محیط به شدت در حال تغییر است و تغییرات تکنولوژیک، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی به سرعت سازمان را تحت تأثیر قرار میدهند.
هندی از صاحبنظران رشته مدیریت میگوید: «مدیران امروز با سازمانهایی سر و کار دارند که شباهتی به سازمانهای گذشته ندارند». یکی از ویژگیهای اساسی سازمانهای جدید، شکلگیری آنها بر مبنای یادگیری است. بنابراین مدیران و کارکنان، همواره در حال یادگیری بوده و مهارتهای جدید کسب میکنند چرا که قدرت هر سازمان متناسب با میزان آموزش دائمی مدیران و کارکنان آن است. سازمانها قبلاً در محیطی پایدار به سر میبردند و وقایع آینده تقریباً قابل پیشبینی بودند، به طوری که مدیران میتوانستند در شرایط مطمئن برنامهریزی کنند. اما امروز محیط به شدت در حال تغییر است و تغییرات تکنولوژیک، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی به سرعت سازمان را تحت تأثیر قرار میدهند. سازمان جهت بقا، نیازمند تطبیق خود با دگرگونی های محیطی است و جهت تطبیق ، باید همواره در خود تغییرات مطلوب را ایجاد کند تا بتواند کارآمدی خود را در جهت تحقق اهداف برآورده سازد و این امر میسر نمی گردد، مگر با افزایش یادگیری.
بسیاری از شرکتها از جمله: موتورولا، وال مارت، بريتيش پتروليوم، اكسي روكس، شل، ديويكس، جي ايي، سوني، نورتل، كداك و ... در ايجاد سازمانهاي يادگيرنده تاكيد بسیاری كرده اند. اين سازمانها، نه تنها حداكثر موقعيتهاي رقابتي در زمانهاي مناسب را دارند، بلكه آنها به طور كاملا دقيق در اين شرايط متغير پرورش يافته اند.
يادگيري سازماني زماني اتفاق مي افتد كه موجب تغيير عقايد و ديدگاههاي موجود شده و ديدگاه جديدي را خلق كند و از طريق ارتباط و تعامل به تمام سطوح سازماني منتقل شود. اين انتقال ازطريق مشاركت بهتر صورت مي گيرد. از نظر « پيتر سنگه » روشهاي يادگيري در سازمان يادگيرنده عبارتند از: مهارت فردي، يادگيری تيمي، تفكر سيستمي، بصيرت مشترك، و مدلهای ذهني. سازمان یادگیرنده فرصت یادگیری برای تمامی اعضای خود را فراهم می سازد. سازمانهای یادگیرنده پیوسته در حال افزایش توانایی خود برای ساختن آینده هستند. « سنگه » معتقد است سازمان يادگيرنده، به گروهي گفته مي شود كه به طورمستمر در پي افزايش قابليتهاي خود براي خلق چيزهايي است كه مي خواهد ايجاد كند.
صاحبنظران براي مفهوم سازمان يادگيرنده تعاريف متعددي ارائه كردهاند.
به نظر « داجسون » سازمان يادگيرنده سازماني است كه با ايجادساختارها و استراتژيها به ارتقاي يادگيري سازماني كمك ميكند.
از نظر « گاروين » سازمان يادگيرنده سازماني است كه داراي مهارت و توانايي ايجاد، كسب و انتقال دانش است و رفتار خودش را طوري تعديل ميكند كه منعكس كننده دانش و ديدگاههاي جديد باشد.
« مايكل جي. ماركوارت » در كتاب ارزنده خود تحت عنوان «ساختن سازمان يادگيرنده »، تعريف نسبتاً جامعي ارائه كرده است: در تعريف سيستماتيك، يك سازمان يادگيرنده سازماني است كه باقدرت و به صورت جمعي ياد ميگيرد و دائماً خودش را به نحوي تغيير ميدهدكه بتواند با هدف موفقيت مجموعه سازماني به نحو بهتري اطلاعات راجمعآوري، مديريت و استفاده كند.
خلق سازمانهای یادگیرنده
«كنكاش دانش، يك وظيفه است.»
اين توصيه چهارده قرن پيش توسط پيامبر اكرم محمد (ص) توصيه شد و حال كاربرد وسيعي براي كسب و كار سازمان پيدا كرده است. يكي از بزرگترين چالشهايي كه امروزه سازمانها با آن روبرو هستند، همگامي با تغييرات سريع در محيط كسب و كار است. اين تغييرات ميطلبد كه افراد در سازمان بهطور مستمر دانش و مهارتهاي خويش را بروز داده و استراتژيهايي را توسعه دهند كه بهنوعي سازمان منتج ميشود. سازمان يادگيرنده را نيز ميتوان همچون يك سازمان نرمال تعريف كرد كه منابع انسانياش را براساس اصولي مستمر و از طريق خلق دانش، مهارت، طرز تلقي و استراتژيهاي جديد جهت نيل به اهداف خويش، توسعه ميدهد.
مزاياي بالقوه
چرا يك سازمان بايستي نظامي را در خود جاي دهد كه در آينده منابع انسانياش را توسعه دهد؟ مزاياي بالقوه آن عبارتند از:
1 - نيروي دانش: تولد غولهاي جديد كسب و كار همچون كامپيوترهاي مايكروسافت، نت اسكيپ و اپل در همين اواخر ثابت كرد كه دانش، نيروي عظيمي است كه دارندگان آن قادرند موجوديتهاي عظيمي را بهكمك آن خلق كنند. اين باور تفكر كسب و كار مرسوم را كه سرمايه، زمين و نيروي كار را بهعنوان اجزاي تشكيلدهنده جهت شروع و حفظ كسب و كار مفروض ميدانست، تغيير داد.
2 - آزادسازي پتانسيل كاركنان: افراد مهمترين منابع سازمان هركسب وكاري هستند. بشر داراي پتانسيلهاي بسياري براي توسعه قابليتها، كسب مهارتهاي جديد و توليد ايدههاي ارزشمند است. جهت گشودن اين مخزن بالقوه، سازمانها مديون كمك به آنان در رساندنشان به بيشترين ميزان پتانسيل موجود هستند. همين كه اين كار صورت پذيرد، افراد بهطور بهينه توانائيهاي خويش را بهكار ميگيرند، بنابراين مساعدت سازمان براي رشد و نيل به اهدافش لازم است.
3 - بهبود كيفيت و بهرهوري: هميشه راهي سريعتر، ارزانتر و بهتر جهت انجام كارها وجود دارد. ميتوان به اين امر توفيق يافت اگر، هر فردي در سازمان بهطور پيوسته متدهاي كاري خويش را بهمنظور افزايش استانداردهاي عملكردي مورد بازبيني قرار دهد. يك سازمان يادگيرنده ميتواند به اعضاي خويش براي نيل به اين هدف، كمك كند.
4 - بقا: افراد و شركتهايي كه با تغييرات فراگير همگام نباشند، بهسرعت منسوخ خواهند شد. بنابراين، سازمانها براي بقا و موفقيت همانند رهبران تجاري و برنامهريزان بايستي ذهنيت كلاسيك خويش را كنار گذارده، دانش، مهارتها، عادات و استراتژيهايي را كه براي زمان حال معتبر است يادگرفته و بازآموزي كنند. و در عوض آن دسته از مهارتها، عادات و استراتژيهايي را بيابند كه آنان را در آينده موفق خواهد كرد.
5 - افزايش تعهد: سازماني كه به نيازهاي يادگيري افرادش توجه دارد، پيوسته در حال ارسال پيامي قوي به كاركنانش است: «ما به شما توجه داريم» اين موضوع تعهد كاركنان را در جهت سازمان، اهداف آن و رفاه همهگير افزايش ميدهد. هريك از كاركنان به كار خود علاقهمند شده و يك راه موثر براي جلب علاقه آنان به سازمان اين است كه به آنان نشان دهيم كه سازمان علاقهمند به رفاه آنان است. همچنين از طريق آموزش و تحصيل مناسب، افراد نسبت به انتظارات سازمان واقف شده و جهت برآورده ساختن آن انتظارات تلاش ميكنند.
استراتژيهاي خلق سازمانهاي يادگيرنده
سازمانهاي يادگيرنده شانسي، پديدار نميگردند بلكه تلاشهايي سازمانيافته به ايجاد آنان منجر ميگردد. مدل ذيل در برگيرنده استراتژيهايي جهت خلق يك «سازمان يادگيرنده» است.
الف - مميزي دانش درون سازماني: اولين و مهمترين قدم، مميزي دانش درون سازماني است؛ تمريني كه در آن بهطور سيستماتيك مهارت، طرزتلقي و دانش افراد بررسي ميگردد.
اين مميزي سطح تواناييهاي فعلي را تعيين كرده و اشاره به فضاهاي خالي دارد كه نيازمند پلزدن است. بهطوري كه سازمان را در نيل به اهدافش ياري سازد. در حقيقت اين مميزي بايستي پاسخگوي سوالهاي ذيل باشد:
سطح فعلي مهارت، طرزتلقي و دانش چقدر است؟
حلقه مفقود منابع انساني شركت كه آنرا از دستيابي به اهداف فعلي و آتي باز ميدارد، چيست؟
چگونه به بهترين نحو ميتوان، نقايص و كاستيها را جبران كرد؟
توسط كدام نوع از افراد و سازمانها ميتوان بهعنوان يك پيكره كل براي يادگيري مستمر و بهبود مستمر فرآيندها، محصولات، خدمات و فرهنگ مورد تشويق قرار گرفت؟
ب - خلق فرهنگ يادگيرنده: از طريق ايجاد محيطي كه هر فرد با مهارتهاي مورد لزوم جهت انجام مشاغل خويش فراهم ميسازد، يك سازمان قادر است تا فرهنگي يادگيرنده را تشويق كند. افراد را بايستي در مورد پيامدهايي كه آنان را دربر ميگيرد، مطلع و آگاه ساخت. جريان آزاد اطلاعات بايد موجود باشد. يك فرهنگ يادگيرنده همچنين افراد را تشويق ميكند تا طرق موجود انجام كارها را مورد چالش قرار داده و بهدنبال راهكارهايي بهتر براي آن باشند. از جمله مهمترين موارد مورد بحث در يك فرهنگ يادگيرنده بايستي فراهمسازي آموزش و توسعه مهارتها باشد.
يك فرهنگ يادگيرنده همچنين از طريق چند تخصصهبودن ميتواند تشويق گردد، رويكردي كه ميطلبد تا كاركنان ياد بگيرند كه چگونه وظايف بيشتري را در شركت خويش انجام دهند. چند تخصصهبودن افق باريكي را پيش روي ما ميگشايد كه توسط تخصصگرايي و تشويق حس كنجكاوي، ترويج ميگردد.
ج - بهكارگيري آموختهها: ارائه دانش و قابليتهاي بيشتر به افراد اما ندادن فرصت بهكارگيري مهارتهاي اكتسابي جديدتر براي موقعيتهاي كاري به آنان، شبيه وقتي است كه به يك بچه بستني بدهند ولي به وي اجازه خوردن بستني را ندهند.
وقتي افراد چيزهاي جديدي را فرا ميگيرند، بلافاصله چيزي كه به ذهن آنان ميرسد اين است كه، كجا و چگونه ميتوان از آن استفاده كرد و اگر آنان نتوانند راهي را جهت بهكارگيري اين دانش بيابند، نتيجه ميتواند زيانآور باشد.
د - پاداشدهي بهكساني كه ياد ميگيرند/ياد ميدهند: پاداشها باور كاركنان كه اگر ياد بگيرند، به منافعي دست خواهند يافت را، تقويت ميكند و درواقع بهاين سوال معروف كه «چي براي من دارد؟» پاسخ ميدهد، وقتي كه مقصود ما از پاداش به مفهوم اصلي آن باشد و نه صرفاً پاداش مالي.
در اين مورد رضايت شغلي ميتواند اهميت يكساني را ثابت كند. افراد به پاداش و حمايت نياز دارند، در غيراينصورت دانش بيشتر، صرفاً سبب عدم رضايت گرديده و نتيجه عكس خواهد داد.
ه' - تاكيد بر آموزش بيپايان: آموزش پاياني نداشته و سازمانهاي سرآمد و كاركنان آنان هرگز در هيچ مقطعي از يادگيري دست برنخواهند داشت. بهمنظور همگامي با تحولات سريع و برآورده ساختن چالشهاي بيشتر و جديدتر، شركتها تاكيد دارند كه افراد بايد بهطور مستمر دانش خويش را ارتقا دهند.
سازمان يادگيرنده يك استراتژي منطقي و معقولانه براي كسب و كار است. با باور خالصانه به اين فلسفه و درگيركردن منابع سازمان براي ترويج فرهنگ يادگيرنده، شركتها قادر خواهند بود، سطح رقابتي خويش را بهميزان زيادي ارتقا داده و مزاياي بالقوه بسيار زيادي را صاحب شوند
شرط لازم در شکلگیری سازمانهای یادگیرنده
در این حالت، مدیران نیاز دارند که برای حفظ بقا، سازمانها را با این دگرگونیها هماهنگ سازند و برای دستیابی به این امر، باید به یادگیری به عنوان پدیدهای ارزشمند بنگرند و بدینوسیله همواره خود را آماده پذیرش تغییرات کنند و کارکنان سازمان را نیز با دگرگونیها همراه سازند. وقتی مدیران باور داشتند که تغییرات در سازمان ضروری است، میتوانند مدیریت تغییر را در سازمان خود بر عهده گیرند. در مدیریت تغییر لازم است:
حالت مطلوب سازمانی برای مدیران شناخته شده باشد.
وضعیت موجود سازمان توصیف گردد.
شکاف وضع موجود و وضع مطلوب برای مدیران مشخص باشد.
ویژگیهای سازمانهای یادگیرنده
در سازمانهای یادگیرنده، تمامی اجزا به هم ربط و پیوندی عمیق دارند، به طوری که «پیتر دراکر» این گونه سازمانها را به ارکستری تشبیه میکند که هر کس ساز خود را میزند، اما نکته مهم این است که تمامی نوازندگان عمیقاً تابع و مرتبط با رهبر ارکستر هستند و نتیجه کار، یک آهنگ موزون است.
طبیعت سازمانهای یادگیرنده امروزی نیز چنین است که با پرسنل گسترده و با فرهنگهای متفاوت، همچنان در حال رشد و فعالیت هستند، نظیر شرکتهای آی بی ام یا مایکروسافت. از ویژگیهای دیگر سازمانهای یادگیرنده، روانی جریان اطلاعات در این سازمانهاست. این روانی، باعث افزایش دانش و رشد مدیریت نیروی انسانی در سازمان میشود. با رشد دانش پرسنل، میزان هوش سازمانها افزون و بهرهوری آنان ارتقاء مییابد.
از سوی دیگر در این سازمانها، کارکنان به علت آموزشهای مکرر و تفویض اختیاری که به آنها میشود، با ایجاد تیمهای متعدد و انجام بحثهای گروهی به ارتقای اطلاعات و توانمندی خود میپردازد. چنین روندی باعث میشود فرهنگ بسیار قوی در سازمان حاکم و آرمان یا دیدگاه مشترکی میان نیروی انسانی و سازمان فراهم آید.
چنین آرمان یا دیدگاه مشترک در یک سازمان ایجاد نمیشود مگر در سایه یک رهبر قوی سازمانی. در این حالت، استراتژی کلی سازمان به صورت مشترکی خواهد بود. این استراتژی از پایین به بالا تنظیم میشود، اطلاعات به صورت باز جریان دارد و تمامی بخشها با اطلاعات و توانمندی بالایی که به دست آوردهاند در تعامل منطقی با یکدیگر قرار میگیرند.
قواعد کلی در سازمانهای یادگیرنده
به طور کلی در سازمانهای یادگیرنده پنج قاعده یا فرمان وجود دارد که جریان تفکر سیستمی از قواعد مهم در این سازمانهاست. این پنج قاعده عبارتند از: الگوهای ذهنی، آرمان مشترک، یادگیری تیمی، قابلیت فردی و در نهایت تفکر سیستمی.
برای ایجاد تفکر سیستمی در سازمان اولین گام، جریان جزئینگری و توجه به اجزاء است.
دوم، ریشهیابی مرزهای سیستم است (مرزبندی میان تمام بخشها). در تفکر سیستمی، ریشهها به خوبی بررسی شده و به کمک الگوهای پویا، تمامی علتها و معلولها مورد مطالعه قرار میگیرد.
یکی از زیرمجموعههای تفکر سیستمی، مرزبندی میان بخشهای یک سیستم است که هویت سیستم در این مرزبندی مشخص شده و ارتباط میان سیستم و محیط در آن صورت میگیرد. تمامی دادهها و ستادهها از مرز سیستم عبور میکنند و ریشه مشکلات معمولاً درون مرز سیستم جای دارند.
زیرمجموعه دیگر، کلگرایی است. سیستم، کلی است متشکل از مجموعه دو یا تعداد بیشتری از اجزاء که رفتار هر جزء بر رفتار کل اثر میگذارد و وجودش بستگی به تعامل اجزاء با یکدیگر دارد.
آنچه که در بحث ریشهیابی به عنوان زیرمجموعه مهم تفکر سیستمی سازمان مطرح است، شناسایی ریشه مشکلات براساس تعامل اجزای سیستم با یکدیگر است.
این شناسایی ممکن است براساس پویایی سیستم، اجتناب از تمرکز به وقایع و یافتن اهرم مناسب برای رفع مشکلات باشد.
رفتار بسیار مشهود و قابل توجه در سازمانهای یادگیرنده این است که آنها با توجه به الگوهای ذهنی تکامل یافته، همواره برای کل مسائل و مشکلات خود به سه عامل تأمل، پرسش و تدافع توجه خاص دارند. این در حالی است که سازمانهای ما بیشتر به تدافع میپردازند تا تأمل و پرسش. بهرهوری محور اصلی سازمانهای یادگیرنده میباشد.
برای اینکه شرکتها زنده بمانند و در دنیای رقابت حضوری فعال داشته باشند، باید مرتب در بالا بردن اطلاعات، دانش و توانایی خودشان کوشش کنند و بر آموزش کارکنان ارزش قائل شوند. امروزه یادگیری از تمام دورههای گذشته، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. امروز باید فکر کردن و ایده دادن کل سازمان را شامل شود. این دیگر صحیح نیست که در بالای سازمان فکر کنند و ایده دهند و در سطوح پائین عمل کنند. بلکه فکر کردن و عمل کردن مربوط به کلیه کارکنان در سطوح مختلف سازمان است.
رهبران سازمانهای یادگیرنده، مسئولیت ایجاد امکانات و شرایط یادگیری را در سازمان دارند، کارکنان باید به طور مستمر در یادگیری و بالا بردن دانش خود دخالت داشته باشند.
مدیریتهای سنتی، دیگر جوابگوی سازمانها با توجه به تحولات شرایط محیطی نیستند، بلکه سازمانها باید روی نوآوری و خلاقیت تأکید داشته باشند.
نکته مهم در سازمانهای یادگیری، نوع و نقش رهبری است. رهبران این سازمانها تفکر سیستمی دارند، کمتر روی موضوعات روزمره تأکید دارند و بیشتر روی روندها و عواملی که موجب تغییرات و تحولات میشوند، تأکید میکنند.
در بلند مدت، عملکرد عالی بستگی به آموختن عالی دارد. رهبران سازمانهای یادگیرنده، مسئول بهبود مستمر بوده و شرایط را برای بالا بردن توانائیهای کارکنان فراهم میسازند.
رهبران سازمانهای یادگیرنده، ضمن این که از نظراتشان با استدلال حمایت میکنند، از کارکنان سازمان نیز میخواهند آنها هم در ارائه نظرات مشارکت نمایند و آنها را تشویق میکنند که اگر ایده، نظر و یا اطلاعات متمایزی داشته باشند، ارائه نمایند و کوشش میکنند نظرات دیگران را بفهمند، به جای اینکه فقط روی نظرات خودشان تأکید داشته باشند.
سازمانهای یادگیرنده کارکنانشان را تشویق میکنند که مهارتهای فردی، گروهی و کیفیت کار خود را بهبود دهند. آنها از تجربیات خودشان و دیگران که ممکن است مفید یا منفی باشد، استفاده میکنند. افراد با مهارتها و ارزشهای کارشان مورد تحسین واقع میشوند و تمام عقاید و پیشنهادها قابل توجه و احترام است.
در دنیای گسترده اطلاعات امروز، دانش جدید یک کالای باارزش محسوب میشود.
پیتر دراکر از صاحبنظران بنام رشته مدیریت گفته است: «جوهر مدیریت این است که دانش کاربردی کار مؤثر ایجاد نماید.»
کاربرد دانش، توانایی بکارگیری آن است. به عبارت دیگر مهارتها، معلومات و رفتار برای انجام کار و اثبات تبحر به کار گرفته میشوند و توانایی در به کارگیری آموختهها موجب افزایش تبحر میشود لذا دانش جدید به تبحر سازمانی به عنوان بخشی از سازمانهای یادگیرنده نیاز دارد که روی مهارتها و توانائیها، نه فقط روی دانش و اطلاعات متمرکز میشوند، دارای بینش محدودی هستند.
راهکارهایی جهت تقویت سازمانهای یادگیرنده
توجه و اهمیت به بهبود سیستم فعالیتها.
بهینهسازی منابع نیروی انسانی و ارتقای کیفی افراد.
توجه به دانش کاری افراد به عنوان نقطه شروع بهبود بهرهوری و ارتقای کیفی تولید و خدمات.
آموزش سیستمی کارکنان.
سرمایهگذاری و تخصیص بودجه قابل توجه به تربیت و پرورش مغزهای متفکر و مبتکر.
ایجاد فرصتهای آموزشی به منظور تقویت و نمو استعدادها و خلاقیتها.
ایجاد فرصتهای آموزشی گسترده به منظور فراهم آوردن موجبات رشد و پرورش کارکنان.
استفاده از آموزش نه تنها به معنای یادگیری جدید بلکه برای تأثیر آن بر بهبود روند کار کارکنان.
حمایت از آموزش واحدهای مختلف سازمان.
انتقال و اجرای سریع یادگیری سایر شرکتها به داخل سازمان.
حمایت و یادگیری ایدههای خوب و کارهای موفق سایر بنگاهها.
توجه بیشتر به بعد انسانی مدیریت.
تقویت انگیزه کارکنان.
پرورش و ترویج فرهنگ چشمانداز و سرنوشت مشترک.
احترام به کارکنان.
پرورش و ترویج تفکر استراتژیک مشارکتی و تعاملی کارکنان.
توجه بیشتر به خلاقیت و نوآوری همه جانبه نیروی کار.
گرایش بیشتر به شایسته سالاری.
تقویت ارزشهای خانوادگی نیروی کار.
کوچکسازی/ مناسبسازی نیروی کار (به ویژه به دلایل ناامنی اقتصادی و رقابت جهانی).
انسانی شدن محیطهای کاری.
تشویق معنوی و مادی کارکنان.
مکانیزه شدن مشاغل.
توجه به مقررات و ملاحظات جدید زیست محیطی/ استفاده بهینهتر از محیط زیست.
استفاده از آموزش به عنوان یکی از زیرساختهای عمده و مهم بهرهوری فردی و سازمانی.
استفاده از آموزش برای افزایش توان کارکنان موجود و ارتقای آنان و کاهش تأمین نیروی انسانی از منابع خارجی که نوعی ناکامی مدیریت تلقی میشود.
قرار دادن آموزش و پرورش نیروی انسانی در صدر اولویتهای سازمانی.
استفاده از آموزش به عنوان عامل اصلی تأمین قابلیتها و صلاحیتهای علمی و تخصصی و تواناییها مهارتهای فنی و حرفهای کارکنان.
توجه به تحولات علمی، تکنولوژیکی (پیچیدهتر شدن تکنولوژی).
توسعه اتوماسیون.
تأکید بر تحولات و پیشرفتهای ارگونومی.
داشتن ساعات شناور کاری/ حذف محدودیتهای زمانی کار.
مجازی شدن محیطهای کاری، عدم وابستگی کار با مکان.
رشد تواناییها و قابلیتهای کارکنان.
توجه و اهمیت به نظام مدیریت مشارکتی.
تخصصیتر شدن کارها.
توجه به موضوعات جدید مدیریتی.
حذف مقررات دست و پاگیر.
افزایش مدیریت غیرمتمرکز.
تفویض اختیار و بروز خلاقیت.
توسعه نظامهای مدیریتی نوین.
افزایش رقابت و کاهش هزینه تولید.
تنوع محصولات.
تحول ساختارهای سازمانی.
تقویت و افزایش قابلیتهای سازمان.
رابطه اعتماد با یادگیری سازمانی
سازمان یادگیرنده به شدت به اعتماد وابسته است. سازمان یادگیرنده سازمانی است که به افزودن دانش و تجربه اندوزی بها می دهد. در این وضعیت دانش یک دارایی مهم تلقی می گردد. کارکنان سازمان یادگیرنده سعی می کنند. چیزهایی تازه بیاموزند و به سهولت آنها را با دیگران در میان بگذارند. این حالت هنگامی در سازمان روی می دهد که افراد با احساس اعتماد در سازمان زندگی کنند. در غیر این صورت یعنی در صورت عدم اعتماد اطلاعات و تجارب اندوخته شده و آموخته های جدید، کتمان شده و به عنوان ابزاری برای افزایش موقعیت و تحکیم قدرت به کار برده می شود.
جنبه دیگر سازمان یاگیرنده به امکان انجام تغییر در نحوه فعالیتهای سازمان بازنگری در مفروضات بنیادین، جستجوی توافقهای جدید در نحوه انجام کارها و تشویق افراد به انجام تحولات و تغییرات باز می گردد. در این فرآیندها کارکنان وافراد شرکت کننده مطالب جدید می آموزند و آنها را در کارها اعمال می کنند. به این ترتیب این ویژگی سازمانی تا حدود زیادی به فرهنگ سازمان ومیزان اعتماد موجود در آن بستگی دارد تا سیستم ها و ضوابط به عبارت دیگر سازمان یادگیرنده . ماهیتی نرم افزاری دارد تا سخت افزاری.
بحث سازمان یادگیرنده اغلب با دانش ضمنی همراه است. این دانش به نوعی یادگیری اطلاق می شود که بر اثر تجربه اقدام یا عمل یا قوه ابتکار کشف و ایجاد شده است. در واقع فقط یادگیری مورد نظر نیست. بلکه درک و فهم موضوع است. این نوع یادگیری برای به فعل درآوردن فناوری، تحقیق و توسعه و بهبود فرآیندها لازم و ضروری است. به همین دلیل دانش ضمنی در فرآیند سازمان و زنجیره ارزشی سازمان ارزش آفرینی می کند. این دانش زمانی مفید خواهد بود که به دانش آشکار تبدی شودو به دیگران منتقل شود. برای آشکار نمودن دانش ضمنی و انتقال آن به یکدیگر فضایی در سازمان لازم است که در آن هم افراد به انتقال و تبادل دانش خود با دیگران تشویق شوند وهم به راحتی بتوانند به یکدیگر بیاموزند. یکی از مولفه های اساسی این فضا اعتماد است . در واقع کارکنان باور دارند که از آموخته های آنان قدردانی خواهد شد و حمایت رواین از مدیریت و کارکنان دریافت خواهند کرد. از این رو برای نهادینه شدن دانش ضمنی افراد، لازم است فضای اعتماد حاکم شود.
مطالعات انجام گرفته در شش شرکت انگلیسی حاکی از آن است که کارکنان در صورتی مایلند دانش ارزنده ضمنی خود را برای بهبود فرآیندهای سازمانی آشکار سازند که:
· افراد به شنیدن آن اظهار علاقه مندی کنند.
· دیگران کمک کنند که او در ک بهتری از فرآیند کسب کند
· دیگران کمک کنند که این آموخته ها در جهت هدف سازمان سازگار و استفاده شود در این شرایط که فرد احساس می کند ارزشمند است .
اهمیت فرایند یادگیری برای سازمانها
امروزه با بررسی تاریخی روند بوجود آمدن شرکتها و سازمان های بزرگ در دهههای گذشته در مییابیم این شرکتها و سازمانها به علت عدم تطابق خود با روند تحولات اجتماعی و جهانی، همانند دایناسورهایی که تطبیقپذیری با محیط را از دست داده و محکوم به فنا شدند، دیگر کارایی لازم را در عرصه رقابت های اقتصادی ندارند. زیرا سازمانهای بزرگ با ساختارهای سنتی توان و انعطاف لازم برای همسویی با تغییرات پیرامونی ناشی از جهانی شدن اقتصاد و پیچیدگیهای ناشی از آن را ندارند و برای بقاء خود ناچارند تغییر ساختار دهند یا خود را به ابزارهایی مجهز کنند تا توان مقابله با تحولات جهانی را به دست آورند. یکی از مهمترین این ابزارها، ایجاد "سازمان یادگیرنده" و نهادینه کردن فرآیند یادگیری در سازمان است. امروزه یادگیری به عنوان منشأ کسب امتیاز در رقابت های تجاری تلقی می شود. "پیتر دراکر" اندیشمندبرجسته مدیریت معتقد است که کلید موفقیتهای سازمانی دانش است زیرا ارزش ازطریق نوآوری و تولید ایجاد می شود و هر دو درگرو به کارگیری دانش است. به بیان دیگر انسان مجهز به دانش، کلید تعیین کننده اثربخش در سازمانها به حساب می آید، البته نباید فراموش نمود بهرهگیری از امتیاز در رقابتهای تجاری در شرایطی مطرح است که فعالیت های اقتصادی رقابتی باشد؛ در یک محیط پررقابت، مزیت رقابتی درگرو داشتن تفکرتکنولوژی محوری است و در این حوزه تکنولوژی به دنبال این است که سکون را به تغییر و تغییر را به سوی ایجاد سازمانی پویا و به ناگزیر یادگیرنده هدایت کند. از همین رو، از دهه 1990 یادگیری به مثابه توانمندی معطوف به پیشرفت مطرح شده است. برخورداری از مزیت رقابتـی به ویژگیهای هر سازمان بستگی دارد، اما به یقین کارکنان هر سازمان و دانش آنان نقشی تعیین کننده در این مسیر دارند. به عبارت دیگر یادگیری منشأ اصلی مزیت رقابتی است. یادگیری برای تغییر است، به عبارتی یادگیری در هر سازمان باید به تحول و تحول مثبت نیز به عادت تبدیل شود؛ در این راستا شرکتها و سازمانهای موفق برای نیل به اهداف خود، نکات و راهکارهای ویژه ای را سرلوحه فعالیت های اقتصادی خود قرار داده اند، که از این میان، پایبندی به تفکر خدمت به مشتری یا مشتری مداری و دارابودن فرهنگ سازمانی برخوردار از بصیرت را میتوان نام برد. امروزه مدیریت صحیح منابع انسانی آنچنان پراهمیت شده است که سایر مقولات مدیریتی در مراحل بعدی قرار گرفتهاند و برای پرورش نیروی انسانی ایجاد شرایطی که سازمان یادگیرنده را رشد دهد یک ضرورت اساسی است. به همین دلیل در عصر حاضر سازمانهایی موفق هستند که همه کارکنان آن برای بالابردن توانمندی خود بکوشند و وظیفه مدیر فراهم آوردن شرایط مناسب برای این روند آموزشی است. یادگیری سازمانی یک فرایند و مجموعه اقداماتی است که به یادگیری کارکنان می انجامد و دربرگیرنده رفتار سازمانی مشخص است که در سازمان یادگیرنده اعمال می گردد. در چنین سازمانهایی همه شرایط یادگیری برای اعضاء فراهم می شود و افراد پیوسته برای کاربرد آنچه یاد گرفتهاند، همت میگمارند. اینجا است که بحث خود تغییری مطرح می شود. یک سازمان ممکن است خود را به ارائه آموزش و توسعه متعهد کرده باشد اما اگر توانایی خود تغییری در مقابل تغییرات سریع و غیرمنتظره در محیط را نداشته باشد، احتمال داردکه آسیبپذیر شود. علت ورشکستگی بسیاری از شرکتها در جهان نیز همین عامل است. زیرا هرچه محیط رقابتی تر شود سازمان باید بر توانائی خود در عرصه رقابت بیافزاید. ویژگیهای برجسته سازمان یادگیرنده عبارت است از: توانایی ارائه ایده های جدید در رابطه با مشکلات، خلاقیت و واکنش مثبت نسبت به ایدههای جدید، ارزیابی ایده های جدید و انتخاب راههای مناسب برای تحقق آنها، درک این نکته که یادگیری موضوعی دلخواه نمیباشد، بلکه ضرورتی است برای بقاء سازمان چندان دشوار نیست، زیرا یادگیری به عنوان یک هدف استراتژیک، رابطهای است میان استراتژی سازمان، و توسعه منابع انسانی. پس از آنکه بر اهمیت یادگیری در سازمان تأکید گردید حال باید برای گسترش این تفکر در تمام سازمان کوشید. زمینه های اصلی برای حاکم شدن تفکر یادگیری در سازمان متعدد است و از جمله میتوان به تمایل شدید به دگرگونی در سازمان، عدم رضایت از مدیریت سنتی، قبول این واقعیت که ارتقاء دانش در سازمان مزیت رقابتی است، تحول در شناخت به نفع اهمیت نیروی انسانی در مقایسه با سرمایه ثابت در فرایند تولید، افزایش سطح خواستههای مشتریان و تشدید رقابت در بازار اشاره کرد. درنتیجه این عوامل، مدیران ارشد نسبت به ضرورت و اهمیت ایجاد سازمان یادگیرنده متعهد میشوند. گفتنی است با شناخت این ضرورت حتی در کشورهایی مانند انگلستان، ایده یادگیری در سطح ملی درجهت رسیدن به یک جامعه یادگیـرنده مطرح شده است. آنها معتقدند هزینههای یادگیری بعدها جبران می شود اما مستلزم این است که در جامعه یادگیرنده اصل یادگیری برای همیشه در تفکر مدیران ارشد جایگاه واقعی خود را پیدا کند و در آموزش و تحصیل اساس تفکر این باشد که ما میخواهیم جامعهای یادگیرنده به معنای حقیقی داشته باشیم. در این ارتباط "پدلر" (PEDLER) که در رأس انجمن یادگیری سازمانی درکشورانگلستانکارمیکند، پا را فراتر نهاده و روی موضوع توسعـه استعدادهـا در سازمان تاکید می کند. سطوح یادگیری مراحل مختلف دارد و شامل: یادگیری فردی، گروهی، درون سازمانی، برون سازمانی و سازمانی است. در یادگیری سازمانی، مؤسسه باید از خود و محیطی که در آن فعالیت میکند، نگـرش بلند مدتـی داشته باشـد. باید توجـه داشت یادگیری به منظور روبهرو شدن با آینده غیرقابل پیش بینی، یک وظیفه کلیدی در یادگیریاست.نبایدفراموشکردکهبرخی از مدیران نمیتوانند به آینده غیرقابل پیشبینی بیندیشند، زیرا عادت کردهاند که همواره درمحدود هموفقیتهای بدست آمده یا طرزتفکر و رفتاری که در عمل برایشان مثبت بوده عملکنند. چنین شیوه تفکری موجب میشود که افراد به چالش نپردازند و به دید منفی به آنبنگرند. دراینحالت ممکناست چالش، سازمان را تهدید کند. در غایت می توان نتیجه گرفت سازمانهایی که برای فرآیند مهم یادگیری برنامه ریزی ننمایند با دشواریهای سازمانی روبه رو می شوند که برخی از تبعات این تفکر غلط عبارتند از "انفعال و بی تفاوتی کارکنان نسبت به سرنوشت سازمان"، "تثبیت وضعیت موجود در مؤسسه و فقدان پویائی در بلند مدت" همچنین تبدیل برخی از افراد به مغز متفکر سازمان، در حالی که ممکن است شایستگی آن را نداشته باشند و این توقع در آنان ایجاد شود که سایر کارکنان فرامین و نظرات آنان را بی چون و چرا اجرا کنند. سرانجام آنکه روحیه انفعال که از تبعاتکمبهادادن به یادگیریاست سبب میگردد برخیازکارکنان دربرابرتحولات محافظه کارانه عمل کنند و در برابر هر تحولی مقاومت منفی نشان دهند
جك ولش در سال 1928 در آمريكا به دنيا آمد. كارشناسي مهندسي شيمي را از دانشگاه ام.آي.تي و كارشناسي ارشد و دكتراي همان رشته را از دانشگاه ايلي نويز گرفت. وي پس از طي مراحل مختلف مديريتي در بخشهاي مختلف شركت جنرال الكتريك، در سال 1980 در 45 سالگي به عنوان نوزدهمين مديرعامل شركت 120 ساله جنرال الكتريك به كار مشغول شد. او بلافاصله انقلاب جديدي را در شركت آغاز كرد و به كاركنانش دستور داد همه وقت هــدردادن هاي ديوانسالارانه و بودجه بنديهاي فريبنده را كنار بگذارند. وي سپس با كوچك سازي شركت به استفاده از انديشه تمامي كاركنان در بهبود فعاليتهاي شركت دست زد. اين فعاليتها همراه با توسعه نگـــــــرش 6 سيگما و ورود به حوزه فعاليتهاي شبكه اي سبب شد كه سهام 100 دلاري شركت در ابتداي شروع به كار او به بيش از دو هزار دلار برسد و درنتيجه سود سالانه 27 ميليارد دلاري سهام به 80 ميليارد دلار و دارايي 25 ميليارد دلاري به 400 ميليارد دلار افزايش يابد. جك ولش پس از 40 سال حضور در جنرال الكتريك كه 20 سال آخر آن در بالاترين پست اجرايي (مديرعاملي) سپري شد الگوي موفقي از آينده نگري و فداكاري و تدبير و مسئوليت را در مقابل مديران در سطح جهان قرار داد و خود را شايسته نامزدي مدير برتر قرن بيستم كرد.
كليات
- مدير رؤيايي (تاكتيك هاي مديريتي براي رسيدن به مرزهاي رقابت)
1 - راز مديريتي اول: قدرت تغييرات را مهار كنيد: از ميان تمام ايده ها و دستورالعمل هاي جك ولش هيچيك مهمتر از اين دستور ساده نيستند: «تغيير كنيد قبل از آنكه خيلي دير شود». برخلاف ساير مديران تجاري، ولش عاشق ايجاد تغييرات بود. او اين كار را هيجان انگيز و متهورانه مي دانست. يكي از ابتكارات وي، «تمرين تدبير» نام داشت و اين ابتكار يك برنامه 10 ساله براي استفاده از تفكرات كارمندان بود. تمرين تدبير طراحي شده بود تا كارمندان بتوانند دانش خود را در شركت مطرح و از آن استفاده كنند.
دستورالعمل هاي ولش: پذيراي تغييرات باشيد، اجتناب از تغييرات آسان است. اطمينان حاصل كنيد كه كارمندان از تغييرات با آغوش باز استقبال مي كنند.
2 - راز مديريتي دوم: با واقعيت روبرو شويد. معناي روبرو شدن با واقعيت اين بود كه به تجارت هاي جنرال الكتريك با نگرشي كاملاً جديد توجه شود. ولش اين فرايند را «بازسازي» ناميد. منظور از بازسازي اين بود كه با يك نگاه واقع بينانه به سراسر كمپاني نگريسته شود و سپس همه قسمتهاي موجود به شكلي دوباره چيده شده و براساس اين نگرش با هم ارتباط داده شوند.
3 - راز مديريتي سوم: مديريت كمتر مساويست با مديريت بهتر. او از مديران مي خواست تا در امور جزئي براي كارمندان خود مزاحمت ايجاد نكنند. تمــــام آنچه كه جك ولش به مديران مي گــــويد در قالب اين كلمات ساده بيان شده اند:
- آرامش خود را حفظ كنيد.
- به زيردستان خود كمي آزادي بدهيد.
- اجازه بدهيد كه آنها خودشان به انجام امور بپردازند.
- سعي كنيد كمتر مديريت كنيد.
- درنتيجه اين كارها، شما كارمندان فعال تر و بهره ورتري خواهيد داشت.
4 - راز مديريتي چهارم: يك تصوير بسازيد، سپس كنار برويد. يكي از توصيه هاي ولش، كوچك سازي است. كوچك سازي به معناي داشتن كارمندان كمتر است. ولش در اين باره مي گويد: «هرچه تعداد ما كمتر مي شود، بهتر مي توانيم با هم ارتباط برقرار كنيم، چون واسطه ها و فيلترها كمتر مي شوند. ما متوجه شديم كه با تعداد لايه هاي كمتر، داراي ظرفيت مديريتي بيشتري خواهيم بود. ما بهتر مديريت نمي كرديم، بلكه كمترمديريت مي كرديم و اين بهتر بود».
5 - راز مديريتي پنجم: هرگز به دنبال يك ايده اصلي نباشيد، بلكه درعوض چندين هدف روشن و كلي را به عنوان استراتژي هاي تجاري تعيين كنيد. او توصيه مي كند كه يك چارچوب كلي براي عملكرد تيم خودتان تعريف كنيد، ارزشهايي را مشخص كنيد كه با اهداف كمپاني سازگاري داشته باشند و بيانگر تصوير فرهنگ و اهداف كمپاني باشند و بالاخره اطمينان حاصل كنيد كه فضا و مجال كافي براي مانور دادن در كمپاني شما وجود دارد.
6 - راز مديريتي ششم: كارمنداني تربيت كنيد كه در ارزشهاي كمپاني سهيم باشند؛ يعني از آنها تعهدات لازم را گرفته و در ارزشهاي كمپاني سهيمشان كنيد. يك مدير خوب، مسئوليتها را برعهده مي گيرد، اما درعين حال به كارمندانش اين امكان را مي دهد كه خودشان درباره امور مختلف تصميم گيري نمايند. كارمنداني را كه به ارزشهاي كمپاني اعتقاد ندارند اخراج كنيد، حتي اگر عملكرد بسيار خوبي داشته باشند. اين يكي از سخت ترين كارهايي است كه يك مدير بايد انجام بدهد.
- مشتعل شدن يك انقلاب (استراتژي هايي در قبال تغييرات)
7 - راز مديريتي هفتم: تجارت خود را با يك نگاه تازه موردبررسي قرار دهيد و تصميم بگيريد چه چيزهايي بايد تعمير شوند، چه چيزهايي بايد پرورش داده شوند و چه چيزهايي بايد كنار گذاشته شوند.
دستورالعمل هاي ولش: بايد فاكتورهايي كه در تجارت شما تاثيرگذار هستند دقيقاً موردبررسي و زيرنظر قرار دهيد. به طور منظم بازرسي هايي را از امور تجاري خود انجام بدهيد تا از سلامت آنها اطمينان حاصل كنيد. پيروي از دستورالعمل هاي قديمي و معمول، نسخه اي است كه شكست شما را تضمين مي كند. براساس واقعيت هاي امور تجاري و بازارهاي مربوط به آنها، تصميمات جسورانه بگيريد و هيچ هراسي به خود راه ندهيد.
8 - راز مديريتي هشتم: شماره 1 يا شماره 2 بازار مربوط به خود باشيد و همواره به ارزيابي شرايط بازار ادامه دهيد. برندگان واقعي كساني هستند كه اطراف خود را خوب بگردند و با سازمانهايي كه رشد خوب و مناسبي دارند به شراكت بپردازند و همواره بر شماره 1 يا شماره 2 بودن در تجارت و بازار مربوط به خود پافشاري نمايند.
9 - راز مديريتي نهم: تقليل نيرو و كوچك سازي را شروع كنيد، پيش از آنكه خيلي دير شود. هرگز براساس رأي گيري از افراد رهبري نكنيد. به خاطر داشته باشيد كه كوچك سازي امروز ممكن است باعث عدم بروز مشكلاتي پيچيده تر در آينده شود.
10 - راز مـــديريتي دهم: به منظور انجـام جهش هاي كوانتومي از كسب مالكيت شركتهاي ديگر استفاده كنيد. از انجام جهش هاي كوانتومي حتي اگر برخلاف فرهنگ حاكم بر كمپاني بود هراس نداشته باشيد. كسي كه ترديد داشته باشد باخته است، تفاوت بين شكست و پيروزي در سريع عمل كردن است.
11 - راز مديريتي يازدهم: فرهنگ آموزشي اول: از نامحدود بودن و قدرتمندسازي جهت پرورش فرهنگ آموزش، استفاده كنيد. هر كمپاني كه به دنبال عقايد خوب نباشد و با ايده هاي جديد، برخورد باز و آزادي نداشته باشد بايد مطمئن باشد كه عقب خواهدماند و بقاي آن به خطر خواهد افتاد. اطمينان داشته باشيد كه ايده هاي ارزشمند حتماً به مرحله اجرا خواهند رسيد. از تبادل ايده ها و عقايد در داخل كمپاني خودتان غفلت نكنيد.
12 - راز مديريتي دوازدهم: فرهنگ آموزشي دوم: ايده هاي خوب را بدون توجه به اينكه از كجا آمده اند، در امور تجاري خود به كار گيريد. ولش همــواره تمايل داشت تا رمز موفقيت و بي نظير بودن جنرال الكتريك را در فرهنگ آموزشي آن بداند. مزيت رقابتي نهايي يك كمپاني در توانايي يادگيري و تبديل آموخته ها به عملكردهاي مناسب و به كارگيري آنهاست.
دستورالعمل هاي ولش: جستجوي ايده هاي جديد را يكي از اولويت هاي كارمندان خود قرار دهيد. به كارمنداني كه به مبادله دانش و اطلاعات خود مي پردازند، پاداش بدهيد.
13- راز مديريتي سيزدهم: برندگان بزرگ در قرن بيست ويكم، جهاني هستند. ايده داشتن يك كمپاني جهاني بي معني است. امور تجاري جهـــاني هستند، نه كمپاني ها. ولش توصيه مي كند كه عادت كنيد به فراسوي مرزهاي داخلي بينديشيد. براي كسب موفقيت در بازارهاي خارجي پايگاههاي داخلي خود را استحكام ببخشيد.
- بركناري عنصر مديريت (رازهايي كارآمد درجهت ايجاد يك سازمان نامحدود)
14 - راز مديريتي چهاردهم: لايه زدايي كنيد و خود را از بخشهاي بيهوده رها نماييد. لايه زدايي به جسارت و جرأت زيادي احتياج دارد. اين روشي است كـــه باعث مي شود تا كارمندان رده هاي پايين تر از شر كارهاي اداري و امور دفتري بي معني خلاص شوند. لايه زدايي را از طريق بركنار كردن لايه هايي آغاز كنيد كه فكر مي كنيد هيچ ارزش افزوده اي را به روند كارها اضافه نمي كنند.
15 - راز مديريتي پانزدهم: كارايي را ازطريق رازهاي S(سرعت، ساده سازي، اعتماد به نفس) بالا ببريد. براي سادگي و ساده بودن - مخصوصاً در سازمانهاي بزرگ - اعتماد به نفس زيادي لازم است. بوروكراسي توسط سرعت به خطر مي افتد و از سادگي نيز متنفر است. يكي از سخت ترين وظايف هر مدير اين است كه به سطحي از اعتماد به نفس برسد كه از سادگي و ساده رفتار كردن هيچ واهمه اي نداشته باشد. راه به وجود آوردن اعتماد به نفس اين است كه فرايندي را طراحي كنيم كه به افراد امكان صحبت كردن با يكديگر و اعتمادكردن به همديگر را بدهد.
16 - راز مديريتي شانزدهم: مانند يك كمپاني كوچك رفتار كنيد. كمپانيهاي كوچكتر سرعت حركت بالاتري دارند. آنها عواقب دودلي را به خوبي مي شنـــــاسند. چيـــزي كه ما براي به دست آوردنش سخت تلاش مي كنيم، همان روحيه است كه بر يك كمپاني كوچك حاكم است. مـــا مي خواهيم روحيه و سرعت كمپاني هاي كوچك را درون كمپاني بزرگ خودمان به كار گيريم. ولش توصيه مي كند كه هرگز اجازه ندهيد كه خاصيت ها و صفات بزرگ شدن بر شما چيزه شود، بزرگتر شويد، به كار خودتان وسعت بيشتري بدهيد و دامنه فعاليتها را گسترده تر نماييد، اما روحيه يك كمپاني كوچك و سريع و چالاك را در خودتان حفظ كنيد.
17 - راز مديريتي هفدهم: مرزها و محدوديتها را برطرف كنيد. جك ولش همواره بر «نامحدود بودن» تاكيد داشت. او مي گفت كمپاني نامحدود، يعني يك كمپاني كه در آن ديوارهاي موجود بين افراد داخلي و همچنين بين سازمان و طرفهاي تجاري خارجي نابود شوند. نامحدود بودن به ما اين اجازه را مي دهد كه با هم شوخي كرده و از مصاحبت و همكاري با هم لذت ببريم. يك سازمان بايد داراي فضايي غيررسمي، بسيــــــار راحت و سرشار از حس اعتماد باشد.
18 - راز مديريتي هيجدهم: انرژي كارمندان خود را رها كنيد. اگر مي خواهيد سرعت عمل بيشتري داشته باشيد و كارايي بهتري پيدا كنيد و در عرصه رقابت با قدرت ظاهر شويد، مي بايد انرژي خفته در افرادتان را بيدار نماييد.
دستورالعمل ها: كارايي افراد را ازطريق درگير كردن آنها با امور مختلف مربوط به كارشان بالا ببريد. كارمندان شركت را به صاحبان شركت تبديل كنيد. صاحبان شركتها نقش بسيار مهمتـــري در تصميم گيري هاي شركت ايفا مي كنند.
19 - راز مديريتي نوزدهم: به افرادي كه واقعاً كارها را انجام مي دهند، گوش فرا بدهيد. علاقه و تمايل به استفاده از خلاقيت نيروها، شنيدن ايده هاي جديد واجراي اين ايده ها در سراسر كمپاني، ما را به سمت يك برنامه كه آن را «تمرين تدبير» ناميديم، رهنمون ساخته است. جك ولش اميدوار بود كه برنامه «تمرين تدبير» چهار هدف مهم را براي شركتش به ارمغان آورد: حس اعتماد و اطمينان را در ميان كارمندان توسعه دهد، كارمندان را قدرتمند سازد، كارهاي غيرضروري را حذف كند، فرهنگ جنرال الكتريك را انتشار دهد.
20 - راز مديريتي بيستم: نزد كارمندان خود برويد و به تمام سوالاتشان پاسخ دهيد. مهمترين وظيفه اي كه يك رهبر به دوش دارد اين است كه به دنبال صدا و ارزش و اعتبار كارمندان خود باشد، براي آنها ارزش قائل شود و به رشد و پرورش آنها بپردازد. ولش مي گويد به دنبال رفتارهايي باشيد كه ممكن است در گذشتـــــه مناسب و خوب بوده اند، اما درحال حاضر اشتباه بوده و ارزشي ندارند، آنها را پيدا كنيد و از بين ببريد.
21 - راز مديريتي بيست ويكم: بسط پيدا كنيد، هرچقدر كه مي توانيد اهداف خود را بيشتر نماييد. افرادي كه بدون حدومرز به كارهايشان سرعت مي بخشند و رؤياهاي خود را بسط و گسترش مي دهند، از قدرت نامحدودي براي تقويت امـــــــور و بهبود كارها، برخوردار مي باشند. ولش درباره گسترش دهي معتقد است كه: در يك سازمان نامحدود و بدون حدومرز كه گرايش به سمت سرعت دارد، تعيين اهداف مشخص و قابل دسترس، يك نقطه ضعف محسوب مي شود... در يك كمپاني كه اكنون به جاي تنبيه كردن كاستي ها و عملكردهاي ضعيف بـــــه سمت هدفهاي گسترش يافته مي تــــازد، تعيين اين اهداف و برداشتن جهش هاي كوانتومي درجهت رسيدن به آنها بايد يك واقعه روزمره باشد.
- نسل بعدي مديريت (مفاهيمي جهت دستيابي به يك نرخ رشد دورقمي و تقويت آن)
22 - راز مديريتي بيست ودوم: كيفيت را به عنوان اولويـــت اول خود قرار دهيد. همان گونه كه بي حدومرز بودن براي ما مشخص مي كرد كه چه رفتاري بايد داشته باشيم، كيفيت شش سيگما هم براي ما مشخص مي كند كه چگونه بايد كار كنيم.
دستورالعمل ها: كيفيت محصولات و فرايندهاي موجود در كمپاني شما، تعيين كننده ميزان موفقيت كمپاني شما مي باشد. كيفيت كالاهاي شما بايد آنچنان در موفقيت مشتريانتان مهم باشد كه شما به عنوان تنها گزينه ارزشمند در ذهن آنها ماندگار شويد.
23 - راز مديريتــــي بيست وسوم: كيفيت را بـه عنوان وظيفه شغلي همه كارمندان در بياوريد. جك ولش عقيده داشت كه برنامه شش سيگما، بزرگترين فرصت براي رشد است، سوددهي ما را افزايش مي دهد و ما را به بيشترين و بالاترين حد رضايت شغلي كارمندان در طول تاريخ كمپاني خواهدرساند.
هدف جنرال الكتريك در اجراي برنامه شش سيگما اين بود كه ميزان عيب و نقص را درهريك ميليون محصول يا فراينـد، به كمتر از 4 مورد برساند (ميانگين صنعتي در اين زمينه چيزي بين 50/000 تا 100/000 مورد بود). ولش بر اين باور بود كه كيفيت در درجه اول به نفع مشتريان است. اگر مشتريان متوجه نشوند كه بيشترين سود بهبود كيفيت در جنرال الكتريك متوجه آنان است، تمام اين تلاشهـا بي ارزش خواهدبود.
24 - راز مديريتي بيست و چهارم: اطمينان حاصل كنيد كه همه افراد مي دانند شش سيگما چگونه عمل مي كند. جنرال الكتريك پنج معيار را براي رديابي مسير حركت و برآورد ميزان موفقيت در طرحهاي شش سيگما براي خود طراحي كرد كه عبارتند از: رضايت مشتري، هزينه و خسارت پايين بودن كيفيت، كيفيت ارائه كنندگان مواداوليه، كارايي داخلي، طرحهاي توليدي، ولش صراحتاً مي گفت: در قرن بيست ويكم ما افرادي را كه كيفيت گرا نباشند و ذهن خود را براساس پرداختن به كيفيت برنامه ريزي نكرده باشند، نه استخدام و نه حفظ مي كنيم.
25 - راز مديريتي بيست و پنجم: اطمينان حاصل كنيد كه مشتريها، كيفيت بالاي كالاها را احساس مي كنند. ولش مي گويد برنامه شش سيگما از يك برنامه بهبود كيفيت تبديل به يك برنامه بهبود كارايي گرديد و سپس تبديل به برنامه بهبود رضايت خاطر مشتريان شد و سپس تبديل به برنامه تغيير DNA و اصول بنيادين كمپاني جنرال الكتريك گرديد.
26 - راز مديريتي بيست و ششم: تجارت خدمات خود را پرورش دهيد، چرا كه موج آينده در اين امور مي باشد. شما بايد با بخش خدمات به عنوان بازار اصلي و اولويت اول شغل خود برخورد نماييد. كمپاني شما مي تواند ازطريق تمركز بر بخش خدمات، بازارهاي خود را چندين برابر گسترش دهد. با حداكثر سرعت ممكن به بخش خدمات وارد شويد.
27 - راز مديريتي بيست وهفتم: كمپاني خود را به يك كمپاني الكترونيكي تبديل كنيد. حركت به سمت اينترنت و تجارت الكترونيك، چهارمين اقدام مهمي بود كه ولش انجام داده بود. اين چهار اقدام عبارت بودند از: تمرين تدبير، جهاني شدن، كيفيت شش سيگما، تجارت الكترونيك.
28 - راز مديريتي بيست و هشتم: امور تجاري فعلي خود را به صورتي درآوريد كه ازطريق اينترنت قابل دسترسي باشند.
دستورالعمل ها: مدل هاي تجاري خود را با اينترنت منطبق نماييد. شما براي استفاده از اينترنت، نياز به مدل هاي تجاري جديد نداريد.
29 - راز مديريتي بيست ونهم: از تجارت الكترونيك براي زدن ضربه نهايي به پيكره بوروكراسي استفاده نماييد. ولش درباره اينترنت مي گفت اين بزرگترين انقلابي بود كه تاكنون ديده ام. اين كار، بسيار هيجان انگيز بود. اين پديده به كارها سرعت مي بخشد و بهره وري را در بخش خريد و فروش افزايش مي دهد.
مطالب عنوان شده در كتابي تحت عنوان بهبودي يا نابودي آورده شده است كه يك فرايند مرحله به مرحله از ابتداي راه با ولش همراه شده و اقدامات او را به ترتيب در 29 فصل، تحت عنوان رازهاي مديريتي به تصوير كشيده است. از آنجا كه اين كتاب كليه نوآوري ها و ابتكارات مديريتي جك ولش را از سال 1981 تا 2001 شامل مي شود، مي توان گفت كاملترين كتابي است كه تا به حال درباره اصول مديريت ولش تدوين شده است.
هوشمندی بی نظیر نگاهی به فناوری ظرف سی سال آینده سخنرانی ری کورزویل
در پايان قرن بيست و يكم عملا مرگ و مير وجود نخواهد داشت. ما انسان ها با استفاده از مزاياي فنآوري انتقال مغز جاودان مي شويم. تا كنون حيات و زندگي ما به طول عمر سخت افزارمان گره خورده بود. وقتي سخت افزار در هم مي شكست كار ما تمام بود. اما وقتي كه از مرز بگذريم و خود را درون فنآوري رايانه جاي دهيم، ذهن ما به تكامل خود ادامه خواهد داد. امروزه نرم افزار ما نمي تواند رشد كند. زيرا درون مغزي مركب از تنها ۱۰۰ تريليون اتصال و سيناپس گير افتاده است. عمر نرم افزار ما در آينده ديگر به بقاي مدار محاسباتي مغزمان وابسته نخواهد بود. در واقع روزي خواهد رسيد كه هويت و بقاي انسان از سخت افزار و بقاي آن مستقل خواهد شد. جهاني را مجسم كنيد كه تفاوت بين انسان و ماشين محو مي شود. جهاني كه مرز ميان بشريت و تكنولوژي رنگ مي بازد. قرن بيست و يكم به روايت ري كوزويل وعده زماني را مي دهد كه پيوند هوش انسان با هوش مصنوعي ماشين بنيان زندگي بشر را گسيخته کرده و آن را دگرگون مي سازد.
علاقه من به آينده نگري بيشتر ريشه درعلاقه من به اختراع دارد. از زماني كه پنج ساله بودم مي خواستم كه يك مخترع بزرگ شوم و خيلي زود فهميدم كه اگر كسي بخواهد مخترع موفقي شود بايد آينده را خوب بشناسد. اين كار كمي شبيه ورزش موج سواري است چون بايد در زمان مناسب سوار موج ها شد. من وقتي كه يك كار را تمام مي كنم مي فهمم در مقايسه با زماني كه كار را آغاز كرده ام، در جهان تغييرات زيادي رخ داده است.
به همين خاطر دانشجوي رشته روند يابي فنآوري شدم ومدل هاي رياضي مختلفي براي نشان دادن چگونگي تكامل فنآوري ها تهيه كردم. حوزه هاي مطالعاتي ام بيشتر شامل رايانه، الكترونيك، مخابرات، فنآوري هاي زيستي مانند تصوير برداري ژنتيك، مهندسي معكوس مغز انسان، نانو فنآوري و همچنين آهنگ تغييرات پارادايم ها مي شود. به كمك اين مدل ها توانستم به عنوان يك كارآفرين و مخترع فنآوري، زمان مناسب سوار شدن بر موج را تشخيص دهم.
علاقه من به روند هاي فنآوري هر روز بيشتر مي شد تا اينكه "قانون بازدهي شتابان" را پيشنهاد دادم. من معتقدم اين قانون نحوه تكامل فنآوري در دهه هاي آينده را به خوبي نشان مي دهد. در كتابي كه در دهه ۱۹۸۰ نوشتم نقشه پيشرفت فنآوري ها را در دهه ۱۹۹۰ و اوائل ۲۰۰۰ ترسيم كردم كه اتفاقا پيش بيني خوبي از كار در آمد. امروزه مدل هاي رياضي خود را ويرايش كرده ام و مي كوشم آينده فنآوري ها در قرن بيست و يكم را شناسايي كنم. به كمك اين پيش بيني ها مي توانم فنآوري هاي قرن جديد را ابداع كنم چون مي دانم كه در سال هاي ۲۰۱۰، ۲۰۲۰ يا ۲۰۳۰ وضعيت فنآوري ها ، ارتباطات، اندازه فنآوري، و دانش ما درباره مغز انسان چگونه خواهد بود. با اينكه هنوز قادر به ابداع اين فنآوري ها نيستم اما مي توانم كمابيش آنها را توصيف كنم.
نكته اي كه اكثر ناظران آن را تشخيص نداده اند و صاحبنظران به اندازه كافي به اهميت آن پي نبرده اند شتاب آهنگ تغييرات است. قرن ها پيش مردم اصلا فكر نمي كردند كه جهان در حال تغييراست. البته حق هم داشتند چون زندگي اجدادشان خيلي با آنها تفاوت نداشت و انتظار داشتند كه نوادگانشان هم مانند خودشان زندگي كنند.
امروزه كسي شك ندارد كه سرعت تغييرات افزايش يافته است و اينكه فنآوري قادر است ماهيت جوامع را دستخوش تحول كند. اما آنچه كه كمتر به آن توجه مي شود اين است كه آهنگ تغييرات شتاب گرفته است. در واقع ۲۰ سال گذشته به هيچ وجه راهنماي خوبي براي ۲۰ سال آينده نيست. در هر دهه نرخ تغيير پارادايم ها و نرخ پيشرفت دو برابر مي شود. در واقع بر حسب نرخ كنوني تغييرات، همه تغييرات قرن بيستم فقط به اندازه ۲۵ سال كنوني است. به بيان ديگر ظرف بيست و پنج سال آينده ما به اندازه ۴ برابر قرن بيستم پيشرفت خواهيم كرد و همچنين در كل قرن بيست ويكم به اندازه ۲۰۰۰۰ سال در توسعه فنآوري پيشرفت خواهيم كرد.
به عنوان مثال رشد فنآوري رايانه تصاعدي است. يكي از روندهاي تصاعدي كه متخصصان از آن آگاهند " قانون مور" نام دارد. اما خود قانون مور تنها يكي از روش هاي رشد تصاعدي در فنآوري رايانه به شمار مي رود. بر حسب اين قانون هر دوازده ماه يكبار قدرت محاسبه دو برابر مي شود زيرا هر دو سال يكبار مي توانيم چگالي ترانزيستورها را در مدارهاي مجتمع ( آي سي ) دو برابر كنيم. اما در واقع سرعت رايانه ها هم دو برابر مي شود و بنابراين با افزايش همزمان سرعت و ظرفيت بايد گفت كه قدرت رايانه ها هر دوازده ماه يكبار چهار برابر مي شود.
بايد توجه كرد كه قانون مور پنجمين پارادايمي است كه موجب رشد تصاعدي در رايانه ها شده است. ما تا امروز ماشين حساب هاي الكترومكانيكي، رايانه هاي مبتني بر رله، رايانه هاي با لامپ هاي خلا، و نهايتا رايانه هاي ترانزيستوري را ساخته ايم. هر گاه كه يكي از پارادايم ها از صحنه خارج شود پارادايم جديد جاي آن را مي گيرد. مثلا لامپ هاي خلا مرتبا كوچكتر مي شدند تا اينكه به كوچكترين اندازه ممكن رسيدند و بعد از آن روش كاملا متفاوت و جديدي يعني كاربرد ترانزيستورها ظهور كرد. متخصصان معتقدند كه ظرف ۱۲ سال آينده قانون مور نيز از رده خارج مي شود زيرا ابعاد ترانزيستورها فقط به اندازه چند اتم خواهد بود و ديگر نمي توان بيشتر از اين آنها را كوچك كرد. بنابراين اين پارادايم خاص نيز جاي خود را به پارادايم بعدي خواهد داد.
پارادايم ششم در واقع پردازش و محاسبه موازي و سه بعدي خواهد بود. مغز ما انسان ها ساختاري سه بعدي دارد و بنابراين مي توانيم به صورت سه بعدي محاسبه و اطلاعات را پردازش كنيم. روش الكتروشيمايي پردازش اطلاعات توسط دستگاه عصبي انسان ده ميليون بار كند تر و آهسته تر از روش الكترونيكي رايانه ها است. اما به خاطرمعماري سه بعدي مغز انسان، قدرت پردازش ماشين هنوز كمتراست. همه پيوندهاي عصبي مغز انسان به صورت همزمان قادر به انجام محاسبات هستند بنابراين مي توانند در آن واحد يك صد هزار ميليارد كار را انجام دهند. ماشين ها و رايانه ها نيز بايد به همين سمت حركت كنند. امروزه تراشه هاي رايانه اي حتي اگر به شدت فشرده باشند، تخت و دو بعدي هستند. ظرف ۱۵ يا ۲۰ سال آينده رايانه ها قادر به پردازش موازي شده و از طريق درك چگونگي كاركرد مغز، مدل هاي سخت افزاري با الهام از طبيعت ساخته خواهند شد.
امروزه اكثر متخصصان بر اين باورند كه ما سخت افزار لازم براي رسيدن به سطح هوش انسان را ظرف چند سال آينده مثلا بيست سال خواهيم داشت. آنچه كه هنوز درباره آن بحث داغي مطرح است وجود يا عدم وجود نرم افزارهاي لازم مي باشد. رايانه هاي بسيار بسيار سريع از لحاظ نظري قادر به رقابت با مغز انسان خواهند بود اما هنوز درك كاملي از چگونگي كاركرد مغز، نرم افزارهاي لازم، روش ها و دانش ايجاد هوش در سطح انسان را در اختيار نداريم. بدون اينها، رايانه ها فقط ماشين حساب هاي فوق العاده سريع خواهند بود.
اما دانش ما درباره چگونگي كاركرد مغز نيز رشد تصاعدي دارد. پيچيدگي مغز انسان بي نهايت نيست ولي درك كامل آن با يك پيشرفت ساده ميسر نمي شود. در واقع ما در مسير شناخت اصول كار مغز خيلي خوب پيشرفت مي كنيم. فنآوري لازم براي تصويربرداري از مغز رشد تصاعدي دارد و هر روزه مدل هاي رياضي مفصل تري از نورون هاي عصبي تهيه مي كنيم.امروزه مدل هاي رياضي پيشرفته اي براي مناطق مختلف مغز تهيه شده اند و مي توان با روشهاي محاسباتي متعارف آنها را اجرا كرد. نتايج مدل هاي مهندسي شده براي اين مناطق مشخص مغز با نتايج يك مغزمعمولي تقريبا يكسان است.
همچنين امروزه بخش هايي از مغز كه به خاطر بيماري يا ناتواني هاي ديگر از كار افتاده اند عملا جايگزين مي شوند. به عنوان مثال مي توان به كاشت هاي عصبي براي بيماران مبتلا به پاركينسون يا افراد كر اشاره كرد. امروزه نسل جديدي از حلزون هاي مصنوعي گوش ساخته شده اند كه به كمك آنها افراد كر مي توانند براي اولين بار موسيقي گوش دهند. بنابراين توانسته ايم چگونه كاركردن مناطقي از مغز را نشان داده و ماشين هاي محاسباتي متعارف را جايگزين مناطق تخريب شده آن كنيم. اين دستگاه هاي الكترونيكي به خوبي با ديگر بخش هاي مغزدر تعامل بوده و وظيفه عضو از بين رفته را انجام مي دهند.
در يك برآورد محافظه كارانه مي توان گفت كه ظرف سي سال آينده يا حتي كمتر نقشه كاملي از مغز انسان و مدل هاي رياضي نحوه كاركرد بخش هاي مختلف آن تهيه كرده و قادر مي شويم كه روش كار مغز انسان را ، كه با اكثر روش هاي كنوني به كار رفته در هوش مصنوعي كاملا تفاوت دارد، تقليد كرده و آن را مهندسي كنيم.
در واقع اينها بسيار شبيه روش هايي هستند كه من در حوزه تخصصي خودم يعني شناسايي الگوها از آنها استفاده مي كنم. شناسايي الگوها بنيادي ترين كاركرد مغز انسان به شمار مي رود. از آنجا كه ما نمي توانيم با سرعت كافي موقعيت هاي مختلف را تحليل منطقي كنيم بر قدرت شناسايي الگوها تكيه مي كنيم. ظرف سي سال آينده مي توان هوشمندي غير زنده اي ساخت كه قابل رقابت با هوشمندي انسان باشد. اين ماشين هاي هوشمند غير زنده بايد مانند انسان ها آموزش ببينند. اما برخي مزيت هاي هوش مصنوعي فرايند هاي را به شدت تغيير خواهند داد. ماشين ها هم سريع تر هستند و هم دقيق تر. در واقع يك رايانه چند هزار دلاري مي تواند ميلياردها مطلب را در حافظه خود دقيقا حفظ كند در حاليكه ما انسان ها براي حفظ كردن چند شماره تلفن به زحمت مي افتيم.
ماشين ها بعد از اينكه چيزي را ياد گرفتند مي توانند اين دانش را با ديگر ماشين ها به اشتراك بگذارند. ما انسان ها در دستگاه عصبي خود پايانه هايي براي دانلود كردن اطلاعات و دانش نداريم. بنابراين مثلا من كه زبان فرانسوي بلد هستم نمي توانم آن را روي مغز شما دانلود كنم. اما ماشين ها از عهده اين كار بر مي آيند. از اين رو فرآيند آموزش ماشين ها صد ها يا هزارها برابر سريع تر از انسان هاست. در واقع مي توان ظرف چند روز يا چند هفته آموخته هاي ۲۰ ساله يك انسان را به ماشين منتقل كرد و پس ازاين، ماشين ها كافي است اين دانش را با يكديگر به اشتراك بگذارند و لازم نيست كه به ماشين هاي ديگر چيزي را ياد بدهند.
يكي از دلالت هاي اين پيشرفت ها اين است كه مي توانيم هوش انسان ها را فوق العاده تقويت كنيم. ما مي توانيم اين ماشين هاي هوشمند را درون مغز خود قرار دهيم. امروزه چنين كاري در مورد افراد بيمار يا ناتوان به صورت محدود انجام مي شود اما در آينده انسان هاي سالم نيز در مغز خود ماشين هاي هوشمند خواهند داشت. در واقع مي توان ماشين هاي محاسبه گر را از درون جريان خون به داخل مويرگ هاي مغز فرستاد. اين نانو روبات هاي هوشمند و بسيار ريز داخل مغز شده و با شبكه عصبي آن تعامل خواهند داشت. امكان پذيري چنين كاري امروزه در مورد حيوانات اثبات شده است.
يكي از كاربرد هاي ارسال ميلياردها نانو روبات هوشمند به داخل مغزانسان رسيدن به واقعيت مجازي و مكاشفه تمام عيار است. اگر فرد مايل باشد كه در دنياي واقعي بماند نانو روباتها كاري نمي كنند و غير فعال باقي مي مانند اما اگر بخواهد وارد دنياي واقعيتهاي مجازي شود نانو روباتها جلوي سيگنالهاي عصبي دنياي واقعي را مي گيرند و سينگال هايي را جايگزين آن مي كنند كه فرد را به دنياي خيالي مي برد. بدين ترتيب مغز انسان يك محيط كاملا مجازي را حس مي كند نه دنياي واقعي را. شما مي توانيد در اين دنياي مجازي تنها باشيد يا افراد ديگر را هم با خود ببريد و از رابطه جنسي گرفته تا مذاكرات سخت كاري را با همه حواس خود و كاملا يكسان با دنياي واقعي تجربه كنيد.
مهم تر اينكه، ما قادر خواهيم شد كه از طريق اتصالات تنگاتنگ، هوش غير زنده را به هوش زنده خود پيوند بزنيم. منظور من فقط اين نيست كه يك لوله بسيار نازك بين مغز و يك سيستم غير زنده قراردهيم، بلكه نانو ماشين هاي غير زنده را در ميلياردها بخش مغز انسان مي كاريم. شما را نمي دانم، اما خود من علاقه زيادي به مطالعه كتابها و سايت هاي اينترنتي دارم ولي پهناي باند اتصال من به اينترنت به اندازه كافي وسيع نيست. بنابراين از طريق اين فنآوري مي توانم به جاي فقط صد هزار ميليارد اتصال كنوني هزار برابر صد هزار ميليارد اتصال داشته باشم. ما انسان ها بدين ترتيب مي توانيم توانايي هاي ذهني، شناسايي الگوها و تفكر را در خود بسيار تقويت كرده و به معني واقعي كلمه دانش را دانلود كنيم.
اگر اين روندها را بيشتر پي گيري كنيد به جايي مي رسيد كه تغييرات آنچنان سريع مي شوند كه سير تاريخي تمدن بشر ناگهان گسيخته مي شود. برخي صاحبنظران چنين وضعيتي را "نقطه تكين" مي نامند. تعاريف مختلفي براي نقطه تكين وجود دارد كه بيشتر برگرفته از علم رياضي و فيزيك است. در فيزيك نقطه اي با چگالي و انرژي بي نهايت مانند يك سياه چاله نشانگر گسيختگي ساخت فضا- زمان است و نقطه تكين ناميده مي شود.
نقطه تكين جايي است با ويژگي هاي غير عادي، بي نظير و منحصر به فرد. مي توان اين مفهوم را درباره سير و تاريخ تمدن انسان نيز به كار برد. در چنين نقطه اي نرخ پيشرفت فنآوري آنچنان سريع خواهد شد كه ساخت جوامع بشري گسيخته مي شود. در علم فيزيك ديدن چيزي فراتر از نقطه تكين غير ممكن است. برخي افراد نيز معتقدند كه توصيف چگونگي شرايط زندگي انسان بعد از نقطه تكين عملا غير ممكن است. اما من مايلم كه درباره زندگي انسان پس از نقطه تكين فكر كنم. نقطه اي كه بنابر پيش بيني خودم قبل از سال ۲۰۵۰ به آن خواهيم رسيد
وجود مفاهيم بي شماري درباره طبيعت زندگي مانند طول عمر موجب مي شود كه ما انسان را همچون موجود زنده متفكري با توانايي هاي محدود ببينيم. اما زماني كه ما انسان ها با فنآوري ها خود ادغام و يكپارچه شويم همه اين مفاهيم دستخوش تحولات بنيادين مي شوند. در دهه ۱۹۸۰ در كتاب خود، "عصر ماشين هاي هوشمند"، پيش بيني كردم كه در فاصله سال هاي ۲۰۲۰ الي ۲۰۵۰ هوش ماشين ها با هوش انسان برابر خواهد شد. در كتاب "عصر ماشين هاي معنوي" ( ترجمه شده به فارسي توسط سيمين موحد) كه ده سال بعد نوشتم درباره زندگي انسان پس از اين نقطه تكين و زمان رقابت ماشين ها با انسان ها بحث كردم.
نكته اي كه نبايد فراموش كرد اين است كه سطح هوش غير ماشيني ثابت است. درذهنهاي كل نژاد بشر در هر ثانيه ۱۰ به توان ۲۶ محاسبه انجام مي شود. همچنين در كل جهان ده مليليارد مغز انسان وجود دارد. پنجاه سال بعد هوش نوع بشر در همين مرتبه بزرگي باقي خواهد ماند. از سوي ديگر هوش ماشين ها رشد تصاعدي دارد و امروزه فقط هزار بار كمتراز سطح هوش زنده است. بنابراين اگر چه هنوز هوش انسان بر هوش ماشين چيره است اما در سال ۲۰۳۰ هوش ماشين به سطح هوش انسان رسيده و به صورت تصاعدي به رشد خود ادامه خواهد داد.
برخي افراد مي پرسند كه ما چگونه بفهميم كه موجودات يا گونه هاي باهوش تري از انسان ها وجود دارند؟ آيا دانش چيزي جز تكرار مكررات نيست؟ چگونه مي توانيم بيش از آنچه كه مي دانيم بدانيم؟ به جز ما انسان ها چه كسي بايد اين دانش بيشتر را بداند؟
واكنش بعضي ها به اين صورت است كه مي گويند ما اصلا نمي خواهيم از نانو روبات ها استفاده كنيم. افراد بيشماري شايد دلشان بخواهد كه فقط يك موجود زنده بيولوژيك باقي بمانند. اما نقطه تكين و گسيخته شدن سير تاريخي تمدن بشر به نظر چنين افرادي چه گونه خواهد بود؟ پاسخ اين است كه آنها اصلا متوجه حضور هوش مصنوعي نمي شوند. در واقع ماشين هاي هوشمند همچون خدمتكاران تعالي يافته براي انسان ها كار مي كنند. به نظر مي رسد كه اين ماشين ها واقعا با ما دوست هستند و با مهرباني خاصي نيازهاي ما را ارضا مي كنند. اما ارضاي نيازهاي مادي و عاطفي تنها بخش بسيار كوچكي از خروجي ذهن بخش غير زنده تمدن انسان خواهد بود. بنابراين چيزهاي فراواني وجود خواهند داشت كه انسان ها اصلا متوجه آنها نخواهند شد.
در اينجا بايد به دو نكته مهم يكي در سطح اقتصادي و ديگري در سطح معنوي توجه كرد. در سطح اقتصادي، تنها معيار ارزش افزوده خروجي ذهن است. ما امروزه به جايي رسيده ايم كه تنها چيز ارزشمند اطلاعات است. اطلاعات زماني كه منعكس كننده دانش باشد ارزش دارد و نه به صورت داده هاي خام. محصولاتي مانند ساعت، دوربين، يا ضبط و پخش فيلم و سي دي را در نظر بگيريد. اينها فقط يك سري اشيا فيزيكي هستند. اما به اين خاطر ارزش دارند كه با كاربرد اطلاعات و دانش انسان طراحي شده اند. ماده خام آنها فقط يك مشت سنگ و آهن است كه ارزش چنداني ندارد. محصولاتي كه ما مي خريم به اين خاطر ارزش دارند كه دانشي را در خود گنجانده اند.
مولفه دانش موجود در محصولات و خدمات به سمت ۱۰۰ درصد مجانب مي شود و در سال ۲۰۳۰ اين مولفه اساسا ۱۰۰ درصد خواهد شد. در واقع مي توانيم با تركيب نانو فنآوري و هوش مصنوعي هر محصول فيزيكي لازم براي برآورده كردن خواسته هاي مادي خود را بسازيم. زماني كه همه چيز در نرم افزار و اطلاعات خلاصه مي شود، فقط كافي است كه نرم افزار مناسب را دانلود كنيم. ما الان به چنين نقطه اي خيلي نزديك شده ايم.
در سطح معنوي، موضوع خود آگاهي يكي ديگر از ابعاد مهم موضوع هوش مصنوعي است. در واقع تا سال ۲۰۳۰ ما با موجوداتي غير زنده مواجه مي شويم كه به نظر آگاه مي آيند و حتي ادعا مي كنند كه چيز هايي را "احساس" مي كنند. امروزه برخي شخصيت ها در بازي هاي رايانه اي چنين ادعايي مي كنند اما كسي باور نمي كند. ما مي دانيم كه اين كاراكترها فقط يك جور شبيه سازي نرم افزاري هستند و كسي براي آنها شخصيت انساني در نظر نمي گيرد. دليلش اين است كه اين هويت يا موجود نرم افزاري ميليون ها بار ساده تر از ذهن انسان است.
اما در سال ۲۰۳۰ اينگونه نخواهد بود. مثلا شما در دنياي مجازي با "كسي" دست مي دهيد كه خود را به صورت انسان مجسم كرده است در حاليكه اصلا جان ندارد و فقط يك نرم افزار هوشمند است. اين موجودات ديگر ساده تر از انسان ها نيستند بلكه به اندازه انسان يا حتي بيشتر پيچيده خواهند بود. آنها همه نشانه هاي ظريف انسان ها را خواهند داشت و با تجسم خود به صورت انسان روبرويتان نشسته و با شما حرف مي زنند به گونه اي كه اصلا باور نمي كنيد كه اين موجود غير زنده است. زماني هم كه ادعا مي كنند عصباني يا خوشحال هستند بايد واقعا حرفشان را جدي گرفت!
در چنين نقطه اي يك بحث عميق فلسفي شكل مي گيرد. آيا اين موجود هوشمند فقط يك شبيه سازي است كه خيلي خوب ما انسان ها را گول زده است يا اينكه درست مانند ديگر انسان ها خود آگاه است؟ از نظر من هيچ شيوه اي براي آزمون علمي چنين گزاره اي وجود ندارد. هيچ ماشيني وجود ندارد كه بتوان روي آن چراغي نصب كرد كه هر وقت سبز شد بگوييم خودآگاه است و هر وقت قرمزشد بگوييم نه خود آگاه نيست. شايد بعضي فيلسوفان بگويند كه اگر اين پالس ها از طريق الياف عصبي ايجاد نشوند يا اگر اين موجود پدر و مادر بيولوژيك نداشته باشد، آنگاه خود آگاه نيست. اما اين حرفها بيشتر موضوعات انتزاعي- فلسفي است و از لحاظ علمي لاينحل هستند.
انقلاب بزرگ بعدي كه در انتظار ماست فنآوري زيستي نام دارد. ما توانسته ايم كه دانش زيستي را با فنآوري پردازش اطلاعات ادغام كنيم. از طريق درك ژنوم انسان و چگونگي كد بندي اطلاعات ژنتيكي مي توان فرآيند هاي زيستي و بيماري ها را بهتر شناخت. در كنار اين پيشرفتها بحث داغي هم درباره تعريف حيات و زندگي شكل گرفته است. هم اكنون درباره سقط جنين يك عده معتقدند كه حيات همزمان با تشكيل نطفه آغاز مي شود و ديگران كه در سوي ديگر اين طيف هستند مي گويند حيات انسان پس از زايمان آغاز مي شود. اما به زودي اين طيف تعاريف مربوط به حيات انسان به صورت بنيادين تغيير خواهد كرد.
ما خواهيم توانست بدون عبور از مرحله تخمك بارورشده، "سلول هاي بنيادين" را بسازيم. تفاوت بين سلول پوست انسان، كه همه ژن ها را دارد، با يك تخمك بارورشده در چيست؟ تنها تفاوت اين دو وجود برخي پروتئين ها و عوامل ارسال سيگنال در تخمك است كه هنوز كاملا آنها را درك نمي كنيم اما به هر حال اينها اساسا يك سري پروتئين هستند. روزي خواهد رسيد كه ما حجمي از پروتئين ها خواهيم ساخت كه فقط مجموعه اي از مواد شيميايي است و نه انسان. اين حجم پروتئين را مي توان به سلول پوست اضافه كرد و از آن سلولي درست كرد كه مانند نطفه قابليت تبديل شدن به همه سلول هاي بدن را دارا باشد. در چنين دنيايي هنگامي كه مثلا شما حمام مي رويد و پوست بدنتان را تميز مي كنيد عملا هزاران انسان بالقوه را از بين مي بريد. در واقع برخلاف گذشته مرز مشخصي براي تعريف حيات وانسان وجود نخواهد داشت.
علم و فنآوري راه هاي ديگري را نيز به ما نشان مي دهند. به عنوان مثال در آينده ما فنآوري شبيه سازي درماني خواهيم داشت. در اين فنآوري بسيار مهم از مفهوم "جنين" كاملا پرهيز مي شود. يعني اينكه مي توانيم پوست بدن انسان را گرفته و بدون اينكه از مرحله جنين بگذريم همه سلول هاي لازم را بنابر تقاضا بسازيم.
ساختن سلول هاي جديد آنقدر ها هم دور از دسترس نيست. مثلا من كه ۵۳ سال سن دارم مي توانم با استفاده از دي ان آ خودم سلول هاي قلب يك جوان ۲۵ ساله را درست كنم و بدون نياز به جراحي و فقط از طريق ارسال اين سلول ها به درون جريان خون، قلبم را جوان كنم. پس از اينكه اين سلول ها روي قلب بنشينند قلب من يك درصد جوان و ۹۹ درصد پير است. اما اگر اين كار را هر روز انجام دهم پس از يك سال قلب من ۹۹ درصد جوان خواهد شد. با استفاده از اين فنآوري درماني عملا مي توان همه بافت ها، سلول ها و اندام هاي بدن را جايگزين كرد. چنين پيشرفت هايي شايد همين فردا رخ ندهند اما بايد گفت نوعي فرآيندهاي انقلابي هستند كه ما در آستانه آنها ايستاده ايم.
اگر به موضوع طول عمر انسان نگاهي بياندازيد در مي يابيد كه در طي قرن هيجدهم هر ساله "چند روز" اميد به زندگي افزايش يافت. در قرن نوزدهم هر ساله "چند هفته" به طول عمر اضافه شد. روند افزايش طول عمر نيز تصاعدي است به گونه اي كه امروزه هر ساله " صد روز" عمر انسان را افزايش مي دهيم. با استمرار اين روند و شتاب گرفتن آن ظرف ده سال آينده هر ساله بيش از" يك سال" طول عمر زياد مي شود.
زماني كه نسل ما پير مي شود روند تصاعدي افزايش طول عمر آنقدر سريع خواهد شد كه با خوش بيني مي توان گفت كه ما آخرين نسلي هستيم كه زود خواهد مرد! در واقع نسل كنوني مجبور است با همان روش هاي قديمي و سنتي خودش را سالم و زنده نگه دارد، اما فرزندان ما كه تا آن زمان ۲۰، ۳۰ و ۴۰ ساله خواهند شد به كمك اين فنآوري ها، طول عمري تقريبا نامحدود خواهند داشت.
نبايد فراموش كرد كه بحث هاي اخلاقي و مذهبي داغي براي جلوگيري از پيشرفت اين فنآوري ها وجود دارد. سوال اين است كه آيا برخي افراد از طريق جنگ، نزاع ، يا فقط جر و بحث مي توانند سدي در برابر اين روند تصاعدي ايجاد كنند يا نه؟
من شخصا بر اين باورم كه اينگونه نخواهد بود. چنين بحث هاي اخلاقي مانند سنگ هايي هستند كه درون يك رودخانه مي افتند و جريان آب به راحتي آنها را دور مي زند. تا كنون هيچ يك از اين بحث هاي اخلاقي نتوانسته اند حتي يك هفته كار پيشرفت فنآوري هاي زيستي را متوقف كنند. شايد دانشمندان مجبور شوند كه برخي موانع و محدوديت ها را دور بزنند اما تعداد پيشرفتها و حوزه هاي آنها بيشمار است. اگرچه شايد بحث هاي اخلاقي حول يك ايده يا چند ايده شكل بگيرد، رودخانه پيشرفت ها آنقدر بزرگ است كه اين موانع اصلا به چشم نمي آيند. مفهوم پيشرفت فنآوري آنچنان در جامعه ما ريشه دوانده است كه يكي از الزامات اساسي زندگي به شمار مي رود. اگر چه خطرات بالقوه اي وجود دارند اما كسي نمي تواند جريان رودخانه توسعه فنآوري را متوقف كند.
سناريوهايي كه من درباره افق هاي زماني ۲۰ الي ۳۰ سال آينده صحبت مي كنم از اين طريق محقق نمي شوند كه عده اي دانشمند در آزمايشگاهي نشسته و قصد ساخت هوش مصنوعي در سطح انسان را داشته باشند. بلكه اين پيشرفتها نتيجه اجتناب ناپذير هزاران گام كوچك هستند. هر گام كوچكي بسيار محافظه كارانه و كاملا قابل قبول و با معني است و به صورت نسل جديد محصول يك شركت ظهور مي كند. اگر به هزاران گام كوچك كه سرعت ظهورشان شتاب گرفته است نگاه كنيد متوجه رويداد تغييرات بينادين ظرف ۱۰، ۲۰ و ۳۰ سال آينده مي شويد. هيچ شركتي حاضر نيست راجع به دلالت هاي بالقوه خطرناك فنآوري ها و محصولات جديد خود حرفي بزند. بنابراين هر روز شبكه ها و رايانه ها خود را قدرتمندتر مي كنند. در واقع شركت ها به دليل الزامات اقتصادي و حفظ بقاي خود چاره اي جز نوآوري و پيشرفت فنآوري ندارند.
علاوه بر اين، الزامات اخلاقي چشمگيري براي توسعه بيشتر فنآوري وجود دارد. امروزه ميلياردها انسان دچار انواع بيماري ها بوده و افراد زيادي نيز در فقر زندگي مي كنند. فنآوري هاي پيشرفته فرصت حل چنين مسائلي را ايجاد مي كنند. كسي نمي تواند به ميليون ها انسان مبتلا به سرطان بگويد ما در آستانه خط شكني هاي بزرگي براي معالجه سرطان هستيم اما چون شايد عده اي تروريست از اين دانش براي ساخت عوامل بيماري زا سو استفاده كنند بهتر است جلوي پيشرفت اين فنآوري را بگيريم.
اين دغدغه و نگراني واقعي است. اما ما قصد نداريم جلوي فنآوري را بگيريم. جامعه ما به منافع رشد مستمر اقتصادي و فنآوري اعتقاد دارد. همچنين پرسش هايي را درباره خطرات اين فنآوري ها مطرح مي كند و چون اين نگراني ها اهميت دارند بايد به اين پرسش ها پاسخ داد.
يكي ديگر از ابعاد تغييرات اين است كه ما ناچار به ارزيابي مجدد مفهوم انسان خواهيم شد. يكي از ديدگاه هاي رايج كنوني با پيشرفت فنآوري و دلالت هاي آن براي انسانيت مخالفت مي كند. آنها اينگونه استدلال مي كنند كه درست است كه ما رايانه هاي فوق العاده قدرتمند ساخته ايم اما هنوز مساله نرم افزار را حل نكرده ايم و از آنجا كه بحث نرم افزار واقعا پيچيده است نمي توانيم آن را مديريت كنيم.
در پاسخ به اين انتقاد بايد بگويم كه نرم افزار لازم براي تقليد هوش انسان واقعا خارج از توانايي كنوني ما نيست. ما بايد تكنيك ها و روش هاي خود سازماندهي را كه از طبيعت الهام گرفته اند، به كار بريم. مغز انسان پيچيده است اما اين پيچيدگي بي نهايت نيست. به خاطر داشته باشيد كه ژنوم مغز فقط متشكل از ۲۳ ميليون بايت است. كل ژنوم شش ميليارد بيت دارد كه تقريبا معادل هشت صد هزار ميليون بايت مي شود و البته تكرار ها و زوائد زيادي هم دارد. مثلا يك زنجيره نسبتا دراز به نام آ ال يو ۳۰۰ هزار بار تكرار شده است. با استفاده از روش هاي رايج فشرده سازي داده ها استفاده كنيم مي توان به راحتي اين سطح پيچيدگي را مديريت كرد ( به خاطر داشته باشيد كه ۲۳ ميليون بايت فقط بخش كوچكي از كل حجم نرم افزار Microsoft Word است). اما ما هنوز چنين اطلاعاتي را در اختيار نداريم.
شايد تعجب كنيد كه چطور با ۲۳ ميليون بايت مي توان مغزي ساخت كه ميليون ها بار پيچيده تر باشد. فهم دليل اين موضوع زياد هم سخت نيست. ژنوم در جنين انسان فرآيندي را ايجاد مي كند كه غالبا به صورت تصادفي بخش هاي مغز را سيم كشي مي كند. پس از تولد، نوزاد انسان با دنيايي پيچيده مواجه مي شود و فرآيندي تكاملي در مغز آغاز مي شود. برخي پيوندهاي عصبي مي ميرند، برخي تقويت مي شوند و از طريق خود سازماندهي دانش موجود در مغز را نمايش مي دهند. مغز انسان سيستمي بسيار هوشمند است كه هنوز چگونه كار كردن آن را كاملا درك نمي كنيم. اما بالاخره روزي نحوه كار اين سيستم را مي فهميم چرا كه سطح پيچيدگي آن فراتر از توان مهندسي ما نيست.در نظر من انسان ها ابعادي ويژه و متمايز از ديگر حيوانات دارند. مثلا بنابر تصادف روند تكامل ما اولين گونه اي بوديم كه قادر به ابداع فنآوري شديم. در واقع حيوانات ديگري هم ابزارهاي ساده اي ساخته بودند اما فقط ما انسان ها توانستيم اين جايگاه محكم را حفظ كنيم. ما توانايي هاي عقلاني، تفكر منطقي ، ابداع مفاهيم انتزاعي و مدل ها را در ذهن خود تركيب كرده و بر جهان مسلط شديم. ما بر خلاف ديگر حيوانات انگشتاني داشتيم كه مي شد با آنها فنآوري ها را ابداع كرد. اما فنآوري فقط يك ابزار نيست. ديگر حيوانات هم ابزارهاي اوليه و ابتدايي ساخته بودند ولي تفاوت ما با آنها در حجم دانش متغيري است كه از نسلي به نسل بعد تكامل يافت. همچنين بايد گفت كه دانشي كه گونه انسان در اختيار دارد رشد تصاعدي دارد.
ما از يك مرحله فنآوري براي ابداع مرحله بعد استفاده مي كنيم. به همين خاطر است كه فنآوري شتاب گرفته و هر روز قدرتمند تر مي شود. به عنوان مثال، يك مهندس و طراح رايانه مي تواند با استفاده از ابزارهاي رايانه اي ، رايانه هاي قوي تر بسازد. بنابراين ظرف فقط چند روز يك سيستم بسيار بسيار پيچيده ساخته مي شود. هر نسل از ابزارها قدرت لازم براي ابداع و ساخت نسل بعدي را فراهم مي كند.
بنابراين فنآوري خود يك فرآيند تصاعدي و تكاملي است و در ادامه همان فرآيند تكامل بيولوژيك انسان قرار دارد. فرايند تكامل انسان نيز تصاعدي بود. در هر مرحله ابزارهاي قدرتمند تري براي مرحله بعد فراهم مي شد. پس ازساخت دي ان آ، ابزاري براي ثبت و نگه داري تجارب گذشته ايجاد شد كه از طريق آن تكامل شتاب گرفت. نهايتا، تكامل بيولوژيك موجوداتي ساخت كه قادر به دست كاري محيط زندگي خود بودند و نيز توانايي هاي ذهني و عقلي داشتند. در مراحل بعدي تكامل، انسان با مخلوق خود، يعني فنآوري، ادغام خواهد شد. هم اكنون يكپارچگي انسان و فنآوري تا حدودي محقق شده است و زندگي ما رابطه اي تنگانگ با فنآوري دارد. اما به زودي فنآوري در جسم و مغز ما نيز يكپارچه خواهد شد.
ما در حال ورود به عصر جديدي هستيم كه من آن را " نقطه تكين" تاريخ تمدن بشر مي نامم. در چنين جهاني هوش انسان و هوش ماشين با يكديگر ادغام شده و چيزي فوق العاده عظيم تر از اين دو آفريده مي شود. اين هوشمندي بي نظير لبه پيشران تكامل خواهد بود و سرنوشت ما و كره زمين را تعيين خواهد كرد. انسان گونه اي است كه انقلاب هاي فرهنگي و فنآوري مختلفي را پشت سر گذاشته است . قدرت انسان به خاطر ماهيت تكامل و تغييرات شتابان آن رشد تصاعدي خواهد داشت. در واقع ما مي توانيم در آينده توانمندي هاي ذهني خود را با استفاده از فنآوري فوق العاده افزايش دهيم.
يكي از ويژگي هاي منحصر به فرد انسان، توانايي ايجاد مدل هاي انتزاعي و كاربرد اين مدل ها براي فهم جهان است. اين مدل هاي ذهني هر روز پيچيده تر مي شوند و زماني كه درون فنآوري ها جاي مي گيرند ظريفتر و قدرتمند تر مي شوند. ما اكنون مي توانيم ذهن خود را درك كنيم. افزايش مقياس قدرت تمدن يكي از ويژگي هاي منحصر به فرد انسان هاست.
الگوها بينادي ترين واقعيت هستي شناختي هستند. زيرا فقط الگوها پايدار بوده و باقي مي مانند نه طبيعت فيزيكي – مادي. مثلا خود من را در نظر بگيريد. آيا همان كسي هستم كه پارسال بودم. بي شك اجزاي بدن من به سرعت تغيير مي كنند. برخي سلول ها ظرف چند روز عوض مي شوند. حتي اسكلت من كه به نظر ثابت مي آيد در طي يك سال تغيير مي كند. اكثر نورون ها عصبي نيز جايگزين مي شوند. مهم تر اينكه اجزا و مواد سازنده سلول هاسريعتر عوض مي شوند. بنابراين حتي اگر يك سلول تغيير نكرده باشند اجزاي سازنده اش تغيير كرده اند. بنابراين من همان ري كورزويل وهمان مجموعه اتم ها و مولكول هاي سال پيش نيستم.
اما الگوي من پايدار مي ماند. درست شبيه الگوي جريان آب در رودخانه. آب رودخانه هر هزارم ثانيه تغيير مي كند و اگر يك ثانيه بعد به آن نگاه كنيد مولكول هاي آن تغيير كرده اند. اما الگوي جريان آب تغيير نكرده است. ايده ها هم الگو هستند. فنآوري هم يك الگو است . حتي وجود ما به عنوان انسان چيزي غير از يك الگو نيست. شناسايي و تشخيص الگوها هسته اصلي هوشمندي انسان است. در واقع ۹۹ درصد هوش يك فرد به توانايي تشخيص و شناسايي الگو ها بر مي گردد.
طي چند سال گذشته مردم ( آمريكا) به تدريج مفهوم تغييرات تصاعدي و اثرات بالقوه فنآوري هايي همچون فنآوري رايانه، فنآوري ارتباطات و فنآوري زيستي را بر تمدن و زندگي بشر درك كرده اند. آنها ظرف سه سال گذشته به خاطر سيل اخبار و برنامه هاي مستند به اهميت موضوع "دستاوردهاي شتابان فنآوري" پي برده اند و هر روز اخبار و داستان هاي مختلفي درباره پيشرفت هاي چشمگير و گسترش قدرت فنآوري ها به گوششان مي رسد.
برگرفته از كتاب عصر ماشين هاي معنوي، نوشته ري كورزويل،
ترجمه سيمين موحد، نشر پيكان، ۱۳۸۰
سیستمهای اطلاعاتی را میتوان بر اساس خرده سیستمها یا بخشهای مختلفی که از آنها استفاده میکنند تعریف
کرد. بیشتر سازمانها دارای بخشهای بازاریابی-امور مالی-فروش-نیروی انسانی – تولید و غیره هستند.
به طور منطقی سیستمهای اطلاعاتی باید بر اساس عملکردهای این بخشها هماهنگ شوند.برای مثال سیستم اطلاعاتی فروش داده های مربوط به فروش را گرد آوری و پردازش میکند و نتایج را به صورت چاپی و
تصویری در اختیار کارکنان یا مدیران فروش قرار میدهد یا سیستم اطلاعاتی پرسنلی اطلاعات مربوط به کارکنان را گردآوری و پردازش میکند. سیستمهای اطلاعاتی مربوط به هر یک از عملیات باید در ارتباط دائمی با یکدیگر باشند در ضمن بایستی داده ها تا حد ممکن سریعتر به روز رسانی شوند.
انواع سیستمهای اطلاعاتی عملیاتی عبارتند از:کنترل عملیات در سیستمهای خودکار تولید و واژه نگارها در
سیستمهای خودکار اداری و پردازش تراکنشها در سیستمهای اطلاعاتی موسسات را نام برد.
سیستم پردازش رخدادها یا تراکنش ها Transaction Processing Systems
رخدادها وقایعی هستند که در اثر انجام عملیات یا فعالیتهای یک موسسه رخ می دهد مانند انجام خرید – فروش
پرداخت – صدور سند – برداشت مالی و....
وقتی کالایی به خریدار تحویل میشود باید داده های مربوط به نوع کالا – انبار – بها و غیره باید نگهداری و پردازش شود این رخدادها منجر به وقوع رخدادهای دیگری مانند صدور سند و فاکتور میشود.
سیستم پردازش رخدادها یا تراکنش ها سیستمی است که این داده ها را ذخیره و پردازش میکند.
خروجی این سیستم به صورت تصویری و یا چاپی ارایه میشود.
سیستمهای اطلاعات مدیریت Management Information System
داده های خام به دست آمده از سیستم پردازش تراکنش ها یا رخدادها مبنای تهیه اطلاعات برای سیستم اطلاعات مدیریت است. از نظر سطح مدیریت افرادی که این سیستم را مورد استفاده قرار میدهند یک سطح بالاتر از سیستم پردازش تراکنش ها هستند.
سیستم اطلاعات مدیریت سطح بالا Executive Information System
چون مدیریت سطح بالای سازمان برای برنامه ریزی استراتژیک و کنترل کلان سیستم نیاز به اطلاعات خاصی
دارند که این سیستم تهیه کننده اطلاعات مربوط به این دسته از مدیران است.
سیستم اطلاعات پشتیبانی تصمیمات Decision Support System
این سیتم که مکمل یا ادامه سیستم اطلاعات مدیریت است از مدلهای تصمیم گیری و پایگاه دادهای خاص برای
تهیه اطلاعات در جهت پشتیبانی از تصمیمات ساخت یافته یا نیمه ساخت یافته استفاده میشود
اين هم آموزش نصب ويندوز xp که چند نفر از عزيزان درخواست کرده بودند.
ابتدا بايد يك cd ويندوزxp داشته باشيد . دقت كنيد كه اين cd بايد bootable باشد. اگر ميخواهيد كه ويندوز فعلی را تبديل به ويندوز xp كنيد يا update كنيد نيازی به cd بوت نداريد. cd ويندوز را درون cd rom گذاشته و ويندوز اتوماتيك auto run خواهد شد.دقت كنيد كه اگر بخواهيد ويندوز فعلی خود را كه مثلا 98 ياme يا2000 ميباشد را update كنيد اطلاعات شما مثلا my document شما و برنامه های نصب شده شما حفظ خواهد شد.ولی اگر ويندوز شما ايراد دارد.بهتر است ان را از اول فرمت و نصب كنيد كه اين نوع نصب در اينجا توضيح داده شده است.
بعد از اين كه cd ويندوز را گذاشتيد. خود به خود مرحله نصب ويندوز شروع خواهد شد . روی گزينه install windows xp كليك كنيد.
در قسمت بعد از شما پرسيده ميشود كه ميخواهيد يك ويندوز جديد نصب كنيد يا ويندوز فعلی را update كنيد در صورتی كه در ويندوز فعلی شما ايرادی ندارد و ميخواهيد ان را تبديل به xp كنيد اين مرحله را رد كنيد و دست نزنيد زيرا به طور خودكار upgrade recommanded انتخاب شده است.ولی چنانچه قصد داريد ويندوز جديدی در درايوی ديگر نصب كنيد بايد new instalation را انتخاب كنيد.در اين صورت بعد از نصب كامل ويندوز xp هنگامی كه سيستم را روشن ميكنيد دو منو ظاهر شده و از شما پرسيده خواهد شد كه ميخواهيد وارد كدام ويندوز شويد.بدين ترتيب شما 2 ويندوز خواهيد داشت.
در مرحله بعد بايد سريال ويندوز را وارد كنيد اين سريال احتمالا در پشت كيس cd يا درون خود cd داخل فايلی به نام serial يا cd key يا readme نوشته شده.
در قسمت بعد روی دكمه advanced option كليك كرده و در پنجره جديد گزينه دوم را تيك بزنيد.اين برای اين است كه شما درايوی را كه ويندوز در ان ريخته شود را انتخاب كنيد.همچنين جهت تسريع كار ميتوانيد گزينه اول را تيك بزنيد تا تمامی فايلهای ويندوز روی هارد ريخته شده و از انجا نصب شوند.بر روی ok كليك كنيد. در قسمت پايين ميتوانيد زبان خود را انتخاب كنيد ان را farsi انتخاب كنيد تا ابزار فارسی نصب شوند. (اگر تصميم داريد از فارسی سازی مثل سينا پك و يا يک فارسی ساز استاندارد استفاده كنيد اين قسمت را دست نزنيد).حال بر روی next كليك كنيد.
در اين مرحله از شما سوال ميشود ميخواهيد نصب ويندوز رو از اينترنت به روز كنيد؟ چنانچه مايل باشيد ميتوانيد گزينه بالا را انتخاب كرده و next را بزنيد در اين صورت اخرين update ها از اينترنت دانلود خواهد شدولی با انتخاب گزينه پايينی بدون update وارد مرحله بعد می شويد.به هر حال بعد از رد كردن اين قسمت فايلهای ضروری اتوماتيك كپی يا دانلود خواهند شد و سيستم restart خواهد شد.
منتظر بمانيد تا ويندوز مراحل نصب را طی كند بعد از اين كه به متنی كه حاوی توضيحات مايكروسافت و نوعی قرارداد با شما ميباشد رسيديد.روی F8 كليك كنيد تا تائيد شود.
در قسمت بعد چنانچه شما قبلا ويندوزی داشته باشيد از شما خواهد شد كه ميخواهيد روی همان ويندوز نصب شود يا انتخاب با شما باشد. با زدن دكمه R ميتوانيد روی همان ويندوز نصب كنيد و با زدن دكمهEsc انتخاب درايو ظاهر خواهد شد.پيشنهاد ما Escميباشد.
اگر Escرا زده باشيد اين قسمت يعنی قسمت انتخاب درايو ظاهرمی شود. ميتوانيد درايو مورد نظر را انتخاب كنيد همچنين با زدن دكمه D ميتوانيد درايو را پاك كنيد تا بعدا تبديل به درايو جديد يا تبديل به دو يا چند درايو كنيد. بعد از اين كه D را بزنيد دوباره دكمه Lرابزنيد حال درايو پاك شده.ميتوانيد درايو پاك شده را انتخاب و با زدن دكمهCان را دوباره بسازيد.وقتی ان را ميسازيد ميتوانيد هجم ان را تايين كنيد .مثلا اگر ميخواهيد درايو را تبديل به دو درايو كنيد.بايد هجم فعلی را تبديل به 2 كرده و Enter كنيد. حال دو درايو جديد خواهيد داشت.البته برای عوض كردن يا تقسيم هجم درايو ميتوانيد از Partition Magic هم استفاده كنيد كه اموزش ان در بخش اموزش گذاشته شده.يا اين كه برای ساخت پارتيشن های خود بايد Fdisk را بلد باشيد كه ان هم در قسمت اموزش ياد داده شده است. به حر حال با انتخاب درايو مورد نظر خود ميتوانيد وارد قسمت بعد شويد.
در اينجا ميتوانيد انتخاب كنيد كه فرمت درايو شما چه باشد FAT يا NTFSتفاوت اين دو را در اينجا ببينيد و انتخاب كنيد.بهتر است گزينه هايی كه جلوی ان كلمه Quick نوشته شده را انتخاب نكنيد زيرا فرمت كامل مناسب تر است. بعد از اين كه مراحل را رد كرديد ويندوز فرمت انتخابی شما را اغاز كرده و سپس فايلهای مورد نياز را كپی ميكند. سپس سيستم restart خواهد شد.
بعد از شروع مجدد سيستم منتظر بمانيد تا مرحل نصب اتوماتيك پيش برود تا اينكه شما با پنجره ای مواجه خواهيد شد.در اينجا زبان خود را انتخاب ميكنيد .چنانچه در قسمت چهارم شما فارسی را انتخاب كرده ايد اين قسمت را دست نزنيد . فقط در قسمت details عربی را remove كنيد(البته اين كار بستگی به نوع كيبورد شما دارد ولی در اكثر كيبوردها با اين كار چند ايراد جزئی بر طرف خواهد شد به هر حال فارسی سازی ويندوز xp كامل نيست و ايراداتی در حروف ی پ ژ گ احتمالا خواهيد داشت برای فارسی كردن ويندوز ميتوانيد از يك فارسی ساز استفاده كنيد) رو دكمه ok زده و nextكنيد.
از اينجا به بعد برای هر دو حالت نصب از روی ويندوز و نصب از boot مشترك ميباشد.
در اين جا نام خود و نام كمپانی يا شركت يا هرچه دوست داريد.مثلا home
در اينجا نام كامپيوتر خود را مينويسيد كه نامی به عنوان پيش فرض نوشته ميشود.در قسمت پايين ميتوانيد پسور مديريت كامپيوتر را وارد كنيد به اين ترتيب كسی نميتواند به جای شما وارد شود زيرا شما مديريت كامپيوتر را داريد و ميتوانيد حتی برای استفاده كننده های ديگر هم قواعدی خواص تايين كنيد مثلا برادر كوچك شما نتواند فايلها را پاك كند.
اين قسمت برای تنظيمات اتصال به اينترنت است.روی منوی پايين روی اول زده و ايران را انتخاب كنيد.در قسمت What Area Code استان را ميزنيد مثلا برای تهران 021 در قسمت dial nomber چيزی ننويسيد.و در پايين هم نوع ارتباط تلفنی خود تون يا پالس را انتخاب كنيد و next كنيد.
در اينجا ساعت محلی را انتخاب ميكنيد.جلوی time zone اگر در ايران هستيد GMT+03:30 Tehran را انتخاب كنيد.و بر روی next كليك ميكنيد .ويندوز نصب را ادامه داده و سر انجام به پايان ميرساند و سيستم restart خواهد شد.
بعد از شروع مجدد ويندوز از شما سوالاتی خواهد شد شما تمام گزينه هايی كه از شما ميخواهد ويندوز را توسط اينترنت رجيستر كنيد را كنسل كنيد(بايد گزينه های پايين را انتخاب كنيد) زيرا هنوز معلوم نيست مودم شما به درستی كار ميكند يا نه ؟
سپس در اخر از شما خواسته ميشود 5 user معرفی كنيد كه شما برای اولی نام خود را وارد كرده و finish را بزنيد.حال شما وارد ويندوز جديد شده ايد.
نصب ويندوز از بوت
برای اين كه ويندوز را از اول نصب كنيد بايد يك cd بوت داشته باشيد هنگامی كه سيستم را روشن ميكنيد كليد delete را نگه داريد و وارد تنظيمات setup شويد. اكثر mother board های جديد در همان بالا منوی boot را دارند كه شما با زدن كليد های چپ و راست ميتوانيد وارد ان شويد و بوت اول خود را cdrom انتخاب كنيد.بايد روی ان enter زده و cdrom را انتخاب كنيد.سپس روی exit رفته و save and exit يا چيزی شبيه به اين را بياد انتخاب كنيد كه تنظيمات شما را زخيره كند.حال هنگام روشن كردن سيستم اگر cd بوت در سيستم باشد ميتوانيد از ان استفاده كنيد.بعد از اين كه cd بوت شد و هنگامی كه گفته ميشود press any key .......... دكمه ای را بزنيد تا وارد مراحل نصب ويندوز شويد.
منتظر بمانيد تا ويندوز مراحل نصب را طی كند بعد از اين كه به متنی كه حاوی توضيحات مايكروسافت و نوعی قرارداد با شما ميباشد رسيديد. روی F8 كليك كنيد تا تائيد شود.
در قسمت بعد چنانچه شما قبلا ويندوزی داشته باشيد از شما خواهد شد كه ميخواهيد روی همان ويندوز نصب شود يا انتخاب با شما باشد. با زدن دكمه R ميتوانيد روی همان ويندوز نصب كنيد و با زدن دكمه Esc انتخاب درايو ظاهر خواهد شد.پيشنهاد ما Esc ميباشد.
اگر Escرا زده باشيد اين قسمت يعنی قسمت انتخاب درايو ظاهرمی شود. ميتوانيد درايو مورد نظر را انتخاب كنيد همچنين با زدن دكمه Dميتوانيد درايو را پاك كنيد تا بعدا تبديل به درايو جديد يا تبديل به دو يا چند درايو كنيد. بعد از اين كه D را بزنيد دوباره دكمه Lرابزنيد حال درايو پاك شده.ميتوانيد درايو پاك شده را انتخاب و با زدن دكمهCان را دوباره بسازيد.وقتی ان را ميسازيد ميتوانيد هجم ان را تايين كنيد .مثلا اگر ميخواهيد درايو را تبديل به دو درايو كنيد.بايد هجم فعلی را تبديل به 2 كرده و Enter كنيد.حال دو درايو جديد خواهيد داشت. البته برای عوض كردن يا تقسيم هجم درايو ميتوانيد از Partition Magic هم استفاده كنيد كه اموزش ان در بخش اموزش گذاشته شده.يا اين كه برای ساخت پارتيشن های خود بايد Fdisk را بلد باشيد كه ان هم در بخش اموزش ياد داده شده است. به حر حال با انتخاب درايو مورد نظر خود ميتوانيد وارد قسمت بعد شويد.
در اينجا ميتوانيد انتخاب كنيد كه فرمت درايو شما چه باشد FAT يا NTFS تفاوت اين دو را در اينجا ببينيد و انتخاب كنيد.بهتر است گزينه هايی كه جلوی ان كلمه Quick نوشته شده را انتخاب نكنيد زيرا فرمت كامل مناسب تر است. بعد از اين كه مراحل را رد كرديد ويندوز فرمت انتخابی شما را اغاز كرده و سپس فايلهای مورد نياز را كپی ميكند. سپس سيستم restart خواهد شد.
بعد از اين كه سيتم restart شد كاملا صبر كنيد تا ويندوز مراحل نصب را ادامه دهد اگر به پنجره وارد كردن كد ويندوز رسيديد كدی كه در كيس ويندوز يا در فايلی متنی با نام serial يا cd key قرار دارد وارد كنيد.اين پنجره بستگی به تنظيمات شما ممكن است در اين قسمت يا در قسمتهای بعد ظاهر شود.
در اينجا زبان خود را انتخاب ميكنيد .برای اين كه امكان تايپ فارسی داشته باشيد روی customize كليك كرده و تب language را انتخاب كنيد سپس هر دو تيك را علامت بزنيد و apply را بزنيد تا فايلهای مربوط نصب شوند بعد در قسمت details روی add كليك كرده و فارسی را اضافه كنيد. رو دكمه ok زده و next كنيد.
برای ادامه از قسمت قرمز رنگ شروع کنيد.
آيا مي خواهيد سالها به عمر كامپيوتر خود بيفزاييد. در اينجا نكاتي ساده را به اطلاع شما مي رسانيم كه از كاهش كارايي و عمر كامپيوتر جلوگيري مي كند.
بزرگترين دشمن كامپيوتر گرماست، كه باعث مي شود چيپ هاي و ديگر اجزاي داخلي كامپيوتر گرم شوند. و همچنين از كارايي كامپيوتر مي كاهد.
اولين چيزي كه بايد چك كنيد اين است كه از جريان هوا در اطراف كامپيوتر خود مطمئن شويد. اگر كامپيوتر خود را در يك محفظه قرار مي دهيد. حتماً در پشت آن يك سوراخ دايره اي براي جريان هوا باز كنيد. به طوريكه اين سوراخ مسير هواي فن كامپيوتر شما را باز نگه دارد. تا هواي خنك بتواند از داخل كيس كامپيوتر شما بگذرد.
اگر كامپيوتر را در داخل محفظه اي قرار مي دهيد، حداقل تا فضاي 10 سانتي متري پشت كيس نبايد هيچ مانعي وجود داشته باشد. تا جريان هوا برقرار شود.
مطمئن شويد بالا و پشت مانيتور شما از گرد و خاك پاك شده است. كتابها، ورقهاي كاغذ، جعبه ها و ساير اشياء را روي مانيتور خود قرار ندهيد. هميشه به شكافهاي بالاي مانيتور توجه كافي داشته باشيد تا گرماي اضافي به راحتي دفع شود. اگر اين گرما دفع نشود گرماي اضافي به قطعات الكترونيكي مانيتور سرايت كرده كه نتيجه آن بهم ريختگي رنگ، لرزش تصوير و مشكلات ديگري را براي مانيتور است.
كار بعدي كه مي توانيد انجام دهيد پاك كردن گرد و غبار از سطوح داخلي كامپيوتر است.اين كار را حداقل دو بار در سال انجام دهيدو هر دو سال يكبار اين كار را براي مانيتور انجام دهيد.
به گرد و غبار همانند يك پتو نگاه كنيد، كه چيپهاي كامپيوتر را داغ نگه مي دارند، هر چه گرد و خاك بيشتري روي آنها نشسته باشد، بيشتر داغ ميشوند. چه ميزان گرد و خاك زياد است؟ 0.05 ميليمتر چطور است يا آنقدر كه بتوان گرد و غبار را ديد، همين ميزان كم مي تواند دماي داخلي چيپها را 5 درصد افزايش دهد. به نظر شما 5 درصد زياد نيست ! اگر بدانيد اين مقدار ميتواند سالها از عمر كامپيوتر شما بكاهد چطور؟
راحت ترين راه براي نظافت داخل كامپيوتر استفاده از يك جاروبرقي خانگي است. بعد از اينكه با يك مكنده مانند جاروبرقي آن را تميز كرديد مي توانيد از هواي فشرده (با فشار كم طوري كه به قطعات كامپيوتر صدمه وارد نشود) براي بيرون راندن گرد و غبار باقي مانده استفاده كنيد.
مطمئن شويد كه پره هاي فن هاي خنك كننده را كاملاً تميز كرده ايد. فن منبع تغذيه برق و CPU و كيس را تميز كنيد.
براي نظافت كي برد هم از هواي فشرده استفاده كنيد و توجه داشته باشيد كه هيچگاه براي نظافت كي برد از مايعات استفاده نكنيد. و از يك كاور براي پوشاندن كي برد در زمان بي كاري كي برد استفاده كنيد. با همين روش ساده سالها به عمر كي برد خود اضافه مي كنيد.
و اما مي رويم سراغ هارد ديسك، اول از همه توجه داشته باشيد كه هارد ديسك به گونه اي طراحي شده است كه به صورت افقي نصب شود بنابراين نمي توانيد هارد ديسك را به پهلو نصب كنيد و از آن انتظار كار بيش از دو سال را داشته باشيد. 90 درصد هارد ديسكها كه به پهلو در كيس نصب مي شوند بعد از دو سال مشكل پيدا مي كنند و احتياج به تعويض دارند. اين شيوه نصب باعث فشار وارد شدن به قسمت كوچكي از بيرينگ هاي هارد مي شود و اين بيرينگ ها خراب مي شوند. ولي با نصب افقي هارد وزن هارد به طور يكنواخت در كل سطح بيرينگ تقسيم مي شود بنابراين بيرينگ هارد دچار خرابي پيش از موعد نمي شود.
معمولاً هارد ديسكهايي كه روي قطعاتي كه توليد گرما مي كنند قرار مي گيرند يا بين قطعات ديگر ساندويچ شده اند و براي تبادل حرارت و جريان هوا فضاي كافي وجود ندارد زودتر دچار مشكل مي شوند.
بخاطر داشته باشيد كه هارد درايو شما داراي يك موتور و قطعات متحرك است. هر چه تهويه هوا در اطراف آن بيشتر باشد راحتر گرماي اضافي را دفع مي كند و عمر آن بيشتر خواهد بود. در ضمن هارد نسبت به لرزش و تكانهاي شديد به خصوص در حال كار حساس است پس مراقب هارد ديسك خود باشيد و كامپيوتر خود را روي ميزي قرار دهيد كه محكم و ثابت است.
به كامپيوتر خود اجازه بدهيد نفس بكشد و آن را تميز نگه داريد تا در سالهاي بعد هم در خدمت شما باشد
درمان چین و چروک پوست
/درمان%20چین%20و%20چروک%20پوست_files/1651645236861120491451062315712020162154.jpg)
درمان چین و چروك پوست از مواد موضعی گرفته تا جراحی قابل انجام است. مناسب ترین روش برای هر كس با توجه به وضعیت پوست او، بودجه و نتیجه ی دلخواهی كه مایل است به دست آورد تعیین می شود:
• ترتینوئین
• تزریقی
• كلاژن تزریقی
• پیلینگ
• برداشتن سطحی پوست
• برداشت پوست توسط لیزر
ترتینوئین A Retin (رتینوئیک اسید یا اسید ویتامین A)
Tretinoin یا Renova دسته ای از ترتینوئین و ماده ای است وابسته، اما جدا از ویتامین. ترتینوئین پاسخ سلول های پوستی به فاكتور رشد را افزایش می دهد. ترتینوئین موضعی یكی از چند ماده ای است كه اثرات ضد پیری روی پوست دارد و سبب كاهش چین و چروك و خشکی پوست می شود. ضخامت اپیدرمی پوست را افزایش داده و رسوب كلاژن را تحریك می كند.
معمول ترین اثرات جانبی ترتینوئین روی پوست، تحریك پوست است كه می توان با استفاده صحیح از آن و غلظتی مناسب از فرآورده، آن را به حداقل رساند.
Botox
این روش همچنین به عنوان عصب برداری آرایشی شناخته شده است و تزریق Botox برای بهبود و برطرف كردن خط های نگرانی (اخم )، خط های خنده و دیگر خطوط و چروك های وابسته می باشد.
Botox واقعاً سم بوتولینیوم است و اساساً توسط چشم پزشك برای درمان انقباض عصبی پلك چشم به كار می رود. این ماده یك انتخاب عالی برای خط های پیشانی و اخم است (مخصوصا كه عمودی بین ابروها ایجاد شده باشد) كه با یك سوزن باریك به ناحیه مورد نظر تزریق می شود. این كار فعالیت عضلات پرتنش را كه سبب چروك پوست شده اند، در حدود 5 روز كاهش می دهد و پوست را نرم می كند. اثر آن معمولاً حدود 6 تا 9 ماه طول می كشد، سپس می تواند تكرار شود.
واكنش آلرژیك به این ماده بسیار نادر است. در مورد خطر فلج عضلات مجاور كه ممكن است سبب اختلال موقت بینایی شود و یا اثرات آرایشی ناخواسته داشته باشد، باید با یك متخصص پوست صحبت شود. میزان كمی از پایین افتادن ابرو نیز ممكن است، اتفاق بیفتد، اما این نیز با عدم درمان ناحیه ای كه درست بالای قسمت ابرو وجود دارد، قابل پرهیز است. این روش به بیهوشی احتیاج ندارد.
پُركننده های قابل تزریق :
پركننده های قابل تزریق كلاژن برای چین های دور لب استفاده می شود. جایی كه Botox نتواند استفاده شود، برای تضعیف عضلات دهان یا گونه ها به کار می رود كه این تأثیر را روی لبخند می گذارد. بنابراین بهترین درمان چروك های زیر پلك چشم (برای صحبت كردن) با پر كردن آنها توسط پر كننده های بافت های نرم (كلاژن معمولی) می باشد. این پركننده ها ممكن است به تنهایی یا در تركیب با روش های سطحی پوست نظیر درمان لیزری یا روش های دیگر استفاده شوند.
اثرات جانبی شامل واكنش آلرژیك به كلاژن می باشد. بنابراین یك تست پوستی كوچك و یك انتظار 4 هفته ای الزامی است. اگر هیچ واكنشی اتفاق نیفتد، تزریق كلاژن می تواند انجام شود.
پیلینگ
كندن پوست به طور شیمیایی (پیلینگ) چین و چروك ها را برطرف كرده و رنگدانه ها را تغییر می دهد. خفیف ترین شكل، پیل های شیمیایی، گلیكولیك اسید (آلفا هیدروكسی) است كه اغلب برای درمان مشکلات خفیف پوستی در اثر آفتاب استفاده می شود. در حالی كه چین و چروك های عمیق تر و تیره تر و دانه های ناشی از تابش آفتاب با یك پیل شیمیایی TCA درمان می شوند. هر دوی این روش ها با به كار بردن یك ماده شیمیایی بر روی سطح پوست قابل انجام است. پیل های گلیكولیك، اغلب برای دستیابی به نتایج دلخواه احتیاج به استفاده مكرر دارند. فالیوهای اصلی اسیدهای گلیكولیك به خاطر توانایی شان برای پوسته پوسته كردن پوست است.
برطرف كردن لایه خارجی پوست، سلول ها را در لایه های پایینی (برای رشد و تقسیم) تحریك می كند، بنابراین بی نظمی های پوست را كم می كند. از این رو هر چه بیشتر، شما پوستتان پوسته پوسته شود، تقسیمات سلولی بیشتر در لایه های پایینی پوست اتفاق می افتد. هر چند كه سلول های انسان طبیعی نمی تواند بی اندازه و نامحدود تقسیم شود. قرار گرفتن ناحیه تحت مداوا در معرض خورشید در چند هفته اول بعد از یك پیل شیمیایی، ممكن است سبب تغییرات پیگمانتاسیون برای پوست شود و پوست روشن تر یا تیره تر گردد. اغلب برداشتن پوست می تواند نتایج مشابهی با پیل های شیمیایی فراهم كند و در بعضی موارد درمان با برداشتن سطحی پوست توسط لیزر مناسب تر است.
برداشتن سطحی پوست
برداشتن سطحی پوست می تواند برای درمان چین و چروك ، جای جوش های سطحی و لكه های صورت به خوبی استفاده شود. در این روش از كریستال های كوچك آلومینیوم اكسید برای پاك كردن پوست و برطرف كردن لایه های سطحی و بی نظمی های سطحی پوست استفاده می شود. این روش هیچ دردی ندارد و حداقل قرمزی بعد از این روش معمولاً در عرض چند دقیقه یا ساعت ظاهر می شود.
برداشتن پوست توسط لیزر
برداشتن پوست به روش لیزری معمولاً به نام "لیزر پیل" نامیده می شود و یك لیزر كربن دی اكسید برای برطرف كردن نواحی آسیب دیده با لایه های پوست چروكیده استفاده می شود. این روش معمولاً روشی است كه برای به حداقل رساندن ظهور خطوط، مخصوصاً خطوط نواحی دهان و چشم به كار برده می شود. برطرف كردن چروك ها با لیزرها معمولاً از 7 تا 10 سال به طول می انجامد، البته اگر از نور آفتاب پرهیز شود. اثرات جانبی شامل تورم و ناراحتی موقت می باشد. همچنین ممكن است حساسیت به نور، صورتی شدن پوست خطراتی شامل سوختگی یا جراحات جای جوش و عفونت ویروسی و دیگر عفونت ها ایجاد شود.
روش های دیگر :
روش های دیگر برای كاهش چروك پوست كه رایج هستند شامل استفاده از استروژن ها، مصرف ویتامین C و انجام ورزش های صورت می باشد.
ترجمه :
/راه%20درمان%20جوش%20های%20صورت%20چیست%20؟_files/14915315616218413259902521616221573206182.jpg)
در قسمت قبل به توضیح در مورد
ضد آفتاب ها پرداختیم . اینک در ادامه می خوانیم... جوش صورت یا آکنهآکنه یا جوش یک اختلال پوستی است که در سنین نوجوانی شروع می شود و تا آخر جوانی ادامه می یابد. برای درمان ابتدا باید دید که آیا ضایعات واقعاً جوش هستند؛ چون خیلی از ضایعات پوستی شبیه جوش بروز می کنند. جوش بیشتر در نواحی سِبوره ( نواحی از بدن که دارای غدد سباسه فراوان است مثل اطراف بینی، پیشانی، چانه، قسمت های فوقانی پشت و سینه و شانه ها دیده می شود.
غدد سباسه به طور طبیعی در تمام سطح پوست گسترش دارند و مسئول چرب نگه داشتن سطح
پوست می باشند. همچنین به علت دارا بودن بعضی مواد دارای خاصیت ضد میکروبی و قارچی هستند. این غدد در کف دست و پا و لـب وجود ندارند و بیشترین تراکم آنها در صورت ، سر، سینه و قسمت بالای پشت است.جوش بیشتر در صورت دیده می شود و شکل های متفاوت دارد مثل: کومدون ( جوش های ریزی که به صورت سر سیاه و سر سفید دیده می شوند )؛ پاپول (جوش های برجسته و قرمز رنگ)؛ پاسچول (جوش های چرکی ) و ندول ( تورم التهابی که در عمق بیشتری نسبت به پاپول قرار گرفته اند) و بالاخره کیست ( فضاهای بسته ای در زیر پوست حاوی ماده نیمه جامد یا مایع ). با بسته شدن دهانه خروجی غدد چربی به علت های گوناگون جوش به وجود می آید. علت های بسته شدن این دهانه ها شامل:
?) تولیـد و ترشح زیادی چربی در این غدد که خود این می تواند به علت ارثی بودن یا عدم تنظیم هورمونی باشد. البته گاهی میزان هورمون در سطح طبیعی می باشد ولی پوست به این مقدار طبیعی نیز حساس است. مصرف خارجی هورمون هایی مثل هورمون مردانه ( تستوسترون) و کورتیکواستروئیدها ( کورتن) می تواند باعث ایجاد و تشدید
آکنه شود.?) رشد میکروب در دهانه غدد که باعث التهاب و بسته شدن این غدد می شوند.
?) اختلال در کراتینی شدن ( در تشکیل کراتین دهانه اختلال وجود دارد مثل افرادی که سوء تغـذیه یا رژیم غـذایی دارند که اسیدهای چرب ضروری در بدن آنها کـم است و یا به علت های دیگری این اختلال وجود دارد).
جوش های صورت را نمی توان به طور کامل از بین برد ولی می توان آنها را تحت کنترل در آورد.
4) التهاب (رها شدن مواد التهاب زا بدون
فولیکول مو ) که علت اصلی آن را فعالیت میکروبی در غدد سباسه می دانند که باعث ایجاد پاسخ التهابی بین دو فولیکول می شود. علل دیگر مؤثر در آکنه رژیم غذایی ( اثر آن هنوز اثبات نشده است اما مصرف بیش از حد کربوهیدرات ها و مواد قندی در تشدید آن نشان داده شده است که در عین حال اثر رژیم های کم کالری نیز در جلوگیری از بروز آکنه مشخص شده است). تعریق ( در بسیاری از افراد باعث تشدید آکنه می شود) اشعه ماوراءبنفش ؛ که باعث بهبود ضایعات آکنه می گردد. استرس های روحی ؛ که آن را بخصوص در خانم ها تشدید می کند./راه%20درمان%20جوش%20های%20صورت%20چیست%20؟_files/2716794241198672484219616015612216459211255.jpg)
درمان این جوش ها بسته به نوع جوش انجام می گیرد. به طور کلی شستشوی مکرر نواحی جوش به ویژه با صابون هایی که اسیدیته می باشند و از خود بقایایی به جا نمی گذارند در جلوگیری از تشکیل جوش جـدید تا حـد زیادی مؤثر است و در درمان نیز کمک کـننده می باشد. این
صابون ها در داروخانه ها موجودند و به عنوان ضدجوش معرفی می شوند . در درمان جوش از داروهای ضد باکتری ( میکروبی ) نیز استفاده می شود که بستگی به نوع جوش و گسترش آن دارد.داروهای دیگری نیز بسته به نوع جوش ، در درمان ، مصرف دارند که اختصاصی هستند و از حوصله این بحث خارج است.
افرادی که دارای جـوش هستند باید از مصـرف هرگـونه کـرم یا پـماد اجـتناب کنند، چون باعث بدتر شدن جوش ها می شود.
افرادی هستند که منافذ پوست آنها به اصطلاح باز است و داخل این منافذ به صورت سیاه دیده می شود. ترشح چـربی و در معرض هوای آزاد قرار گرفتن این چـربی باعث اکسید شدن آن می گردد و به صورت سیاه دیده می شوند. برای از بین بردن آن می توان از همان صابون هایی که گفته شد استفاده کرد.
یکـــی از عارضــه های جــوش صـورت، باقـی ماندن لکه در آن ناحیه به علت التهاب و فــعال بودن سیسـتم دفـاعـی بدن در آنجا است. در محل جـوش هایی که بیشـتر دستـکاری شــوند احـتمال به وجود آمـدن لکه بیشتر است. ضمناً در افراد با رنگ پوست تیره تر، لکه ناشی از جوش بیشتر است .
درمان این عارضه در حقـیقـت درمــان جـوش است. یعـنــی با درمان جوش به علت کم شدن التهاب، احتمال به وجود آمدن لکه کم می شود. درمان قطـعی برای از بین بردن این نوع لکه وجود ندارد و در طـول زمان بسته به نوع پوست این لــکه ها از بین می روند. البته بعضــی از داروهای موضعی، این طول زمان را کاهش می دهند که از آن جمله می توان از ژل های حاوی AHA نام برد. این ژل حاوی اسیدهای میوه می باشد و باعث تسهیل در پوسته ریزی طبیعی پوست می شوند و به همین دلیل پوست ، جوان و شاداب می ماند.
داروهای موضعی دیگر کـه کـمک کننده می باشند: کرم و ژل های حاوی
ویتامین C و مشتقات ویتامین A ( کرم و ژل ترتینوئن ) .همانگونه که ذکر شد در طب رایج هنوز آثار رژیم غذایی بر ایجاد و تشدید آکنه به خوبی شناخته نشده است. بر اساس طـب قـدیـم و تجربه بیماران بعضـی از خوراکی ها در بدتر کردن جـوش صورت دخیل می باشند و پرهـیز از این خوراکی ها باعث بهبودی در جوش می شود.
از جمله خوراکی هایی که باعث بدتر شدن جوش ها می شوند: غذاهای چرب ، تنقلات ،
خرما ، کشمش ، محصولات دریایی ( ماهی و میگو ) ، بعضی از میوه جات ( موز، کیوی ، خرمالو ) هستند. بهـترین راهکار، پرهـیز از مواد غذایی و خوراکی هایی است که فرد اظهار می کند با خوردن آنها جوش صورتش بدتر می شود. ادامه دارد...در قسمت بعد به مباحثی در مورد مراقبت از پوست می پردازیم.
منبع: اینترنت گردآوری : بخش اجتماعی تبیان کارشناس مشاوره پزشکی : دکتر میثم شیرزاد
/راه%20های%20كنترل%20استرس_files/24431148227871061424144332181618512187.jpg)
به خاطر داشته باشید كه تأثیرات فشار كار اضافی ، می تواند باعث افزایش استرس شود. مسائلی كه سازگاری با آنها در یك مدت معین آسان است، در لحظات بحرانی ، غیر قابل تحمل هستند؛ فكر كنید كدام كار خاص استرس زاست. یعنی انجام كارهای روزمره زیادی می تواند كمتر از انجام چند كار پیچیده و فوری استرس زا باشد. جدولی از چرخه های روزانه و سالانه استرس تهیه كنید و از آن برای برنامه ریزی الگوی استرس منظم در آینده استفاده كنید .